تحولي تاريخي در راه است
بسمالله الرحمن الرحيم
در تاريخ ملتها گاهي اتفاقاتي رقم ميخورند که استثنائي و سرنوشتساز هستند. آنچه در انتخابات مياندورهاي آمريکا اتفاق افتاد از اين قبيل است. سطح اين واقعه را نبايد به برداشتهائي از قبيل شکست حزب جمهوريخواه و پيروزي حزب دموکرات تنزل داد. کساني هم گفتهاند اين يک پيروزي براي ايران بود. حتي اين برداشت هم نميتواند محتواي واقعي آنچه در انتخابات مياندورهاي آمريکا رخ داده است را تفسير کند.
ميان ايران و آمريکا يک کره زمين فاصله است. اينکه عليرغم آنهمه بوق و کرنا که در اختيار ترامپ و صهيونيستهاي بينالملل و همدستان پولدار آنها قرار دارد و عليرغم سه ميليارد و نيم دلار پولي که جمهوريخواهان براي برنده شدن هزينه کردند و فقط ايلان ماسک بیش از 400 ميليون دلار از ثروتش را در اختيار ترامپ قرار داد تا در تبليغات اين انتخابات خرج کند در عين حال نتيجه انتخابات چيز ديگري شد، اين را بايد در سطح بالاتر از برداشتهاي معمولي تفسير کرد.
نميخواهيم ماورائي فکر کنيم و اين قبيل مسائل را به امور غيبي نسبت بدهيم. چنين اتفاقاتي بخشي از اقتضائات همين دنياي مادي و نتيجه تعاملات انساني است. ترامپ باد کاشت، طوفان درو کرد و حالا ناچار است عوارض منفي عملکرد خلاف خود را تحمل کند. او علاوه بر تحميل جنگ بر ايران و کشتار آنهمه انسان بيگناه و دانشآموزان بيخبر از منازعات و تخريب زيربناها، در غزه و لبنان نيز از صهيونيستها براي نسلکشي مردم اين مناطق حمايتهاي تسليحاتي و مالي و سياسي کرد و در بسياري از نقاط جهان ترتيبات مرتبط با نظم کشورها و منافع ملتها را بهم ريخت. کمااينکه در خود آمريکا هم مردم از دست او به ستوه آمدند و از نظر مادي و معنوي دچار کابوس شدند. اين عملکرد غيرانساني در نظام طبيعت با عکسالعمل مواجه ميشود و دير يا زود براي تنبيه عامل اصلي آن اقدام ميکند که در مورد ترامپ و همدستان مجرم او سرعت عمل مناسبي نشان داده است. اين البته آغاز عکسالعمل است و بايد منتظر ادامه آن باشيم. به قول آن تحليلگر عرب، ترامپ ميخواست رژيم ايران را تغيير بدهد، رژيم آمريکا تغيير کرد.
قطعاً آثار انتخابات مياندورهاي آمريکا در تاريخ اين کشور به صورت برجسته باقي خواهد ماند. حزب جمهوريخواه اولين نهادي خواهد بود که حساب خود را از ترامپ جدا خواهد کرد. اين را از آنچه در عکسالعمل جيديونس معاون رئيسجمهور آمريکا نسبت به نتايج انتخابات مياندورهاي ديده شده به روشني ميتوان فهميد. ونس به سرعت به سراغ بازسازي حزب جمهوريخواه رفته و بر ضرورت تکيه بر رسيدگي به اوضاع نابسامان داخلي آمريکا، توجه به معيشت مردم و سروسامان دادن به اقتصاد کشور تأکيد کرد تا در انتخابات بعدي نگاه مردم به حزب جمهوريخواه مثبت شود.
اين رويکرد ونس را بايد موضع رسمي حزب جمهوريخواه تلقي کرد که در درجه اول به معناي طرد سياستهاي تهاجمي بينالمللي ترامپ است و در مرحله بعد به تجديد نظر در روش ترامپ در سياست داخلي که بر بياعتنائي به خواست مردم آمريکا مبتني است توجه دارد. تفسير روشن اين موضع رسمي حزب جمهوريخواه را بايد آغازي براي مختومه کردن پرونده سياسي دونالد ترامپ و اعلام ورشکستگي سياسي او دانست، واقعيتي که خود ترامپ هم گريزي از آن ندارد.
اکنون در دايره حکمراني ترامپ غير از هگست وزير جنگ و روبيو وزير خارجه همفکر ديگري براي رئيسجمهور شکست خورده آمريکا باقي نمانده است. حتي نظاميان آمريکائي هم با سياست جنگافروزي ترامپ مخالفند و اگر فريبکاريهاي نتانياهو بگذارد بايد بساط جنگ در خاورميانه جمع شود. در سرزمينهاي اشغالي هم شکست نتانياهو در انتخابات کنست را بايد در مقياسي کوچکتر شبيه آنچه بر سر ترامپ آمد تفسير کرد. بدين ترتيب به نظر ميرسد نهتنها در خاورميانه بلکه حتي در سطح بينالمللي تحولي تاريخي در راه است.