آيتالله هاشمي رفسنجاني
اشاره
نوزدهم ديماه سالگرد ارتحال يکي از نوادر رجال سياسي دوره معاصر ما، آيتالله هاشمي رفسنجاني است. مرحوم آيتالله هاشمي از ويژگيهاي زيادي برخوردار بوده است که هريک در فرصت مستقل نياز به بررسي دارد اما يکي از خصوصيات بارز ايشان که مربوط به حوزه و روحانيت ميشود، اين است که ايشان، افزون بر آشنايي مبنايي و اجتهادي با آموزههاي دين به ويژه فقه، حدود چهار دهه در کليديترين مناصب حکومتي، اعم از سياستگذاري و تصميمگيري و نيز قانونگذاري، اجرايي و حتي نظامي، حضور داشته و با ابعاد مختلف نيازهاي اجتماعي مربوط به روحانيت کاملا آشنا بوده است. ايشان با اين دانش و تجربه گران بهاء، يکي از پروژههاي مهمي را که در باره حوزه و روحانيت دنبال ميکرد، تخصصي شدن اجتهاد و فتواي شورايي بود که آن را مکرر پيگيري کرده است. يکي از اين موارد، گفتوگوي مفصلي است که به صورت مکتوب با پايگاه بينالمللي همکاريهاي خبري شيعه يعني «شفقنا» انجام داده است و در آن، بحث فوق را مجدد مطرح کرده است.
تخصصي شدن فقه
هاشمي رفسنجاني در بخشي از اين گفتوگوي مفصل ميگويد: «در دوران نوآوري، بحث تخصصي شدن اجتهاد جدي است. با توجه به وجود آمدن دهها فصل و باب جديد در روابط انسانها و جوامع و تمامي کشورها نظام اسلامي نميتواند در آن مسائل بينظر و بيتفاوت باشد. يک مجتهد نميتواند به تنهايي در همه ابواب مورد نياز فقهي جامعه و مردم متخصص باشد. الان همه ميفهمند که يک مجتهد نميتواند به تنهايي در همه ابواب مورد نياز فقهي جامعه و مردم متخصص باشد. هيچ کس قدرت اين کار را ندارد. مرحوم شيخ بهايي تعبير بسيار جالبي دارد که جزو جامعترين علماي تاريخ ماست و عمده علوم زمان خود را ميدانست. خودش ميگويد: «هرجا در مقابل ذي فنون قرار گرفتم پيروز شدم ولي هرجا در مقابل ذي فن قرار گرفتم شکست خوردم.» يعني کسي که در يک فن صاحب مهارت است در بحثها مرا که صاحب فنهاي متعدد هستم، شکست ميداد.» اين تجربه شيخ بهايي است. ميگويد: «غلبت کل ذي فنون و غلبت من کل ذي فن». نميتوان قبول کرد که يک نفر با علم به همه علوم در همه مسائل فتوا بدهد».
هاشمي رفسنجاني اين پرسش را مطرح ميکند که چگونه ميتوانيم در عمر 30 يا 40 ساله تحصيل همه علوم دنيا را در حقوق بينالملل، حقوق کودک، حقوق زن، حقوق معلولين، حقوق جامعه و دهها رشته ديگر در حد متخصصان ياد بگيريم؟ درحالي که هرکدام آنها در حد يک تخصص بسيار بالاست که هر کدام چند رشته جدا و گرايش در زيرمجموعه خود دارند. واقعا نميتوان قبول کرد که يک نفر با علم به همه علوم در همه مسائل فتوا بدهد.
فقه تخصصي، تقليد تخصصي
او ميافزايد: در دوره حکومت اسلامي داريم به طرف فقه تخصصي ميرويم. اگر نميخواهيم حکوت اسلامي باشد مثل گذشته ميتوان مسائل را به گونهاي طي کرد ولي اگر بخواهيم در همه امور مردم دخالت کنيم، بايد با فقه تخصصي باشد. اگر فقه تخصصي را پذيرفتيم تقليد تخصصي را هم بايد بپذيريم، يعني لازم نيست مقلدين در همه امور از يک مجتهد تقليد کنند. ميتوانند بررسي کنند که مثلا مجتهد متخصص در قضا، دفاع، مسائل اخلاقي، مسائل اقتصادي و غيره کيست تا در هريک از مسائل از بهترينهاي همان موضوع تقليد کنند.
هاشمي ميگويد: اگر يکي از شرايط تقليد، تقليد از اعلم است، قطعا متخصص اعلم از غيرمتخصص است. وقتي ميخواهيد به دکتر برويد براي تشخيصهاي اوليه به دکتر عمومي ميرويد ولي وقتي قرار شد علاج اساسي کنيد، پيش دکتر متخصص ميرويد چون او بهتر از هر دکتري ميداند. اگر اين دو موضوع را پذيرفتيم بايد شوراي فقهي را بپذيريم. وقتي به سياست ميرسيم و ميخواهيم جامعه را اداره کنيم لازمه مديريت جامعه اداره همه جامعه است. شوراي نگهباني که براي نظارت بر قوانين مجلس تشکيل شده بايد شورايي باشد که همه تخصصها را يا خودش داشته باشد يا متخصص همان موضوع در مباحث پيش اعضاي شوراي نگهبان نشسته باشد تا بتواند نظر تخصصي بدهد. او با تأکيد بر اينکه لامحاله در دوره تخصصي شدن رشتههاي فقهي به شورايي شدن فقهي ميرسيم اظهار ميکند: پايه اصلي همه اين مسائل عقل است يعني توجه به عقل، توجه به اجتهاد است. اجتهادي که در چارچوب انجام شود. منابع و مباني ما در قرآن و سنت هستند.
توجه به فقه مقارن
هاشمي رفسنجاني با تأکيد بر اينکه بايد فقه مقارن را جدي بگيريم، معتقد است شوراي فقهي براي مسائل عمده مديريتي کشور يکي از ضروريات زمانه است. وي در ادامه گفت وگوي مکتوب و تفصيلي با شفقنا به بحث مرجعيت علمي اهلبيت(ع) پرداخته و ميگويد: در مسألهاي که باز فقه مقارن مطرح ميکند پيشنهاد ديگري دارم که بايد علماي شيعه و سني منصفانه درباره اين پيشنهاد قضاوت کنند. طبق روايت متواتر ثقلين که پيامبر فرمودند: «کتابالله و عترتي» يعني اينها مرجع شما خواهند بود. با اين حديث اين دو تا روز قيامت و لب حوض کوثر با هم خواهند بود. پس هم اهل سنت و هم شيعه بايد مرجعيت علمي اهلبيت(ع) را بپذيرند. نميگويم انحصاري باشد. بايد به عنوان يک مرجع مطمئن که در زمان حضرت علي(ع) و زمان امام صادق(ع) اين گونه بود به اهلبيت توجه کنيم.
او تأکید ميکند: علماي اهل سنت در کتاب هايشان اين روايات را آوردهاند و ما هم که معتقديم بايد يکي از مراجع علمي ما در بحث فقه مقارن رواياتي باشد که از اهلبيت(ع) به ما رسيده است. البته بايد با علم روايت و درايت به روايات صحيح برسيم. چون روايات ناصحيح در اخبار ما و اهل سنت زياد است. فرزند حسن البنا در مصر که يک عالم و شخصيتي معتبر است نظر داده بود که در صحيح بخاري و مسلم 653 حديث غيرقابل اطمينان وجود دارد. درحالي که از صحاح معتبر اهل سنتاند و کتابهاي خوبي هم هستند. ايشان در تحقيقات خود به اين نکته رسيد. ما هم اگر کتابهاي مهم مثل بحارالانوار و حتي کتب اربعه را نگاه کنيم مطمئنا احاديث غيرقابل قبول فراواني در آن ميبينيم. الان نميگوييم بايد به هر حديثي تمسک کنيم. اما اگر فقه مقارن باشند و علماي ما با هم بنشينند و بحث کنند تحقيقا مرجعيت اهلبيت يکي از مراجع قابل اتکا خواهد بود و خود اهل سنت نقل کردهاند. احاديثي مثل حديث ثقلين و چند حديث ديگر.
هاشمي رفسنجاني ميافزايد: در همان روزهاي جوانيام که در قم به درسهاي آيتالله بروجردي ميرفتم ايشان در يکي از جلسات درس گفتند، «به جاي مجادله با برادران اهل سنت بر سر خلافت بايد بر سر مرجعيت اهلبيت بحث کنيم که مال امروز است. بايد با هم به توافق برسيم که اگر چنين شود به درد جامعه ميخورد.»
لزوم اجتهاد جامعنگر
هاشمي تأکيد ميکند که توجه به عقل آن هم به خواست قرآن در اجتهاد جدي گرفته شود که الحمدلله الان جدي گرفته ميشود. او ادامه ميدهد: لازم است به تخصص در علوم اسلامي و ابواب و رشتههاي مختلف فقهي بها دهيم و براي هر رشتهاي تخصصي در حوزهها به وجود بيايد؛ البته اين تخصصها موقعي مفيد است که شخص متخصص داراي اجتهاد مطلق باشد.
هاشمي رفسنجامي ميگويد: هماکنون و از قرون گذشته نوعي تخصص در علوم ديني مربوط به فقاهت وجود دارد. البته معمولا 15 علم لازمه اجتهاد مطلق فقهي به حساب ميآيد که در حوزه ادبيات و علوم عقلي و علوم نقلي دسته بندي شده: در ادبيات 1ـ آشنايي به زبان عربي 2ـ علم صرف 3ـ علم نحو و بلاغت شامل: 4ـ بيان 5ـ معاني 6ـ بديع در علوم عقلي 1ـ علم منطق 2ـ فلسفه 3ـ علم کلام در علوم نقلي 1ـ علم تفسير 2ـ علم حديث 3ـ علم درايه 4ـ علم رجال 5ـ علم اصول فقه 6ـ خود علم فقه، اما در زمان ما و حتما در آينده بسياري از علوم ديگر هم لازمه استنباط و اجتهاد شده و بخصوص در فرض حاکميت اسلام و ضرورت اجراي نظام اسلامي که با توجه به جامعيت و شمول کامل احکام اسلامي بر همه شئون زندگي به تعبير جالب امام: «فقه اسلامي تئوري کامل و جامع اداره انسان و جامعه از گهواره تا گور است.»....
ناکارآمدي جامع فنون بودن
او مخطابش را حوزهها قرار ميدهد و ميگويد: اينکه انسان جامع علوم باشد و همه چيز را بداند خيلي خوب است براي آثارش هم خوب است اما براي اداره يک کشور آنجايي که ميخواهيم با دين و افکار فقهي کشور را اداره کنيم نميتوان با افکار جامعالفنونها کشور را اداره کرد. بايد در هر علم و رشتهاي متخصصان درجه يک داشته باشيم. همين کاري که دانشگاهيان ميکنند. دانشگاهها يک دوره اطلاعات عمومي و يک علوم پايه دارند و بعد به دورهاي ميرسند که وارد تخصص ميشوند. وقتي به تخصص رسيدند گرايشهاي مختلفي دارد و يک آدم ميرود و سالها زحمت ميکشد و صاحب تخصص ميشود و وقتي انسان با او مواجه ميشود ميبيند او همه چيز را در مورد بخش خودش ميداند و خيلي راحت ميتواند اظهار نظر کند. در عمل هم همه مردم اين را ميدانند.
ايشان ادامه ميدهد: ما در علم پزشکي به چه کسي مراجعه ميکنيم؟ به پزشک اطفال براي بچههايمان مراجعه ميکنيم يا به پزشک معمولي براي مغز و اعصاب ميخواهيم به چه کسي مراجعه کنيم؟ براي قلب به چه پزشکي مراجعه ميکنيم؟ بايد به کسي مراجعه کنيم که خوب ميداند. اين که عقل و حکم قطعي عقل است بنابراين تا وقتي که حوزهها حکومتي نيست ميتوانيم هر کاري بکنيم و خودمان را قوي کنيم اما وقتي ميخواهيم حوزه استراتژي و احکام حکومت را اداره کند و عقيده داريم که علماي ما بايد در مقابل مجلس بنشينند و جلوي هر حکمي را در هر موضوع خلاف شرع از مجلس درآمد بگيرند. اگر بخواهيم اين کار را بکنيم آنها بايد در آن موضوع تخصص داشته باشند. همين جوري که نميتوانيم کلي گويي کنيم. يک متخصص يا يک گروه متخصص مينشينند و به نتيجهاي ميرسند که يک کار کارشناسي است. يکي از ويژگيهاي امام اين بود که به کارشناسي خيلي اهميت ميدادند. يادتان است که امام يک بار گفتند، «اگر دو سوم مجلس چيزي را تصويب کردند شوراي نگهبان حق ندارد آن را رد کند». مجلس کارشناسي ميکند کار فقهي که نميکند. کارشناسان مينشينند و تصميم ميگيرند. آن زمان به خاطر اصرار مجلس بر اجراي مصوبات و ادله شوراي نگهبان بر مغايرت آن مصوبات با شرع يا قانون اساسي مشکلاتي به وجود ميآمد در چند نوبت به بن بست ميرسيديم که امام (ره) مجمع تشخيص مصلحت را تأسيس کردند تا در اين مورد بين آنها داوري شود. مجمع هم ترکيبي از علما و متخصصان و آدمهاي با تجربه است و اين جوري عمل ميکند.
هاشمي ميافزايد: من فکر ميکنم اين يک بخش مسلم تاريخي و ديني و بديهي عقل است و در مباني فقهي ما هم هست. شما تقليد را براي دو قشر عالم و جاهل چگونه در جامعه ترويج ميکنيد چرا تقليد از اعلم را واجب ميدانيد براي اينکه بايد از عالمتر بپرسند. اين حکم عقل و بديهي است و همه ما قبول داريم.
لزوم توجه به علوم روز
هاشمي رفسنجاني بار ديگر با تأکيد بر ضرورت تخصصي شدن اجتهاد میگوید: اگر ما در هر رشتهاي از فقه تخصصها را در حوزهها به وجود بياوريم ميتوانيم در هر موضوعي صاحبنظر داشته باشيم. البته اينها کافي نيست. بايد در همه علوم دنيا که به اداره کشور مربوط ميشود تخصص داشته باشيم. نبايد به گونهاي باشد که حوزه علميه از علوم روز دنيا چيزي نداند. نميگويم يک مجتهد همه اينها را بداند آن وقت ميشود که اگر خيلي هم نابغه باشد در مقابل ذي فن شکست ميخورد. بايد در حوزه براي همه رشتهها مجتهد صاحب يک تخصص داشته باشيم. البته بايد بعد از طي مراحل اوليه در حوزه باشد. يعني خواندن يکي دو دوره خارج براي همه لازم است بعد از آن بايد تفکيک شود و حوزه کلاس داشته باشد و آن فرد امتحان بدهد و به آن کلاس برود و متبحرترين فرد روزگار شود. همان کاري که در دانشگاهها ميکنند. وي ميگويد: اين يک کار من در آوردي نيست. دانشگاهها در اين زمينه بهتر از ما کار ميکنند. هنوز ميخواهيم در حوزه با سنت قديمي زندگي کنيم. به نظر ميرسد که تخصصي کردن علوم در حوزه يک ضرورت باشد. از يک ضرورتي حرف شيخ بهايي که يکي از جامعترين، عالمترين و نابغهترين شخصيتهاي علمي کشور است، استفاده ميکنم و عرض ميکنم ”غلبت ذي فنون و غلبت ذي فن” مسئولان حوزههاي علميه انتظار داريم اين کار را بکنند و رشتههاي تخصصي را جدا کنند. عالم متخصص براي هر رشتهاي بگذارند. البته طلبهها بايد مجبور شوند يک دوره عام را بگذرانند؛ مثل دانشگاهها امتحان بدهند و وقتي رساله تخصصي شان را نوشتند آن وقت به آنها پايان نامه تحصيلي بدهيد مجموعه اينها ميتوانند شوراي فقهي تشکيل بدهند که مسائل کشور را حل کنند.
هاشمي رفسنجاني در پايان اضافه میکند: تحقيقا بدانيد که اگر بخواهيم حکومت اسلامي و مکتب اهلبيت براي قرنها حاکم بماند بايد اين کار را بکنيم و هر چه هم تاخير کنيم ضرر ميکنيم. الان هم وقتي است که براي اين کار به اندازه کافي نيرو امکان و تجربه داريم و ميتوانيم از زير مجموعه آن 50 کتاب فقهي که معمولا ميخوانيم و هر کدامشان چندين زير مجموعه دارند رشتههاي تخصصي درست کنيم. انشاءالله يک حوزه نيرومند اسلامي براي آينده طولاني و براي اين انقلاب اسلامي فراهم کنيم.
*يک مجتهد نميتواند به تنهايي در همه ابواب مورد نياز فقهي جامعه و مردم متخصص باشد
*اگر فقه تخصصي را پذيرفتيم تقليد تخصصي را هم بايد بپذيريم
*شوراي فقهي براي مسائل عمده مديريتي کشور يکي از ضروريات زمانه است