در سوگ مديري باکفايت و خوشنام
خبر تلخ ارتحال بزرگ مردي فرزانه و مؤمن مهندس حسين طاهري که در عمر پربرکتش تا آخرين روزهاي حياتش در سنگر خدمت به مردم و کشور تلاش کرد جان و روحمان را متأثر و آزرده ساخت. او دانشآموخته دانشگاه علم و صنعت و از نادر مديراني بود که هرگز باج به کسي نداد و تا آخر پاي اعتقاداتش ايستاد. کساني که در طول حياتش با وي حشر و نشر و يا همکاري کوتاهي داشتهاند به نظم و جديت او در امور محوله و مراقبتش در کمالات اخلاقي اذعان دارند، او در انتخابهاي خود فارغ از نگاههاي سياسي به سلامت عقل و ايمان انسانها تکيه کردند بسياري از نيروهايي که باوي ازابتداي انقلاب همکاري وهمراهي داشتند جزو مديران ارشد سالهاي بعد کشور شدند. شهادت ميدهم درتمام دوره همکاري نسبتا طولاني بااو هرگز توصيه ودرخواستي شخصي از او مشاهده نکردم. دررعايت حق مردم و تقواي الهي بسيارجدي بود ملاحظهاي نداشت. باوجود لبخند مليحش هرگز او را در حال قهقهه زدن نديدم. هرنشستي بااو ياد خدا وآخرت را در انسان زنده ميکرد. بيتعارف بود در مقابل زيردستان مودب و مبادي اخلاقي ودر قبال بالادستيها جدي و از اعتماد به نفس بسيار برخورداربود. اهل عناد و لجاجت نبود وقتي سخني منطقي بر او عرضه ميشد با گشاده رويي ميپذيرفت. برخي اورا خشک وسرسخت ميدانستند اما قلب رئوفي داشت و مراقب حقالناس بود. در جلسهاي يک روحاني سرشناس فردي از مديران رده پايين وي رامتهم به ضديت با روحانيت کرد، ولي باوقار تمام وي را به رعايت تقوا وخويشتنداري دعوت نمود وگفت مخالفت با نظر يک روحاني الزاماً به مفهوم ضديت باروحانيت نيست! و غيبت پشت سرمسلمانان حرامست واگر مسئولي لغزش و ايرادي دارد بايد در خفا بر او تذکر داد ودر هر اتهامي به او فرصت دفاع داد. اين گونه رويههاي اخلاق مدار او که برگرفته از مشي پيامبر رحمت بود دلهاي بسياري راشيفته و ارادتمند او کرده بود. در سفري که در عتبات عاليات توفيق همراهي با او داشتم اورا درذکر خفي پروردگار وارادت به آستان اهلبيت و سيدالشهدا عليهمالسلام در مرتبهاي بلند يافتم وبراو غبطه بردم. براستي در اخلاص وخداشناسي و صداقت درگفتار و تعادل در رفتار الگويي پرورش يافته در دامان مکتب اسلام بود. هر وقت از او خلوتي از مسائل کاري يافتيم غرق در کلام معصومين بود. اولين نصيحت او پس از قريب به 45 سال در گوشم طنينانداز است. خدايا از تو ترا ميخواهم وازسخط تو بتو پناه ميبرم. احتمالا فرازي از دعاي ابو حمزه ثمالي بود. خلاصه اينکه، از شمار دو چشم يک تن کم. از شمار خرد هزاران بيش. يادش مانا و نامش در کنار اوليا الهي ثبت باد.
سيدشهاب الدين چاوشي