سفيدنمايي با طعم فارسيستيزي
روزنامه خراسان در شماره چهارم آبان ماه خود، گفتوگويي با دکتر محمدجعفر ياحقي، استاد برجسته زبان و ادبيات فارسي و مدير خردسراي فردوسي منتشر کرده که در آن، از تغيير رويکرد طالبان در قبال زبان فارسي سخن گفته شده است.
اين گفتوگو پس از سفر مهرماه جمعي از شاعران و استادان ايراني به افغانستان انجام شده است، سفري که در جريان آن، محافل مشترک ادبي از جمله شب شعر «از هريوا تا نيشابور» در هرات، با همکاري نهادهاي فرهنگي تحت مديريت طالبان برگزار شد.
آقاي ياحقي که از چهرههاي شناختهشده و صاحبنظر در حوزه زبان فارسي است، در اين مصاحبه مدعي شده که طالبان بهتدريج ضرورت استفاده از زبان فارسي را درک کردهاند و برگزاري محافل شعرخواني و برخورد محترمانه طالبان با شاعران و استادان ايراني را نشانهاي از اين تغيير رويکرد دانسته است.
اما پرسش مهم اين است که آيا واقعاً سياست فارسيستيزي طالبان تغيير کرده؟ يا آنچه آقاي ياحقي مشاهده کرده، صرفاً بخشي از نمايش فرهنگي طالبان براي مهمانان ايراني بوده است؟
طالبان در بيش از پنج سال حاکميت مجدد خود بر افغانستان، بارها براي محدودسازي جايگاه زبان فارسي اقدام کردهاند.
حذف واژگان فارسي از مکاتبات و تابلوهاي رسمي، تلاش براي جايگزيني اصطلاحات فارسي در دانشگاهها و نهادهاي دولتي و تغيير نامهاي تاريخي، تنها بخشي از اقداماتي است که در اين دوره گزارش شده است.
ممنوعيت ورود کتابهاي چاپ ايران به افغانستان، جمعآوري کتابهاي چاپ ايران از کتابخانهها، اعمال محدوديت براي حضور ناشران افغانستاني در نمايشگاه کتاب تهران و دهها اقدام مشابه، از ديگر اقدامات فارسي ستيزانه طالبان است.
با اين وصف چگونه ممکن است يک استاد برجسته زبان و ادبيات فارسي، با مشاهده چند محفل شعرخواني و استقبال محترمانه مسئولين انجمنهاي ادبي هرات از مهمانان ايراني، به اين نتيجه برسد که طالبان درحال تجديدنظر در سياستهاي زباني خود است؟
جالب اين است که آقاي ياحقي در همين مصاحبه، با حساسيت فراوان از نقش استعمار انگليس و روسيه در تضعيف جايگاه تاريخي زبان فارسي سخن ميگويد اما هنگامي که به افغانستان امروز ميرسد، بهجاي بررسي سياستهاي جاري طالبان، به مشاهدات تشريفاتي سفر خود استناد ميکند.
ارتباط فرهنگي ميان فارسيزبانان افغانستان و ايران ضرورتي انکارناپذير است البته در صورتي که اين آمد و شدها به حمايت از زبان فارسي ختم شود نه سفيدنمايي طالبان.
اگر طالبان واقعاً در سياستهاي خود تجديدنظر کردهاند، چرا اين تغيير در جايگاه زبان فارسي در دانشگاهها، مکاتبات اداري، تابلوهاي رسمي و نهادهاي فرهنگي افغانستان بهصورت روشن و پايدار ديده نميشود؟
از آقاي ياحقي، با آن جايگاه علمي و سابقه طولاني پژوهش درباره زبان فارسي، انتظار ميرفت پيش از انکه در دام برنامههاي تيم تطهير طالبان در جمهوري اسلامي ايران بيفتد و قبل از اعلام اين خوشبيني، وضعيت واقعي زبان فارسي را از زبان استادان، نويسندگان و فرهنگيان افغانستان بشنود تا قادر باشد ميان رفتار طالبان با مهمانان خارجي _که به صورت هدفمند به منظور سفيد نمايي طالبان مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند _ و سياست اعمالي آنان در قبال فارسي زبانان افغانستان تفاوت بگذارد.
سوگمندانه بايدگفت اين بار اول نيست که چهرههاي محبوب ايراني بيآنکه خود در جريان باشند، در خدمت اهداف ناميمون تطهير کنندگان طالبان قرار ميگيرند.
پيش از اين، بعضي ازمداحان و مستندسازان ايراني، در برنامههايي از اين دست، به ابزاري براي سفيدنمايي طالبان تبديل شدند و اکنون، مشاهدات سطحي يک سفر تشريفاتي، از زبان استادي معتبر، به سندي براي تطهير سياستهاي فارسيستيزانه طالبان تبديل شده است.
سيد احمد موسوي مبلغ