موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13473

مراکز پژوهشي قم و ضرورت پرهيز از دوباره‌کاري

مقدمه

قم به‌عنوان يکي از مهم‌ترين کانون‌هاي علوم اسلامي و معارف ديني، از ظرفيت گسترده‌اي در عرصه پژوهش برخوردار است. حضور حوزه علميه، گسترش مراکز تخصصي، شکل‌گيري پژوهشگاه‌ها و مؤسسات علمي، فعاليت گروه‌هاي پژوهشي و انتشار آثار علمي متعدد، اين شهر را به يکي از مراکز اصلي توليد دانش ديني تبديل کرده است. گستردگي اين مجموعه‌ها، فرصتي ارزشمند براي تعميق معارف اسلامي، پاسخ‌گويي به مسائل جديد و توسعه مطالعات ديني در عرصه‌هاي مختلف فراهم آورده است. در کنار اين ظرفيت، ضرورت توجه به نحوه سامان‌دهي فعاليت‌هاي پژوهشي نيز بيش از گذشته احساس مي‌شود. افزايش شمار مراکز، گروه‌ها و طرح‌هاي تحقيقاتي، هنگامي به ارتقاي واقعي دانش منجر خواهد شد که با تقسيم کار روشن، هماهنگي علمي و استفاده مشترک از امکانات همراه باشد. در غير اين صورت، ممکن است بخشي از توان علمي و منابع مالي و انساني، به‌جاي پرداختن به مسائل تازه و توليد يافته‌هاي جديد، صرف فعاليت‌هاي تکراري و نتايج مشابه شود.

تصويري کلي از ظرفيت پژوهشي قم

مراکز پژوهشي قم را مي‌توان مجموعه‌اي متنوع از نهادهاي علمي دانست که در حوزه‌هاي مختلف علوم اسلامي، مطالعات ديني و مسائل مرتبط با جامعه فعاليت مي‌کنند. بخشي از اين ظرفيت به پژوهش‌هاي بنيادي در فقه، اصول، تفسير، حديث، فلسفه، کلام، اخلاق و تاريخ اسلام اختصاص دارد. بخشي ديگر، مطالعات ميان‌رشته‌اي و نسبت دين با علوم انساني، مسائل فرهنگي، اجتماعي و سياسي را دنبال مي‌کند. در کنار اينها، گروه‌هايي به پژوهش‌هاي کاربردي، پاسخ‌گويي به مسائل و پرسش‌هاي جديد، توليد منابع مرجع، احياي ميراث علمي و توسعه زيرساخت‌هاي اطلاعاتي و پژوهشي مي‌پردازند. اين تنوع از چند جهت اهميت دارد. نخست آنکه دانش ديني براي پاسخ‌گويي به نيازهاي امروز، هم به پژوهش‌هاي عميق و بنيادين نيازمند است و هم به مطالعات ناظر به مسائل واقعي جامعه. دوم آنکه بسياري از موضوعات جديد، ماهيتي ميان‌رشته‌اي دارند و بررسي آنها به همکاري متخصصان چند حوزه علمي نيازمند است. سوم آنکه توسعه پژوهش، بدون دسترسي به منابع معتبر، اطلاعات سامان‌يافته و زيرساخت‌هاي مشترک، با افزايش هزينه و کاهش بهره‌وري همراه خواهد شد. ازاين‌رو، مجموعه پژوهشي قم را نبايد صرفاً جمعي از مؤسسات مستقل و جدا از يکديگر در نظر گرفت، بلکه بايد آن را ظرفيتي علمي دانست که اجزاي آن مي‌توانند در يک چرخه مکمل، از توليد مباني نظري تا شناخت مسئله، از گردآوري داده تا تحليل علمي و از توليد دانش تا کاربرد آن در عرصه‌هاي فرهنگي و اجتماعي، نقش‌آفريني کنند. با اين حال، به دست آوردن تصوير دقيق از وضعيت موجود مستلزم بررسي جامع طرح‌هاي پژوهشي، محصولات علمي، ظرفيت‌هاي انساني و زيرساخت‌هاي مراکز است. بدون چنين ارزيابي دقیقي، نمي‌توان درباره ميزان واقعي موازي‌کاري يا سهم هر بخش از فعاليت‌هاي پژوهشي داوري قطعي کرد. آنچه در وهله نخست اهميت دارد، ضرورت توجه به هماهنگي و مديريت هوشمندانه اين ظرفيت گسترده است.

ضرورت هم‌افزايي در پژوهش ديني

هم‌افزايي علمي به معناي آن است که مراکز پژوهشي، ضمن حفظ استقلال و هويت تخصصي خود، فعاليت‌هايشان را به‌گونه‌اي سامان دهند که نتايج پژوهش يک مرکز، زمينه‌ساز و تکميل‌کننده کار مرکز ديگر باشد. در چنين الگويي، هر مجموعه به‌جاي آنکه همه مراحل يک پژوهش را به‌صورت مستقل و جداگانه دنبال کند، از توانمندي‌هاي موجود بهره مي‌گيرد و در زمينه تخصصي خود ارزش افزوده ايجاد مي‌کند. براي مثال، در بررسي يک مسئله اجتماعي با ابعاد ديني، مي‌توان از ظرفيت پژوهش‌هاي بنيادي براي تبيين مباني، از مطالعات اجتماعي براي شناخت دقيق مسئله، از تحقيقات ميان‌رشته‌اي براي تحليل ابعاد مختلف و از پژوهش‌هاي کاربردي براي ارائه راهکار استفاده کرد. نتيجه این همکاري، محصولي جامع‌تر و معتبرتر از مجموعه‌اي از مطالعات پراکنده و فاقد ارتباط خواهد بود.

هم‌افزايي، همچنين امکان استفاده بهتر از نيروي انساني متخصص را فراهم مي‌کند. پژوهشگران برجسته، منابع کتابخانه‌اي، داده‌هاي علمي، تجربه‌هاي پژوهشي و امکانات فني، سرمايه‌هاي محدودي نيستند که هر مرکز ناگزير باشد همه آنها را به‌طور مستقل فراهم کند. شبکه‌سازي علمي و ايجاد سازوکارهاي همکاري مي‌تواند دسترسي به اين سرمايه‌ها را افزايش دهد و از صرف هزينه‌هاي غيرضروري جلوگيري کند. ازسوي ديگر، همکاري ميان مراکز زمينه نقد متقابل، تبادل تجربه، ارتقاي روش تحقيق و افزايش اعتبار نتايج را فراهم مي‌سازد. پژوهش ديني، مانند هر عرصه علمي ديگر، از گفت‌وگو، ارزيابي انتقادي و مواجهه ديدگاه‌هاي مختلف سود مي‌برد. بنابراين، هم‌افزايي نبايد صرفاً به هماهنگي اداري محدود شود، بلکه بايد به شکل‌گيري ارتباطي واقعي ميان پژوهشگران و برنامه‌هاي علمي بينجامد.

دوباره‌کاري و موازي‌کاري، مسئله‌اي فراتر از تشابه موضوعات

يکي از آسيب‌هاي احتمالي در نظام‌هاي پژوهشي گسترده، انجام فعاليت‌هايي است که بدون ضرورت علمي، از نظر مسئله، روش، داده‌ها و نتايج با پژوهش‌هاي پيشين يا طرح‌هاي هم‌زمان شباهت زيادي دارند. در چنين شرايطي، منابع انساني و مالي به‌جاي گسترش مرزهاي دانش، صرف بازتوليد يافته‌هايي مي‌شوند که پيش‌تر به دست آمده‌اند يا مي‌توان با همکاري ميان مراکز، آنها را با هزينه‌اي کمتر و کيفيتي بالاتر توليد کرد. بااين‌حال، بايد ميان اشتراک موضوعي و دوباره‌کاري تمايز گذاشت. اينکه چند مرکز درباره يک موضوع کلي، مانند خانواده، اخلاق، فلسفه دين يا مسائل فقهي پژوهش کنند، به‌خودي‌خود نشانه موازي‌کاري نيست. ممکن است هر يک پرسش متفاوتي داشته باشند، از روش ديگري استفاده کنند يا مخاطب و هدف خاصي را دنبال کنند. حتي تکرار يک پژوهش براي ارزيابي اعتبار نتايج قبلي يا بازبيني آنها براساس داده‌ها و روش‌هاي جديد نيز مي‌تواند ضروري باشد.

دوباره‌کاري زماني به مسئله تبديل مي‌شود که طرحي بدون توجه کافي به مطالعات موجود تعريف شود، نتايج سابق ناديده گرفته شوند، چند مجموعه هزينه‌هاي مشابهي براي گردآوري داده‌ها يا توليد منابع يکسان صرف کنند و در نهايت، دستاورد تازه و متناسبي با اين هزينه‌ها به دست نيايد. پيامد چنين وضعيتي تنها اتلاف بودجه نيست. پراکندگي توان پژوهشي، کاهش فرصت پرداختن به مسائل مغفول، تکرار فعاليت‌هاي اجرايي، دشوارشدن دسترسي به نتايج معتبر و شکل‌گيري رقابت‌هاي کم‌ثمر نيز از پيامدهاي احتمالي آن است. در نتيجه، پرهيز از موازي‌کاري بايد بخشي از سياست ارتقاي کيفيت پژوهش ديني باشد، نه صرفاً اقدامي براي کاهش هزينه‌ها.

راهکارهاي تقويت هماهنگي و جلوگيري از اتلاف منابع

نخستين گام، تهيه تصويري جامع و به‌روز از ظرفيت پژوهشي قم است. اين تصوير بايد حوزه‌هاي تخصصي، طرح‌هاي درحال اجرا و خاتمه‌يافته، محصولات علمي، منابع اطلاعاتي و توانمندي‌هاي انساني را دربرگيرد. چنين شناختي، امکان تشخيص خلأهاي پژوهشي و شناسايي حوزه‌هايي را فراهم مي‌کند که به همکاري بيشتر يا تقسيم کار روشن‌تر نياز دارند.

گام دوم، ايجاد سازوکاري مشترک براي ثبت و معرفي طرح‌هاي پژوهشي است. اگر مراکز پيش از تصويب طرح‌هاي جديد بتوانند به اطلاعات مربوط به تحقيقات مشابه دسترسي داشته باشند، احتمال تکرار غيرضروري کاهش مي‌يابد. در اين فرايند، هر طرح بايد براساس مسئله، پرسش، روش، داده‌ها و دستاورد مورد انتظار بررسي شود، نه صرفاً بر مبناي عنوان آن.

گام سوم، تدوين اولويت‌هاي مشترک پژوهش ديني است. مراکز مي‌توانند با مشارکت يکديگر، مسائل مهم و مغفول را شناسايي کنند و بخشي از ظرفيت خود را به طرح‌هاي مشترک اختصاص دهند. اين اولويت‌ها بايد هم پژوهش‌هاي بنيادين و بلندمدت را پوشش دهند و هم نيازهاي فوري‌تر علمي، فرهنگي و اجتماعي را در نظر بگيرند.

گام چهارم، تقويت همکاري در زيرساخت‌ها و منابع پژوهشي است. استفاده مشترک از کتابخانه‌ها، پايگاه‌هاي اطلاعاتي، منابع ديجيتال، داده‌هاي پژوهشي و امکانات فني، مي‌تواند از ايجاد ساختارهاي مشابه و پرهزينه جلوگيري کند. البته اين همکاري بايد با رعايت حقوق علمي، مالکيت فکري، ضوابط دسترسي و استقلال مؤسسات انجام گيرد.

گام پنجم، ارزيابي طرح‌ها براساس ميزان نوآوري و ارزش افزوده علمي است. پيش از تخصيص منابع به هر پروژه، بايد روشن شود که طرح چه خلأيي را پر مي‌کند، چه تفاوتي با تحقيقات قبلي دارد، چه نتيجه تازه‌اي به دست مي‌دهد و چگونه مي‌توان از دستاورد آن بهره برد. پس از پايان پژوهش نيز ارزيابي نتايج بايد فراتر از شمار صفحات، کتاب‌ها يا مقالات باشد و کيفيت علمي و ميزان استفاده از يافته‌ها را دربرگيرد.

در نهايت، شکل‌گيري يک سازوکار هماهنگي ميان مراکز پژوهشي قم مي‌تواند اين اقدامات را به برنامه‌اي پايدار تبديل کند. چنين سازوکاري بايد با مشارکت نهادهاي علمي، مأموريتي روشن و ساختاري چابک شکل گيرد و به‌جاي افزودن تشکيلات اداري جديد، بر تسهيل همکاري، تبادل اطلاعات و رفع موانع مشترک متمرکز باشد.

حفظ استقلال علمي در کنار تقسيم کار

ضرورت هم‌افزايي نبايد به ايجاد انحصار علمي يا محدودکردن آزادي پژوهش منجر شود. تنوع ديدگاه‌ها، استقلال مراکز و امکان بررسي انتقادي مسائل از ضرورت‌هاي پويايي علمي است. ازاين‌رو، تقسيم کار مطلوب بايد بر مزيت‌هاي تخصصي، نيازهاي واقعي و توافق علمي استوار باشد و امکان بازنگري در آن نيز وجود داشته باشد. همچنين نبايد هر پژوهش مشابهي را فعاليتي زائد تلقي کرد. در برخي حوزه‌ها، تعدد تحقيقات مي‌تواند موجب مقايسه روش‌ها، تکميل داده‌ها و تقويت اعتبار نتايج شود. ملاک اصلي بايد اين باشد که آيا پژوهش جديد، ضرورت علمي مشخصي دارد و آيا نسبت آن با دستاوردهاي قبلي به‌روشني تبيين شده است.

هدف از هماهنگي، کاهش تعداد پژوهش‌ها به هر قيمت نيست، بلکه جلوگيري از مصرف منابع در فعاليت‌هايي است که ارزش افزوده متناسبي ندارند. منابعي که از اين طريق آزاد مي‌شوند، مي‌توانند به مسائل کمتر بررسي‌شده، طرح‌هاي بنيادي بلندمدت، پژوهش‌هاي ميان‌رشته‌اي و تربيت پژوهشگران توانمند اختصاص يابند.

نتيجه‌گيري

ظرفيت پژوهشي قم، سرمايه‌اي ارزشمند براي توسعه علوم اسلامي و پاسخ‌گويي به مسائل فکري، فرهنگي و اجتماعي است. بهره‌برداري شايسته از اين سرمايه، مستلزم آن است که مراکز پژوهشي در عين حفظ هويت و استقلال علمي، از فعاليت‌هاي جزيره‌اي فاصله بگيرند و همکاري و تقسيم کار را به بخشي از منطق برنامه‌ريزي خود تبديل کنند. پرهيز از دوباره‌کاري، پيش از هر چيز به شناخت دقيق فعاليت‌هاي موجود، دسترسي به اطلاعات پژوهشي، توجه به نتايج پيشين و تعريف روشن مسئله‌هاي جديد نياز دارد. پس از آن، اولويت‌بندي نيازهاي علمي، اجراي طرح‌هاي مشترک، اشتراک‌گذاري زيرساخت‌ها و ارزيابي دستاوردها مي‌تواند زمينه استفاده مؤثرتر از منابع را فراهم سازد.

در اين مسير، موفقيت را نبايد صرفاً با افزايش تعداد مراکز، طرح‌ها يا انتشارات سنجيد، بلکه بايد ديد چه ميزان دانش تازه توليد شده، چه مسائل مهمي پاسخ گرفته‌اند، چه ظرفيت‌هايي به‌صورت مشترک به کار افتاده‌اند و چه مقدار از توان علمي از فعاليت‌هاي تکراري به سوي نيازهاي واقعي هدايت شده است. قم براي تقويت جايگاه علمي خود، بيش از گسترش بي‌برنامه ساختارها، به هم‌افزايي هدفمند، تقسيم کار هوشمندانه و بهره‌وري پژوهشي نياز دارد. اگر مراکز علمي بتوانند از تجربه و دستاوردهاي يکديگر استفاده کنند، از تکرارهاي غيرضروري بپرهيزند و در عين تنوع، در مسير اهداف مشترک حرکت کنند، تعدد آنها نه منشأ پراکندگي، بلکه زمينه‌ساز غناي علمي و افزايش اثرگذاري پژوهش ديني خواهد شد.

*افزايش شمار مراکز، گروه‌ها و طرح‌هاي تحقيقاتي، هنگامي به ارتقاي واقعي دانش منجر خواهد شد که با تقسيم کار روشن، هماهنگي علمي و استفاده مشترک از امکانات همراه باشد

*شکل‌گيري يک سازوکار هماهنگي ميان مراکز پژوهشي قم مي‌تواند اقدامات پژوهشي را به برنامه‌اي پايدار تبديل کند

*اگر مراکز علمي بتوانند از تجربه و دستاوردهاي يکديگر استفاده کنند، از تکرارهاي غيرضروري بپرهيزند و در عين تنوع، در مسير اهداف مشترک حرکت کنند، تعدد آنها نه منشأ پراکندگي، بلکه زمينه‌ساز غناي علمي و افزايش اثرگذاري پژوهش ديني خواهد شد