موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13449

آيت‌الله صانعي، نوآوري فقهی همراه با پای‌بندی به سنّت

تحليلي بر روش‌شناسي اجتهادي و فتاواي کارگشاي او در چارچوب فقه جواهري

بيست و دوم شهريور سالروز درگذشت آيت‌الله العظمي يوسف صانعي (1316–1399 ش) از فقهاي نوانديش معاصر شيعه است که با تکيه بر سنت‌هاي ريشه‌دار حوزوي و رعايت دقيق شيوه اجتهاد جواهري، تحولات قابل‌توجهي در آراء فقهي ايجاد کرد. نوآوري‌هاي فقهي او نه از گسست از سنت، بلکه از بازخواني انتقادي و روشمند متون سنتي (آيات قرآن، روايات، اقوال فقها و قواعد اصولي) سرچشمه گرفته است. مباني اصلي او شامل اولويت قرآن بر روايات ظني، حاکميت قاعده عدالت (با تفسير عرفي-عقلايي)، قاعده نفي حرج، کرامت ذاتي انسان و توجه به عناصر زمان و مکان است. بررسي نمونه‌هايي چون برابري ديه و قصاص زن و مرد و مسلمان و غيرمسلمان، ارث کامل زوجه، سن بلوغ دختران و جواز مناصب براي زنان، نشان مي‌دهد که اين فتاوا همگي در چارچوب موازين سنتي استنباط و با استدلال‌هاي فقهي مستند ارائه شده‌اند. اين شيوه بايد به رويه‌اي رايج در ميان مجتهدان شيعه تبديل شود تا فقه بتواند به نيازهاي عصر پاسخ دهد و کارآمدي دين را در تحولات پرشتاب معاصر حفظ کند. در اين باره چند نکته قابل توجه مي‌باشد.

1. مقدمه

فقه شيعه از ديرباز با ويژگي پويايي و ظرفيت پاسخ‌گويي به مسائل مستحدثه شناخته شده است. اين پويايي در مکتب قم و به‌ويژه تحت تأثير انديشه‌هاي امام خميني درباره تأثير زمان و مکان در اجتهاد، جلوه تازه‌اي يافت. در اين ميان، حضرت آيت‌الله يوسف صانعي به‌عنوان يکي از شاگردان برجسته امام خميني، نمونه‌اي بارز از تلفيق پايبندي به سنت و نوآوري مسئولانه ارائه کرد. او بارها تصريح نمود که نوآوري بايد بر پايه کتاب، سنت و عقل و در چارچوب فقه جواهري باشد و هرگونه خروج از اين چارچوب را مردود مي‌دانست. حال پرسش اصلي است که چگونه آيت‌الله صانعي توانست با اتکا به متون سنتي حوزوي و پاسداشت شيوه اجتهادي کهن شيعه، فتاواي کارگشايي ارائه دهد که هم مشروعيت فقهي داشته باشند و هم پاسخ‌گوي نيازهاي زمانه باشند؟. به نظر مي‌رسد نوآوري‌هاي او نتيجه به‌کارگيري دقيق ظرفيت‌هاي دروني فقه سنتي (به‌ويژه اولويت قرآن، قاعده عدالت و نفي حرج) است، نه عدول از موازين اجتهاد.

2. زيست‌نامه علمي و زمينه فکري

آيت‌الله يوسف صانعي در سال 1316 شمسي در روستاي نيک‌آباد اصفهان در خانواده‌اي روحاني به دنيا آمد. پس از تحصيلات مقدماتي در اصفهان، به حوزه علميه قم رفت و از محضر بزرگاني چون آيت‌الله بروجردي، محقق داماد، اراکي و به‌ويژه امام‌خميني بهره برد. او در سن جواني به درجه اجتهاد رسيد و از دهه 1350 تدريس خارج فقه را آغاز کرد. پس از انقلاب اسلامي، مدتي عضو شوراي نگهبان و سپس دادستان کل کشور بود، اما سپس به حوزه بازگشت و تمرکز اصلي خود را بر تدريس و افتاء گذاشت. افزون بر مطالعه عميق آموزه‌هاي دين و درگيري عملي با نيازهاي جامعه، تأثير عميق امام خميني بر او، به‌ويژه در تأکيد بر فقه جواهري و نقش زمان و مکان، آشکار است. صانعي فقه را «فقه و زندگي» مي‌دانست و معتقد بود که اجتهاد بايد مستمر و پاسخ‌گوي چالش‌هاي معاصر باشد، بدون آنکه از چارچوب سنتي خارج شود.

3. مباني روش‌شناختي اجتهاد در انديشه صانعي

آيت‌الله صانعي روش خود را صريحاً در چارچوب اجتهاد جواهري تعريف مي‌کرد، شيوه‌اي که با دقت در سند و دلالت ادله، تنقيح مناط، الغاي خصوصيت و توجه به مقاصد شريعت همراه است. پنج اصل کليدي در استنباطات او برجسته‌اند:

3.1. اولويت قرآن بر روايات ظني

او نصوص قطعي‌الصدور قرآن را بر روايات ظني‌الصدور مقدم مي‌دانست. هر روايتي که با ظاهر يا منطق قرآني در تعارض باشد، از حجيت ساقط يا نيازمند تأويل است. اين اصل در مباحث قصاص و ديه به‌طور ويژه به‌کار گرفته شد.

3.2. قاعده عدالت به‌عنوان اصل حاکم

عدالت از نگاه او اصلي فراگير، جهاني و همه شمول است که جنسيت، قوميت يا اعتقادات آن را مقيد نمي‌کند. وي عدالت را عمدتاً به معناي عرفي-عقلايي مي‌گرفت و معتقد بود شارع مصاديق آن را به عرف عقلا واگذار کرده است. آيات متعددي چون «إِنَّ‌الله يأْمُرُ بِالْعَدْلِ» (نحل: 90) و آيات نفي ظلم از خداوند، مبناي اين قاعده‌اند. هر دليلي که با عدالت عرفي ناسازگار باشد، در تعارض با قرآن قرار مي‌گيرد و کنار گذاشته مي‌شود.

3.3. قاعده نفي حرج و سهولت شريعت

با استناد به «ما جَعَلَ عَلَيکُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ» و روايت «بعثت بالحنيفية السمحة»، احکام نبايد موجب عسر و مشقت شوند.

3.4. کرامت ذاتي انسان

آيه «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ» را مبناي برابري همه انسان‌ها فارغ از جنسيت و دين مي‌دانست.

3.5. توجه به زمان، مکان و عرف عقلا

فهم اجتماعي نصوص و بازنگري در ادله براساس نيازهاي روز، بدون تغيير در اصول ثابت، از اصول او بود. او اجماع و شهرت را در صورت مدرکي بودن يا تعارض با ادله قوي‌تر، فاقد حجيت مستقل مي‌شمرد.

اين مباني همگي ريشه در سنت فقهي شيعه دارند و آيت‌الله صانعي آن‌ها را به‌عنوان ظرفيت‌هاي دروني فقه جواهري به‌کار گرفت.

4. نمونه‌هايي از فتاواي نوآورانه و استدلال‌هاي فقهي

4.1. برابري ديه و قصاص زن و مرد

نظر مشهور بر تنصيف ديه زن و لزوم پرداخت فاضل ديه براي قصاص مرد در برابر زن است. اما آيت‌الله صانعي با استناد به اطلاق آيات قصاص («النَّفْسَ بِالنَّفْسِ» مائده: 45 و «کُتِبَ عَلَيکُمُ الْقِصَاصُ...» بقره: 178) که هيچ تفاوتي ميان زن و مرد قائل نشده‌اند، و با نقد سندي و دلالي روايات تنصيف (که برخي را ضعيف يا مختص موارد خاص دانست)، به برابري فتوا داد. او اين روايات را مخالف قرآن و اصل عدالت شمرد و اجماع را مدرکي و غيرمستقل دانست. در نتيجه، در قصاص نيازي به رد فاضل ديه نيست.

4.2. برابري ديه و قصاص مسلمان و غيرمسلمان

با همان منطق قرآني و قاعده عدالت، و با نقد روايات مبتني بر آيه نفي سبيل، به برابري فتوا داد. جان هر انساني که خونش محترم است (تحت پيمان يا در ذمه)، برابر است.

4.3. ارث زوجه از تمام اموال شوهر

برخلاف قول مشهور که زن را از عين برخي غيرمنقولات محروم مي‌کند، آيت‌الله صانعي با تکيه بر عموم آيات ارث و روايات معتبر، و با نقد ادله حرمان، به ارث زن از عين منقولات و قيمت غيرمنقولات فتوا داد. در صورت انحصار وارث، تمام ترکه را متعلق به زوجه دانست. استدلال او بازگشت به ظاهر کتاب و سنت و نفي تبعيض غيرموجه بود.

4.4. سن بلوغ دختران

ايشان روايات 9 سالگي را مطلق ندانست و آن‌ها را مشروط به قابليت ازدواج، قاعدگي يا رشد تفسير کرد. در غير اين صورت، آن‌ها را مخالف کتاب و اصول مسلم شمرد و سن 13 سالگي را معيار قرار داد.

4.5. مناصب زنان و ولايت مادر

با الغاي خصوصيت از ادله مرد بودن و استناد به اصل اشتراک احکام و کرامت انساني، مرد بودن را شرط قضاوت، مرجعيت و مناصب حکومتي ندانست. در ولايت بر فرزند، مادر را بر جد پدري مقدم شمرد.

ساير فتاواي نوي ايشان مانند وجوب طلاق خلع در موارد حرج، جواز خروج زن از منزل در موارد متعارف، و محرميت فرزندخوانده در موارد مشقت، همگي با تکيه بر قواعد سنتي لاحرج و عدالت صادر شدند.

5. تحليل و ارزيابي

نوآوري‌هاي آيت‌الله صانعي در چارچوب موازين سنتي باقي مي‌مانند، زيرا از دائره ادله کتاب و سنت خارج نشده‌اند، با قواعد اصولي پذيرفته‌شده (تقدم قرآن، حجيت عقل، نفي حرج) سازگارند و روش جواهري (دقت در سند و دلالت، تنقيح مناط) را رعايت کرده‌اند.

تفاوت او با بسياري از فقها در جرأت بازنگري در ادله ظني و اولويت‌بخشي به اصول حاکم قرآني و عدالت عرفي است. اين رويکرد، فقه را از جمود نجات مي‌دهد بدون آنکه به نسبي‌گرايي يا عرفي‌سازي محض دچار شود.

6. نتيجه‌گيري

آيت‌الله صانعي با پايبندي عميق به سنت حوزوي و شيوه اجتهاد جواهري، نشان داد که نوآوري سترگ نه تنها ممکن، بلکه ضروري است. فتاواي کارگشاي او پاسخ‌گوي نيازهاي مقلدان در حوزه‌هاي حقوق زنان، برابري انساني و مسائل مستحدثه بود و کارآمدي اسلام را در عصر حاضر به نمايش گذاشت. اين شيوه بايد به رويه‌اي رايج در ميان مجتهدان شيعه تبديل شود: اجتهادي که با وفاداري به کتاب و سنت، عناصر زمان و مکان را لحاظ کند، اصول حاکم مانند عدالت و کرامت را محور قرار دهد، و دين را با تحولات پرشتاب زندگي معاصر تطبيق دهد. تنها در اين صورت است که فقه شيعه مي‌تواند نقش تاريخي خود را به‌عنوان نظام حقوقي زنده و پاسخ‌گو ايفا کند و از فاصله گرفتن دين از زندگي روزمره جلوگيري نمايد.

اما نکته اساسي آن است که ميراث آيت‌الله صانعي دعوتي است به استمرار اجتهاد پويا در دل سنت، مسيري که هم امانت‌داري نسبت به گذشته را حفظ مي‌کند و هم آينده دين را تضمين مي‌نمايد.