تروريستهاي مدافع دموکراسي!
بسمالله الرحمن الرحيم
يک رسانه چيني با چاپ عکس 4 نفر از رؤساي جمهور آمريکا در دهههاي اخير نوشت «در طول 26 سال، اين چهار نفر به بيش از 10 کشور مسلمان حمله کردند و 11 ميليون مسلمان را کشتند اما تروريست ناميده نميشوند!»
اين 4 رئيسجمهور عبارتند از کلينتون، جرج بوش پسر، اوباما و ترامپ که با توجه به کارنامه سياهشان بايد نامهايشان را در صدر فهرست تروريستهاي جهان قرار داد ولي به دلايلي که خواهيم گفت چنين عنواني به آنها داده نشده است. جالب است که يک روز بعد از اين رسانه چيني، روزنامه واشنگتنپست نوشت: «نااميدي از آمريکا در ميان کشورهاي حاشيه خليج فارس رو به افزايش است زيرا معتقدند رئيسجمهور آمريکا قادر به مديريت براي تضمين صلح با ايران نيست. يکي از مقامات اين کشورها گفت: دونالد ترامپ رئيسجمهور آمريکا جنگ عليه ايران را شروع کرد ولي ما بهاي آن را ميپردازيم. خشم از آمريکا از زمان حمله آمريکا و اسرائيل به ايران در اسفندماه گذشته در بالاترين حد خود قرار دارد. کشورهاي خليج فارس فاقد يک جايگزين فوري و قابل اجرا براي همکاريهاي امنيتي چند دهه خود با آمريکا هستند. آنها ميگويند هر کاري که انجام دهيم نميتوانيم به آمريکا نه بگوئيم».
بخشي از دلايل عدم تعلق عنوان تروريست به 4 رئيسجمهور آمريکا که طبق گزارش آن رسانه چيني در طول 26 سال به بيش از 10 کشور مسلمان حمله کردند و 11 ميليون مسلمان را کشتند را ميتوان در همين مطلب روزنامه آمريکائي واشنگتنپست مشاهده کرد. سران کشورهاي حاشيه خليج فارس ميگويند «هر کاري که انجام بدهيم نميتوانيم به آمريکا نه بگوئيم».
درباره علت اين ناتواني سران کشورهاي خليج فارس، واشنگتنپست نوشته است اين کشور فاقد يک جايگزين فوري و قابل اجرا براي همکاريهاي امنيتي چند دهه خود با آمريکا هستند.
اين، يک عذر بدتر از گناه است که اگر واشنگتنپست از طرف سران کشورهاي خليج فارس نوشته باشد نوعي وکالت و نيابت غيرموجه و فاقد منطق است و اگر خود مسئولين اين کشورها چنين سخني گفته باشند نشانه ضعف آنهاست. کشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس با ثروتها، امکانات و موقعيت جغرافيائي ممتازي که دارند اگر متحد عمل کنند ميتوانند امنيت خود را تضمين نمايند و از يوغ بردگي آمريکا رها شوند.
علاوه بر اين، همپيماني با ايران قدرتمند يکي از بهترين راههاي تضمين امنيت کشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس و تأمين امنيت کل منطقه است. جنگ 40 روزه که آمريکا و رژيم صهيونيستي با استفاده از پايگاه نظامي آمريکائي در کشورهاي عربي حوزه خليج فارس بر ايران تحميل کردند نشان داد آمريکا برخلاف ژست ابرقدرتي که ميگيرد چيزي بيش از يک ببر کاغذي نيست. همين تجربه بسيار مهم بايد به سران کشورهاي حوزه خليج فارس فهمانده باشد که نبايد به آمريکا تکيه کنند. رژيم صهيونيستي هم که روشن است بدون تکيه بر آمريکا توانائي هيچ اقدامي را ندارد و وابستگي سران تعدادي از کشورهاي عرب حوزه خليج فارس به اين رژيم همانند دل خوش کردن به سراب است.
يکي ديگر از دلايل وابستگي کشورهاي حوزه خليج فارس به آمريکا اينست که سران اين کشورها منتخب مردم نيستند و نگراني باقي ماندن يا نماندن تاج و تختشان همواره آنها را به وابستگي تشويق ميکند در حالي که ميتوانند با مستقل عمل کردن و نزديک شدن به مردم براي خود پايگاه مستحکمي از حمايتهاي مردمي بسازند و به خواستههاي خلاف آمريکا و رژيم صهيونيستي و هر بيگانه ديگري جواب منفي بدهند. ترس دور شدن از تاج و تخت، فقدان اراده براي مستقل عمل کردن، بيگانگي با مردم و تکيه نداشتن بر آراء مردم باعث تسلط آمريکا و رژيم صهيونيستي بر سران عرب حوزه خليج فارس شدهاند. رؤساي جمهور آمريکا با در اختيار داشتن اين اهرمها و سلطهاي که بر رسانههاي بينالمللي دارند خود را مدافع حقوق بشر و دموکراسي معرفي ميکنند و اجازه نميدهند نامهايشان به عنوان تروريست مطرح شوند در حالي که واقعيت اينست که در رأس تروريستهاي جهان قرار دارند.