ترامپ، جنگ با تکیه بر قانون جنگل
بسمالله الرحمن الرحيم
جهان معاصر در عين حال که در عمل تابع قانون جنگل است در ظاهر قوانيني دارد که به عنوان دستورالعمل به تمام کشورهاي عضو سازمان ملل و ساير مجامع بينالمللي ابلاغ و از آنها خواسته شده به اين قوانين پايبندي نشان دهند. تناقض در اين قوانين، چه به لحاظ نظري مانند وجود «حق وتو» براي 5 عضو دائم شوراي امنيت سازمان ملل و چه به لحاظ عملي که هرجا قدرتهاي سلطهگر بخواهند عمل ميشود و هرجا نخواهند خلاف آن عمل ميشود، زياد است و به همين دليل سازمانها و مجامع بينالمللي کاملاً از خاصيت افتادهاند و اين قوانين هم فاقد تضمين هستند.
ازجمله قوانين تدوين شده ولي در عمل متروک، قانون مربوط به جنگ است. جنگ در عين حال که عامل ويراني و قتل است مقرراتي دارد که هم مجامع بينالمللي آنها را وضع کردهاند و هم اديان توحيدي بر آنها تأکيد دارند. اين مقررات شامل تمام مراحل جنگ از رعايت حقوق، جان و مال غيرنظاميان تا رفتار اخلاقي و انسانی با اسرا ميشوند هرچند از پايبندي به آنها تقريباً خبري نيست.
در جنگ تحميلي آمريکا و رژيم صهيونيستي بر ايران که هنوز هم به شکلهاي مختلف ادامه دارد، رفتار آمريکا و صهيونيستها دقيقاً در تضاد با قوانين بينالمللي بوده که هنوز هم ادامه دارد ولي رفتار ايران کاملاً منطبق بر قانون، اخلاق و ضوابط انساني است. آمريکا کودکان را در مدرسه شجره طيبه ميناب و سالن ورزشي لامرد به خاک و خون ميکشد و زن و مرد و کودک 4 ساله را در مراسم عروسي در بندر کوهستک شهرستان سيريک به قتل ميرساند و خانهشان را بر سر آنها و مهمانان خراب ميکند و ايران با شليک به اهداف نظامي پاسخ اين جنايات جنگي را ميدهد. اين تفاوت عملکرد را نبايد فقط در نامها خلاصه کرد، آنچه دو طرف ماجرا را به اين رفتارهاي متفاوت وادار ميکند تفاوت آنها در برخورداريشان از خوي انساني يا شيطاني است. ترامپ و مشاوران او در کاخ سفيد و ارتش آمريکا با قتلعام دانشآموزان و حمله نظامي به مدرسه و ورزشگاه و خانهاي که مجلس عروسي در آن برگزار بود، شرارت و خوي شيطاني خود را به نمايش گذاشتند درست مانند اسلاف خود در سال 1324 که هيروشيما و ناکازاکي را با بمبهاي اتمي مورد حمله قرار دادند صدها هزار ژاپني را قتلعام و چند نسل از مردم اين دو شهر را گرفتار آسيبهاي جسمي و روحي کردند. اين رفتاها، زير پا گذاشتن کامل قوانين بينالمللي، ضوابط اخلاقي و مرام انساني است، اقدامي که مشابه آن را از نظر نسلکشي و جنايت جنگي در توطئه مشترک آمريکا و رژيم صهيونيستي در سه سال اخير عليه مردم غزه، کرانه باختري و لبنان ديديم و متأسفانه دولتها در برابر آن سکوت کردند.
آنچه موجب تأسف بيشتر است بيعملي سازمان ملل و ساير مجامع بينالمللي در برابر اينهمه جنايت و زير پا گذاشتن قوانين بينالمللي و ضوابط اخلاقي و انساني است. سازمان ملل حاضر نشد اصل تحميل جنگ غيرقانوني توسط آمريکا و رژيم صهيونيستي بر ايران را محکوم کند. درباره جنايتهاي ميناب، لامرد و مراسم عروسي بندر کوهستک هيچ اقدامي نکرد. حمله تروريستي به بيت رهبري و به شهادت رساندن رهبر ايران و فرماندهان و شخصيتهاي سياسي را محکوم نکرد و در تمام اين موارد به اظهار تأسف و دعوت طرفين به خويشتنداري و بازگشت به گفتگو اکتفا کرد. دبيرکل سازمان ملل هر ماه 30 هزار دلار حقوق از پولهائي که دولتها از جيب ملتها به عنوان حق عضويت به اين سازمان ميدهند دريافت ميکند تا فقط اظهار تأسف کند! اين سازمان و دبيرکل آن حتي در برابر قلدري که رئيسجمهور ديکتاتور آمريکا که قضات ديوان کيفري بينالمللي را به خاطر صدور حکم بازداشت نتانياهو که مرتکب نسلکشي و جنايات جنگي شده تحريم کرد نيز هيچ اقدامي نکرد کمااينکه آدمربائي آشکار ترامپ در ونزوئلا و دزديدن رئیسجمهور مادورو و همسرش را هم ناديده گرفت و اکنون که آنها 8 ماه است به صورت غيرقانوني در زندان ترامپ به سر ميبرند هيچ اقدامي در حمايت از آنها انجام نداده است.
وضعيتي که امروز بر جهان حاکم است دقيقاً بازگشت به عصر حجر و قانون جنگل است. قطعاً نسلهاي آينده حاکمان امروز جهان را به خاطر اينهمه بيعملي در برابر ديکتاتوريها و قانونشکنيها سرزنش خواهند کرد. وقت آنست که ملتها براي حاکم کردن قانون بر جهان به صحنه بيايند.