بسمالله الرحمن الرحيم
بالاتر از آمادگي دفاعي – که البته هميشه لازم است – تأمين رضايت مردم است. رضايت مردم بزرگترين، کارآمدترين و بادوامترين سلاح براي مقابله با تهاجم دشمن است. نه فقط تهاجم را دفع ميکند بلکه بازدارنده است و زمينه طمع دشمن به آب و خاک و ثروتهاي کشور و امنيت و استقلال و سيادت ملت را از بين ميبرد.
اگر به اطلاعات و تحليلهاي سازمانهاي جاسوسي «سيا» و «موساد» که ترامپ و نتانياهو را براي حمله نظامي به ايران تشويق کردند و به طمع انداختند نگاه کنيد خواهيد ديد پايه و اساس تصميم آنها براي حمله اين بود که فکر ميکردند مردم ايران از اين حمله استقبال خواهند کرد و کار نظاميان آمريکائي و صهيونيستها آسان خواهد بود.
براساس همين توهم و تخيل بود که ترامپ در ماجراي شورش ديماه خطاب به شورشيان گفته بود کمک در راه است و در جنگ 40 روزه وعده داده بود 3 روزه کار ايران تمام است و به تعبير خود او «تغيير رژيم» انجام خواهد شد. نتانياهو هم در جنگهاي 12 روزه و 40 روزه و شورش ديماه خطاب به مردم گفته بود نيروهاي ما در کنار شما مردم ايران و در خيابانهاي تهران حضور دارند و براي ساقط کردن نظام جمهوري اسلامي با شما همکاري ميکنند. آنها واقعاً هم نيرو و امکاناتشان را براي تحقق اهداف ضدايرانيشان اعزام و ارسال کرده بودند ولي اطلاعاتشان درباره مردم ايران غلط بود و به همين دليل در هر سه مورد شکست خوردند. شکستهاي آمريکا و رژيم صهيونيستي در جنگهاي 12 روزه و 40 روزه و شورش ديماه بيش از هر عامل ديگري به مقاومت مردم ايران در برابر تجاوز و توطئه دشمن مربوط بود. قطعاً سهم نيروهاي مسلح و قدرت دفاعي ايران را نميتوان انکار کرد ولي عامل اصلي شکستدهنده دشمن نقش مردم بود.
سازمانهاي جاسوسي «سيا» و «موساد» به همراه سرانگشتان و مهرههاي خود در باصطلاح اپوزيسيون ايراني خارج از کشور و با استفاده از فضاي مجازي و امکانات رسانهاي به ويژه تلويزيونهائي که با بودجه سيا و موساد اداره ميشوند سالها براي شستشوي مغزي مردم ايران و ايجاد روحيه خودکمبيني در ملت تلاش کردند و گزارشهائي که به آنها ميرسيدند تأييد ميکردند که آنها به نتايجي نيز دست يافتهاند ولي در عمل مشخص شد گزارشها کاملاً غلط بودند. اشتباه آنها اين بود که نارضايتي مردم از مسئولين و اوضاع اقتصادي را نشانهاي براي گرايش آنان به بيگانگان ميدانستند و به اين نکته فکر نکرده بودند که مردم ايران حتي در اوج نارضايتي هم حاضر نيستند به دشمن اجازه دخالت در امور کشورشان را بدهند. اين واقعيت را حالا تصميمسازان و تصميمگيرندگان آمريکا و رژيم صهيونيستي فهميدهاند و به همين جهت تلاششان را براي عميقتر کردن تبليغات مسموم، ادامه و حتي تشديد تحريمها و ايجاد تفرقه و نااميدي در ميان مردم افزايش دادهاند. آنها هنوز هم فاصله انداختن ميان مردم و مسئولين و نظام را حربه اصلي و کارآمدي براي خود به حساب ميآورند و سرمايهگذاري در جنگ نرم را مؤثرتر از جنگ سخت ميدانند.
درست در همين نقطه است که مسئولان نظام جمهوري اسلامي بايد راه مقابله مؤثر با دشمن را آنطور که واقعيت دارد بشناسند و روي اصليترين عامل مقاومت که رضايت مردم است تکيه کنند. رضايت مردم را نبايد در مسائل معيشتي خلاصه و محدود دانست. قطعاً مسائل معيشتي بسيار مهم هستند ولي اهميت دادن به نقش مردم در تعيين خطمشي سياسي و مديريتي کشور، تأمين آزاديهاي مشروع، ايجاد اميد در عموم با کنار گذاشتن جنگ قدرت، انديشيدن به مصالح عمومي به جاي پرداختن به منافع گروهي و انجام اقدامات عملي براي رعايت حقوق مردم در عرصههاي اجتماعي هم سهم بزرگي در جلب رضايت مردم دارند.
عنوان مردم را نيز نبايد در دايرهاي محدود تعريف کرد. راضي نگهداشتن بخشي از مردم که با مسئولين همراهند، چيزي نيست که بتوان به آن قانع شد. مسئولان بايد هنر جذب آن دسته از مردم را داشته باشند که يا همراه نيستند يا اعتراض دارند و يا بيتفاوتند. عملکردها نبايد طوري باشند که اين سه دسته را به حال خودشان رها کنند و يا زمينه را براي تکثيرشان فراهم نمايند. مسئولان بايد با رفتار قانوني و اخلاقيشان راه را براي جذب اين مجموعه نيز فراهم کنند تا بتوانند رضايت عامه مردم را جلب نمايند. با رضايت عامه مردم است که ميتوان جنگ نرم را خنثي و خطر جنگ سخت را برطرف کرد.