موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13430
احمق و حکيم در بيان امام حسن عسکري عليه‌السلامحجت الاسلام دکتر محمدرضا جواهريعضو هيأت علمي دانشگاه ف

احمق و حکيم در بيان امام حسن عسکري عليه‌السلامحجت الاسلام دکتر محمدرضا جواهريعضو هيأت علمي دانشگاه فردوسي مشهداحمق و حکيم چه کساني هستند؟ در گفتار اهل‌بيت عليهم‌السلام ويژگي‌هاي احمق و حکيم بيان شده است. بهترين منبع براي شناخت معيارهاي حماقت و حکمت متن احاديث پيامبر و امامان عليهم‌السلام است.چون آنان سرآمدان حکيمان جهان بوده‌اند و براي همگان الگو مي‌باشند. در احاديث بسياري از احمق و حکيم ياد شده است.در يک حديث امام حسن عسکري عليه‌السلام فرموده‌اند: قَلْبُ الأَحْمَقِ فِي فَمِهِ، و َفَمُ الحَكِيمِ فِي قَلْبِهِ (تحف العقول عن آل الرسول عليهم‌السلام ابن شعبه حراني، قرن چهارم، ص 489 * نثر اللالي فضل بن حسن طبرسي، قرن ششم، ص 92 * الوافي فيض کاشاني، ج 26، ص 285 * بحارالانوار علامه مجلسي، ج 1، ص 195 و ج 68، ص 312) دل و قلب احمق در دهان اوست و دهان حکيم در قلب اوست.در اين رهنمود و حکمت عسکري تفاوت بين احمق و حکيم در سخن گفتن بيان شده است تا جهانيان به حکمت آراسته و از حماقت دور شوند. اين حديث نه تنها معياري براي سنجش فرد است بلکه راهنمايي علمي و عملي براي سبک زندگي و روابط اجتماعي انسان‌ها است.احمق کيست؟احمق شخص نادان و بي‌خرد و کم‌خرد و سفيه و ساده‌لوح و کودن و ابله و بي‌شعور و سبک‌مغز و نفهم است. احمق از ريشه عربي "ح-م-ق" مي‌باشد حَمَق به‌معناي کم‌عقل شدن و حَمِق صفت فاعلي به‌معناي کم‌خرد است و احمق به‌معناي به غايت نادان و نادان‌تر است. احمق نمي‌تواند زمان مناسب براي سخن گفتن و زمان مناسب براي سکوت را تشخص بدهد. سخناني دارد که از ديد مردم درست و منطقي نيست. در بخش نخست اين حديث امام حسن عسکري عليه‌السلام در وصف احمق چنين آمده است: قَلْبُ الأَحْمَقِ فِي فَمِهِ، قلب احمق در دهان اوست. هرچه بر زبانش بيايد مي‌گويد. سنجيده و با فکر حرف نمي‌زند. بدون هيچ منفعتي سخن مي‌گويد. به هرکسي اطمينان مي‌کند. رازها را آشکار مي‌کند. هرسخني و خبري را که بشنود بدون بررسي و تحقيق براي ديگران تکرار مي‌کند. گويا که عقل ندارد چون گفتارش با خردورزي نيست. زياد حرف مي‌زند و پرحرف است. گويا قلب ندارد چون قلب او در دهاانش مي‌باشد. در مواردي که تخصص ندارد و در آن چيزهايي که مربوط به او نيست سخن مي‌گويد. به سؤالاتي که از او نشده پاسخ مي‌دهد. در راهنمايي‌هايش نسبت به حل مشکل به راه‌هاي ممکن و معقول توجّهي ندارد.اهل‌بيت عليهم‌السلام از دوستي و همنشيني با احمق نهي کرده‌اند زيرا آنجا که مي‌پندارد به تو سود مي‌رساند به تو زيان مي‌زند و تو را اندوهگين مي‌کند حال آنکه مي‌پندارد خوشحالت نموده است. زود عصباني مي‌شود و فورا ناسزا مي‌گويد. پيش از تفکر سخن مي‌گويد و به عواقب سخن نمي‌انديشد. براساس نخستين احساس يا برداشت سطحي نظر مي‌دهد و قضاوت مي‌کند.حکيم کيست؟بخش دوّم حديث جمله « فَمُ الحَكِيمِ فِي قَلْبِهِ» ويژگي والاي انسان خردمند را بيان مي‌کند. در اين حديث شريف با تقابلي ميان احمق و حکيم دو الگوي متضاد گفتاري ترسيم شده است. در حکيم زبان تابع عقل و قلب مرکز انديشه و احساسات کنترل شده است. او پيش از اينکه سخن به زبان جاري کند روي آن فکر مي‌کند و آنرا در دل مي‌گذارند و بررسي عقلي مي‌نمايد و پيامدهايش را ارزيابي مي‌کند زمان و مکان مناسبش را در نظر مي‌گيرد و سپس اگر سودمند بود آنرا مي‌گويد. کم‌حرف و پرمغز سخن مي‌گويد. خويشتن‌دار است بر زبان خود مسلط است و تحت تأثير هيجانات لحظه‌اي و آني قرار نمي‌گيرد. رازدار و امين است اسرار را در دل نگه مي‌دارد. حکيم سکوتش زياد است و اين سکوت نشانه خردمندي و پربودن ذهن از تفکر و تعقل است. حکيم مي‌داند در چه زمان و مکاني سکوت کند و اين سکوت او از هزاران سخن ارزشمند‌تر است. حکيم هيجانات را در دل و عقل مديريت مي‌کند و اجازه نمي‌دهد مستقيم به زبانش راه يابد. حکيم در برقراري ارتباط مؤثر، فراوان گوش مي‌کند و انديشه‌ورزي مي‌کند و آن‌گاه سخنان سنجيده و خردمندانه مي‌گويد.انسان حکيم نخست مي‌انديشد سپس سخن مي‌گويد درحالي که احمق نخست سخن مي‌گويد و بعد در انديشه فرو مي‌رود بر همين اساس سخنان حکيم سنجيده و حساب شده و سودمند است ولي سخنان احمق ناموزون و خام و نابخردانه و گاه خطرناک و بر زيان خود اوست.

عناوین این صفحه