توصيههاي اخلاقي آيتالله مشکينياشارههشتم مرداد ماه سالروز درگذشت يار ديرين امام خميني و انقلاب اسل
توصيههاي اخلاقي آيتالله مشکينياشارههشتم مرداد ماه سالروز درگذشت يار ديرين امام خميني و انقلاب اسلامي، آيتالله علي مشکيني است. آيتالله مشکيني علاوه بر خدمات بسيار در حوزههاي اجتماعي و سياسي و نقش پر رنگ در نهضت امام خميني، از اساتيد به نام حوزه علميه قم به ويژه در حوزه اخلاق به شمار ميرفته است که شرکت در درسهاي جذاب اخلاق ايشان از خاطرات شيرين طلاب حوزه علميه قم به حساب ميآيد. جهت تجديد آن خاطرات و بهرهگيري از انفاس قدسي آن عالم رباني، بخشي از توصيههاي اخلاقي ايشان به طلبهها در اين فرصت، تقديم ميگردد.انسانيتخداوند انسان را آفريده است تا او در ابعاد مختلف کمال انساني، ترقي کند و خليفةالله بشود که ما در فارسي به خليفه نماينده ميگوييم. حالا نماينده يعني چه؟ يعني وجودش معرف وجودالله باشد، غضبش غضب او باشد، رحمتش رحمت او باشد. آن فردي که ميگويد ما خدايي نداريم، حتي او هم «خُلِقَ ان يکون خليفةالله» منتها راه را گم کرده و هواي نفس او را از هدف اصلي باز داشته است. جملهاي در شرح نهجالبلاغه ابنابيالحديد از اميرالمؤمنين عليهالسلام نقل شده است «قبيح بذيالعقل ان يکون بهيمةً و قد امکنه ان يکون انساناً» اي موجود عجيب و غريب که اشرف موجودات هم ميتواني باشي. قبيح است که به حيوانات اقتدا کني. متأسفانه امروز دنياي غرب که اسمشان را اروپا و آمريکاي متمدن گذاردهاند، متمدن و پيشرو در سبوعيت و بهيميت هستند. آقايان اگر ميخواهيد انسان بشويد، اگر ميخواهيد کامل و همه چيز بشويد من بيپرده به شما بگويم که بايد همه چيزهاي حرام و غيرلازم را ترک کنيد.اي حوزههاي علميه! کمال شما به اين است که خدا و دينتان را بگيريد و به هيچ چيز نگاه نکنيد تا همه چيز بشويد. امام علي عليهالسلام در ادامه روايت مذکور ميفرمايند: «و قد امکنه ان يکون ملکاً». يعني انسان بودن هم براي شما کم است. اگر شما طلبهها قويتر از بقيه مردم در تزکيه نباشيد که نميتوانيد تزکيه کنيد و اينکه ميگويند پيامبران بايد معصوم باشند و تمام علوم و فضايل را دارا باشند، علتش همين است. شما که ميخواهيد انشاءالله ملتها را از جهل، بدبختي و بداخلاقي برهانيد و آنها را در ابعاد مختلف زندگي، اسلامي تربيت نماييد، لازمهاش اين است که حوزه صد درصد اسلامي باشد، در غير اينصورت خائب و خاسر هستيم.در روايت آمده: «رحمالله امراءً عرف قدره و لم يتعدّ طوره» (غررالحکم و دررالکم)؛ کسي که درس ميخواند، بايد در خودش مطالعه کند و حالات خودش را بسنجد چون کسي که در مسير الهي گام برميدارد بايد پيوسته سنجيده شود تا از طور و مسير تجاوز نکند.هدف از خلقت انسان اين سؤالات، هميشه بايد در جامعه بشري مطرح باشد که خداوند انسان را براي چه آفريده است؟ و انسان در رسيدن به اين اهداف، چه وظايفي دارد و چه قدمهايي را بردارد؟ اصلاً من کيستم؟ و چه کسي مرا آورده است؟ و از من چه چيزي را ميخواهد؟بايد بدانيم هدفي را که انسان آنرا دنبال ميکند هيچ موجود ديگري بهدنبال آن نيست. انسان، براي هدف بسيار والايي آفريده شد و اگر شما طلبهها بتوانيد آنرا تحقق ببخشيد، ديگر والاترين موجود هستي و همه موجودات از آن شما و خاضع در برابر شماست. خداوند فرمود: «فاذا سوّيته و نفخت فيه من روحي فقعوا له ساجدين» (ص/72). و تمام ملائکه در برابر انسان سجده کردند. بنابراين هدف از خلقت اين است که آن استعداد نهفتهاي که در وجود شريف انسان هست، ظهور و تجلي پيدا کند. انسانام الاستعداد و أب الاستعداد است و همه گونه استعدادي که در عالم است، در وجود انسان نهفته شده است. تو اگر درست فکر کني که چه هستي؟ و به کجا ميروي؟ ديگر واله و شيداي خالق ميشود و همه چيز را فراموش ميکند جز حرکت به سوي هدف.چقدر نيکو گفته اين گوينده که «أ تزعم انّک جرم صغير و فيک انطوي العالم الاکبر» همه عوالم در انسان موجود است و تواي انسان بايد اين استعدادها را شکوفا کني. و بيطاقتي حضرت اميرالمؤمنين علي عليهالسلام در شبها در اثر پي بردن به همين استعدادها است. گريهها و بيهوش شدنهاي آنحضرت بهخاطر تفکر در هدف از خلقت انسان است.اما اگر کسي مصداق آيه «ذرهم يأکلوا و يتمتّعوا و يلههم الامل فسوف يعلمون» (حجر/3) قرار گيرد، ديگر از اين حرف فاصله دارد.هدف را فراموش نکنهدف را در خاطرت داشته باش و آنرا فراموش نکن و راه رسيدن به هدف هم اين است که اسير زبان و چشم و گوش نشوي، بياعتنا به همه چيز باش يعني همه کارهايتان را خدايي کنيد. اگر به همه چيز بياعتنا شدي، همه چيز خواهي شد و همه چيز را به تو ميدهند.آقايان طلاب! اگر نوافلتان بر فرايضتان اضافه نشود، اگر زبانتان تحت اختيار عقل قرار نگيرد و اگر گوشتان از شنيدن هر چيزي ابايي نداشته باشد و اگر به هر پولي که به شما ميرسد، دست دراز کنيد و بگيريد، بدانيد که راه و هدف را گم کردهايد و به جايي نميرسيد.اخلاق خودتان را تصفيه کنيد تا سخن در شما تأثير کند و اگر ميشنويد و در شما تأثير نميکند معلوم ميشود که راه گم شده است.وظيفه طلابيکي از اهداف مهم انسان، توجه به نفس و شناختن خويشتن است و طلاب محترم براي همين مهم وارد حوزه ميشوند. طلبه بايد آن حقيقت مرموزي که در اين جسم به وديعت گذاشته شده و من عندالله است را پيدا و تکميل کند که البته پيدا کردن آن خيلي مشکل است. آيه شريفه دارد که «نسواالله فأنساهم انفسهم». انسان بهواسطه قرار گرفتن در اشتغالات دنيوي و انجام معصيت، از حقيقت خود دور شده و آنرا به فراموشي سپرده است.هيچ مرکز علمي در دنيا پيدا نميشود که وظيفهاش متوجه کردن مردم به آن حقيقت مرموز در انسان باشد، مگر همين حوزههاي علميه و مدارس ديني اسلامي. بنابراين طلاب متوجه باشند که در چه جاي بزرگ و با ارزش تحصيل ميکنند. حالا اگر از يک طلبه گناهي صادر شود ولو به شوخي دروغ بگويد، اين، هنوز در راه و هدف حوزوي قرار نگرفته و هنوز خودش را پيدا نکرده است. اين رفتارها نشانه جهل به کمالات در مسير انساني است. آن کساني که خودشان را گم کردهاند، بايد خودشان را پيدا کنند و اين، نميشود مگر اينکه انسان مرتب مواظب حال خودش باشد. از مناجات باخدا درحال خلوت غفلت نکند.حضرت علي عليهالسلام در نهجالبلاغه در خصوص وظايف انبيا که در حقيقت وظيفه حوزويان است، ميفرمايد: «و واتَرَ اليهم انبيائه ليستادوهم ميثاق فطرته و يذکروهم منسي نعمته و يحتجوا عليهم بالتبليغ و يثيروا لهم دفائنالعقول»؛ (نهجالبلاغه/ خطبه 1) يعني خداوند پيامبران را پيدرپي براي مردم ميفرستاد تا دفينههاي عقول مردم را بيدار کند و برانگيزد.«تثيروا دفائنالعقول» يک تعبير عجيبي از حضرت امير عليهالسلام است و به اين معناست که آن فطرتها و عقولي که در انسان دفنشده را انبيا با تبليغ و موعظه به مردم نشان ميدهند و معرفي ميکنند و اين کار از وظايف دشوار و طاقتفرساست. در اين راستا جملهاي بسيار تکاندهنده از حضرت عيسي عليهالسلام منقول است که: من مرضهاي لاعلاج ابرص و اکمه را به اذن خدا شفا ميدهم، من مجسمه حيوانات را، به اذن خدا حيات ميبخشم و خدا به من قدرت داده که مردگان را زنده ميکنم، لکن هرگاه در برابر انسانهاي جاهل قرار ميگيرم، عاجز ميشوم و زانو به زمين ميزنم!بنابراين، متوجه کردن انسان جاهل کار مشکلي است و سالها وقت لازم دارد و اين حوزهها براي همين است که انسانها را متوجه وضع خودشان کند. اين مدرسه، مدرسه کمال است، کسي که وارد حوزه شده و فهميده که براي تصفيه نفس خود آمده، براي يافتن خويش آمده، چنين شخصي ميتواند ملت را احيا کند و در غير اين صورت نه. آرزويم از حوزه اين است که شما طلبهها درس بخوانيد، کامل بشويد. تصميم داشته باشيد تا مثل شهيد اول و شهيد ثاني شويد نه هوس کاخ و ماشين و زندگي آنچناني؛ چراکه هر کس در اين فکر و خيالها باشد، در حيوانيت به سر ميبرد؛ البته هيچ انساني از خانه و وسايل زندگي بينياز نيست، لکن طلاب و روحانيون بايد دغدغه اصليشان درس و تبليغ باشد. بنابراين فکرتان را پاک کنيد، همتتان را والا نماييد و خودتان را شستوشو دهيد.خداي تعالي خطاب به حضرت عيسي عليهالسلام ميفرمايد: «أغسل بالماء منک ما ظهر و داو بالحسنات ما بطن». امالي صدوق/ 605؛ آقايان طلبه خودتان را با اين دو شستوشو، در مسير حقيقي حوزه قرار دهيد.*اي حوزههاي علميه! کمال شما به اين است که خدا و دينتان را بگيريد و به هيچ چيز نگاه نکنيد تا همه چيز بشويد*آقايان طلاب! اگر نوافلتان بر فرايضتان اضافه نشود، اگر زبانتان تحت اختيار عقل قرار نگيرد و اگر گوشتان از شنيدن هر چيزي ابايي نداشته باشد و اگر به هر پولي که به شما ميرسد، دست دراز کنيد و بگيريد، بدانيد که راه و هدف را گم کردهايد و به جايي نميرسيد