بيترديد، ارزشي که اسلام به علم و علم آموزي ميدهد و جايگاهي که براي عالم قائل است، بسیار بالا است. قدر و منزلت علم و عالم در اسلام قابل اندازهگيري و توصيف نيست. از جمله آن که به گفته پيامبر اسلام(ص): رأس الفضائل العلم. غاية الفضائل العلم. دانش ريشه تمام نيكيهاست. يا «قليل من العلم خير من كثير العبادة. اندكي از آن بهتر از عبادتهاي فراوان است». همچنين دانشمند در اسلام رتبهاي دارد که به گفته پيامبر اسلام: أنّه ليستغفر لطالب العلم في السماء و من في الأرض حتي الحوت في البحر. آنچه در آسمان و زمين است دعاگوي اويند حتي ماهيان دريا».
قهراً چنين نگاهي به علم و عالم، هر پيروي را مشتاق ميکند که به عرصههاي علمي گام گذاشته با تلاش و کوشش فراوان و انگيزهاي بالا، علاوه بر اين که بر آگاهي خود ميافزايد، رضايت اولياء دين و خداوند باري تعالي را نيز تأمين نمايد. اين درحالي است که اين همه سفارش و تأکيد، براي اصل علم و آگاهي و براي ارزش ذاتي دانش است اما اگر علم آموزي براي خود دين و تقويت آگاهي دينداران و اعتلاي کلمةالله باشد، روشن و طبيعي است که اسلام ارزشي دوچندان براي آن قائل شود و مرتبهاي بالاتر براي دانشمندان آن در نظر بگيرد. لذا به همين تناسب، انگيزهاي که براي فراگيري علم دين در مؤمنان ايجاد ميشود و نشاطي که در حوزههاي علوم الهي پديد ميآيد، به مراتب، بيشتر و بهتر از دانشگاههاي علوم غير ديني خواهد بود. از اينجا است که تاريخ حوزههاي علميه ديني با نشاط عجين ميباشد و عالمان دين، سخت کوشترين دانشمنداني بودهاند که هرگز مکان و زمان و نيز نام و نشان دانش اندوزي براي آنان مطرح نبوده و جذابيتي نداشته است و گاه همه زندگي خود را فداي اندکي پيشرفت و تکامل در علم دين ميکردهاند.
اهتمام فوقالعاده به علم و نشاط سرشار از اعتقاد در تحصيل دانش، جزء هويت حوزههاي علميه ميباشد که تا عصر کنوني به نحو احسن جريان داشته و تمام دستاوردهاي گران قيمت حوزهها و آثار ارزشمند عالمان ديني مديون همين نشاط و سرزندگي کسب و نشر دانش ميباشد و بايد تا زماني که حوزههاي علميه باقي است يکي از شاخصهاي اصلي تمايز حوزههاي علوم ديني با ديگر حوزهها باشد و اين امتياز بزرگ را به هيچ قيمتي نبايد از دست داد. اما سوگوارانه بايد گفت که امروزه اين شور و نشاط در برخي از اقشار جوان و نوجوان حوزه و در برخي از محافل حوزوي و منتسب به حوزه، کم رنگ و کم فروغ شده است. گذري هرچند کوتاه به برخي از مدارس ديني به ويژه شهرستانها، اين واقعیت تلخ را روشنتر نشان ميدهد. کاهش نشاط علمي در حوزه به ويژه در ميان طلاب جوان آفتي است که بخاطر اهميت آن بايد براي آن چاره کرد و کمِ آن نيز، براي سيستمي که تمام افتخارش در سخت کوشي علمي است، زياد ميباشد. قطعاً رسوخ چنين آفتي به درون حوزه عوامل مختلف و متنوعي دارد که شمارش و بررسي دقيق آن نيازمند مطالعات عميقتر و فرصتي وسيعتر ميباشد اما اشاره به برخي از آنها در اين مقام خالي از فائده نیست.
1. چنان که اشاره رفت، نشاط علمي با اعتقادات ديني و مسئوليت الهي در تحصيل علم، تأثير و تأثر متقابل دارند. لذا هرچه اعتقادات و وظيفه گرائي در تحصيل علم بيشتر باشد، نشاط علمي و تکاپوي آموزشي نيز بيشر ميباشد و بالعکس. ولي امروزه به نظر ميرسد اين نگاه به علم و تلاش علمي، در ميان برخي از طلاب کم رنگ شده و ضعفهايي به چشم ميخورد. زميني کردن علم ديني و گره زدن آن به منافع شخصي و حتي سياسي و اجتماعي و محصور کردن آن در نهادهاي رسمي و مؤسسات دولتي عاقبتي غير از اين ندارد که علم از دايره اعتقادات خارج شود.
2. مشکلات معيشتي طلاب و روحانيان مانع عمده ديگري در تضعيف نشاط علمي در حوزه است که گويي کسي اعتنايي به آن ندارد. به جرأت ميتوان ادعا کرد که امروزه با وضعيت نامناسب اقتصادي و معيشتي فعلي، ممحض شدن در تحصيل و تحقيق علمي در حوزه و اکتفاء کردن به شهريههاي معهود ممکن نميباشد. طبيعيترين راه براي جبران اين کاستي شاغل شدن در مراکز و نهادهاي رنگارنک در حوزه، آن هم در سالهاي آغازين طلبگي است که نشاط علمي را از دانش پژوهان حوزوي ميگيرد.
3. مدرک گرائي با اين که امري ضروري در سيستمهاي آموزشي کنوني به نظر ميرسد اما اين آفت را دارد که آموزشهاي علمي را از عمق به سطح ميآورد و سطحي نگري، ونمره محوري را اصالت ميبخشد. از اين رو کسب نمره و اخذ مدرک با کمترين هزينه و کوتاهترين راه در دستور قرار ميگيرد.
4. ورود مناقشات سياسي و حتي مسائل جناحي به حوزه و درگير کردن طلاب مبتدي با امور کلان و پيچيده سياسي، وارد کردن مجادلات سياسي به درون مدارس و حجرهها، مانع ديگر نشاط علمي است که انکار نميتوان کرد.
5. تعطيلات بيش از اندازه و فاصلههايي که ميان طلبه و ممارست علمي ايجاد ميشود، دليل ديگر کسالت علمي در بين برخي از طلبهها ميباشد.