درباره رنج و رسالت روزنامه نگاريمهدي قديري بيداخويديروزنامهنگاران در روزهاي بحران، ديده باني در خط خطر هستند. در روزهاي بحران جامعه فقط با آمار و تيترها زندگي نميکند، با «دانستن» زنده ميماند. با دانستن به موقع دقيق و مسئولانه بخشي از امنيت رواني مردم است و اين دانستن بيواسطه به تلاش کساني گره ميخورد که در ميانه اضطراب، بيخوابي و فشار، خبر را جمعآوري، راستيآزمايي و منتشر ميکنند.روزنامهنگاران، در اين روزهاي جنگ دشوار، اقشار زيادي بار سنگيني را به دوش کشيدند و خطر را به جان خريدند، اما کمتر درباره گروهي صحبت شد که نه پشت صحنه بودند و نه در قاب تشکرها، روزنامهنگاراني که با حداقل امکانات ميان شايعه و واقعيت، ميان سرعت و دقت و ميان ترس و وظيفه ايستادند تا جريان اطلاعرساني قطع نشود.روزنامه نگاري در شرايط جنگ و بحراني فقط کار خبري نيست، مواجهه روزانه با خطر است. از تهديدهاي ميداني و ناامنيهاي محيطي گرفته تا فرسودگي رواني ناشي از مواجهه مستمر با تصاوير و روايتهاي تلخ، فشار زماني براي انتشار، اضطراب اشتباه کردن، مسئوليت در برابر افکار عمومي، و هم زمان نگراني براي خانواده و امنيت شخصي، ترکيبي ميسازد که بسياري از مردم از بيرون نميبينند.در چنين فضايي ارزش کار روزنامه نگار فقط در انتقال خبر خلاصه نميشود، در راستي ازمايي است، در روزهايي که شايعه ميتواند سريعتر از واقعيت تکثير شود.خبرنگار که ميايستد،منابع را ميسنجد، از بزرگنمايي يا هراس افکني پرهيز ميکند و روايتهاي متعارض را با معيارهاي حرفهاي کنار هم ميگذارد. در حقيقت از جامعه در برابر آشفتگي اطلاعاتي محافظت ميکند.همزمان بايد پذيرفت که روزنامهنگاران هم انسانند، خسته ميشوند، ميترسند، سوگوار ميشوند و گاهي زير فشار قضاوتهاي تند و بيرحمانه قرار ميگيرند. اما با وجود همه اينها، بسياريشان هر روز دوباره پشت ميز تدوين نشستند، دوباره به محل حادثه رفتند، دوباره تماس گرفتند، دوباره پرسيدند، و دوباره نوشتند و دوباره نوشتند. نه براي قهرمان شدن، بلکه براي انجام وظيفه.اين يادداشت پيش از هر چيز تشکر است.تشکر از همه روزنامه نگاران، خبرنگاران،عکاسان خبري، دبيران و تيمهاي تحريريه که در شرايط پر ريسک، به اصول حرفهاي وفادار ماندند و اجازه ندادند جامعه در تاريکي بياطلاعيها رها شود.و در کنار تشکر يک ياداوري هم هست، اگر انتظار داريم در روزهاي بحران خبر درست داشته باشيم، بايد به همان اندازه براي امنيت، حمايت رواني، اموزش ايمني و احترام به شان حرفهاي روزنامه نگاران هم حساس باشيم.جامعهاي که روايتگرانش را تنها بگذارد، دير يا زود در برابر شايعه و ترس بيدفاع ميشود. هر جا صداي حقيقت آرام شود، فرياد شايعه بلند ميشود.