جنگ و صلح به مثابه ابزار احقاق حقِ ايرانغلامرضا بني اسديبرخي کلمات، ترجمه ناپذيرند. اگر «برگردان» بر
جنگ و صلح به مثابه ابزار احقاق حقِ ايرانغلامرضا بني اسديبرخي کلمات، ترجمه ناپذيرند. اگر «برگردان» برايش بنويسيم عملا به «دوربرگردان» تبديل خواهد شد و افراد را نرسيده به آن، بازخواهد گرداند. از اين جمله است کلمه بسيار محترمِ «صُلح» که برخي آن را «سازش» معنا ميکنند، کلمهاي که در ادبيات شفاهي ما به «ساخت و پاخت» ترجمهگذاري ميشود. فکر ميکنم امروز هم گرافتار اين سوء برداشت هستيم و الا هيچ آدم عاقلي نميتواند با صلح که يک امر مقدس است و رفتار مصلحانه که يک بايستگي راهبردي و البته اخلاقي است، مشکل داشته باشد آن هم در ملت و مکتبي که هيچ گاه «جنگ» برايش امر پسنديدهاي تلقي نميشود. ما اگر از جبهه و زيست جنگي آن با واژه «مقدس» ياد ميکنيم نه براي جنگ و اقتضائات آن که براي «دفاع» و فرهنگ آن است و الا منطق ما همان است که در شعري بلند، از زبان قيصر امين پور بيان شد.«شهيدي كه بر خاك ميخفت / سرانگشت در خون خود ميزد و مينوشت / دو سه حرف بر سنگ: به اميد پيروزي واقعي / نه در جنگ / كه بر جنگ!».الآن هم حرف ما همين است. به اميد پيروزي واقعي بر جنگ و جنگ افروزان. جنگ براي ما هيچ گاه اصالت نداشته و ندارد چه ديروز و چه امروز و چه فردا. براي ما وطن و آرمانها و انقلاب اصالت دارند. براي اين است که جنگيدن ميشود «دفاع مقدس». بر همين اساس، ديپلماسي براي احقاق حق ملت و دفداع از کيان ايرانِ شهيدان و انقلاب را بايد در قابِ «مذاکراتِ مقدس» ديد. آنان که به تماميت ارضي ايران عزيز و پايداري انقلاب اسلامي و جريان زلال اسلام باور دارند، نگاهشان به هر دو روي سکه بايد يکي باشد. هم دفاع را مقدس بدانيم و مدافعان را تجليل کنيم و هم مذاکرات را – در جاي خود- حرمتي چنين بگذاريم. آنان که سکه شان فقط يک رو دارد، قطعا از بازار با دست خالي برخواهند گشت. سکه يک رو، رواج ندارد حتي اگر به صداي بلند و با بلندگوهاي پرصدا ترويجش کنند. اصالت نه با جنگ که با ايران است. مصالح پايداري اين اصالت هم در نسبتي که براي حراست از وطن تعريف مييابد، ارزشگذاري ميشود. معيار ديگري وجود ندارد.