پرچمداري عقل و راهگشايي صبرغلامرضا بني اسديعقل را بايد محوريت داد و دور را به دستِ عاقلان سپرد چه اي
پرچمداري عقل و راهگشايي صبرغلامرضا بني اسديعقل را بايد محوريت داد و دور را به دستِ عاقلان سپرد چه اين «عقلانيت ايماني» است که بن بست شکن ميشود. بيتوجه به وديعه الهي عقلانيت، پاي کار رفتن، نه تنها پيروزي آور نيست که شايد زمينه ساز شکست هم بشود. يعني کاري شکل بگيرد که مشکلش طرف ما باشد و بهرهاش طرف دشمن. کم هم اتفاق نيفتاده است از اين قبيل ماجراها. کم هزينه به دوش نکشيدهايم که دشمن سودش را به حساب خود واريز کرده است. کم اتفاق نيفتاده که خودمان خويش را تراشيده و توان خود را فرسوده ايم. اينجاست که در فهم اين کلام امام کرامت و معرفت، حضرت رضا عليهالسلام، يک مقدار جلوتر ميرويم که ميفرمايند: «صديق کل امرء عقله و عدوه جهله دوست هرکس عقل او و دشمنش جهل اوست.»ما وقتي با دوست خود - بخوانيد عقل خويش - به ميدان ميرويم، با موفقيت برمي گرديم اما آنجا که يقه ما به دست دشمن - بخوانيد جهل ما – ميافتد هم سرشکسته برمي گرديم و هم شکست خورده. براي اين که سربلند باشيم بايد دست عقل را باز بگذاريم تا تدبير کند و امور را به سامان آورد به ويژه امروز که کشور ما، همين ايران امام رضا، درگير جنگي ترکيبي است ازسوي بدترکيبترين دشمنان.درک درست زمان اقتضا ميکند تنظيم رفتار و گفتار و حتي پندار مان را به عقلانيت مکتبي و رضوي بسپاريم. آن وقت خواهيم فهميد که ما آمديم در خيابان تا پاي حق ايران بايستيم. امام کرامت حضرت رضا عليهالسلام، ميفرمايند خير فراوان خود را کم شماريم نه اين که به هر حضور خويش، فهرست مطالبه خود را طولانيتر و- خداي نکرده- جا را بر ديگران تنگ کنيم. ما پاي کار حق هستيم اما حق نداريم کاري کنيم که ايران در رسيدن به حق خويش با مشکل مواجه شود. نبايد رفتار ما باعث شود به ميدان فشار بيش از ظرفيت وارد شود يا ديپلماسي را با شبکه مصائب مواجه کند. بايد به هر دو انرژي بدهيم. خيابان ما بايد ميدان و ديپلماسي دشمن را فرو پاشد. همه کنش و واکنس هامان را در هندسه ايماني تعريف کنيم که امام رضا براي ما چنين تدبير و تحرير فرمودهاند: «ارکان ايمان، چهار چيز است که عبارت از توکل بر خدا، رضا به قضاي خدا، تسليم به امر خدا و واگذاشتن کار به خدا» قطعا خدا هم دست ما را خواهد گرفت. اين را از روز پيروزي انقلاب تا همين امروز تجربه کرده ايم. با ايمان به اين حقيقت به واقعيت مکرر تبديل شده، همچنان بيادعا و با هزار دعا، پاي کار ايران و انقلاب بمانيم. بيادعاست که دعاها هم به اجابت نزديکتر ميشود. ادعا در خود تکانههايي دارد که بناهاي محکم شخصيتي را هم ميلرزاند چه رسد به برخي از ماها که در اول راهيم. باري، زمان را و زمينهها را درست بفهميم و زباني متناسب با آن براي احقاق حق برگزينيم و به منهج رضوي راه را به سوي موفقيت ملي و پيروزي در اين جنگ هولناک، سنجيده و قدم شمار بپيماييم. هيجان و شور را به استخدام عقل درآوريم تا صبر راه را باز کند. سنت دين و منطق امامت همين است ما هم همين گونه باشيم.