موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13311
رفتارشناسي امام خميني در ماه مبارک رمضانامام‌ خميني، در عین حال که دارای شخصیتی کم‌نظیر و جایگاه ویژ

رفتارشناسي امام خميني در ماه مبارک رمضانامام‌ خميني، در عین حال که دارای شخصیتی کم‌نظیر و جایگاه ویژه‌ای در میان مردم بود، در مقام پرستش پروردگار عالَم يک عبد و متعبد به تمام معنا به شمار مي‌رفت. ايشان اگر چه از نظر ديني داراي مقام مرجعيت بود اما نگاه ايشان به عبادات به ويژه روزه و ماه مبارک رمضان، فقط نظري و يا توصيه به ديگران نبود بلکه خود يک عامل تمام عيار در اين زمينه بود. امام، ماه رمضان را فرصت رسيدگي به خود و تزکيه نفس مي‌دانست و می‌فرمود: «از همه بالاتر اين است که انسان خودش را اصلاح کند در ماه رمضان، ما محتاج به اصلاح هستيم، محتاج به تهذيب نفس هستيم، تا آن دم آخر ما محتاجيم. پيغمبرها هم محتاجند. انبياي بزرگ هم محتاجند، منتها آنها احتياج خودشان را فهميده‌اند و دنبالش عمل کرده‌اند و ما از باب اينکه حجاب داريم نتوانستيم بفهميم و به تکاليف خودمان عمل نکرديم». لذا تلاش مي‌کرد بهترين و بيشترين اعمال عبادي خود را در اين ماه سامان دهد و بر آنها مداومت داشته باشد. اين رفتار امام براي همه علاقمندان به تزکيه نفس و پالايش روح، يک مدرسه درس آموز و يک الگوي تمام عيار براي استفاده بهينه از فرصت مغتنم ماه مبارک رمضان مي‌باشد. خاطرات نزديکان امام‌خميني در باره نمونه‌هاي رفتاري ايشان در اين زمينه، بسيار راه گشا مي‌باشد.اهتمام به روزهامام چهارده سال نجف بودند. از تمام بچه‌ها دور بودند، هواي به آن گرمي نجف را تحمل مي‌کردند و در آنجا روزهايي به آن بلندي را روزه مي‌گرفتند. کارگر منزلشان صبح که مي‌آمد گلايه مي‌کرد و مي‌گفت: «خانم، من سيني غذاي آقا را که مي‌برم، اصلاً وقتي بر مي‌گردانم احساس نمي‌کنم از اين سيني غذايي خورده شده است؛ شايد يک کمي مثلاً يک نصفه کتلت خورده‌اند». آقا با اين شرايط روز به آن بلندي نجف را روزه مي‌گرفتند (صديقه مصطفوي).خواندن قرآندر خود ماه رمضان امام مرتب قرآن مي‌خواند حالا اکثر وقت‌ها مثلاً ما مي‌رفتيم روزنامه ببريم براي ايشان مي‌ديديم امام نشسته‌اند روي آن نيمکت خودشان و آن شمد را هم انداخته‌اند روي پايشان و چهار زانو نشسته‌اند و دارند قرآن مي‌خوانند، از قول مرحوم حاج‌احمد آقا، امام بعضي روزها 5 جزء يا 4 جزء قرآن مي‌خواند، نه يک جزء، ما مي‌گوييم يک جزء بخوانيم، اما حاج احمد آقا مي‌گفت امام روزي 4 تا 5 جزء قرآن مي‌خواند، اين قدر امام مقيد بودند به قرآن خواندن يا مثلاً اعمال ديگر (سيد رحيم ميريان).امام علاوه بر انجام تمام اعمال عبادي ماه رمضان يک برنامه خاص خودش را داشت، زمان بيشتري قرآن مي‌خواندند. فکر مي‌کنم حتي تا اين اواخر ماهي سه قرآن را که حتماً ختم مي‌کردند‍، فرمش هم به اين شکل بود که سه نقطه سه تا قرآن داشتند، آن قسمتي که صبح براي کار مي‌رفتند آن قسمتي که عصر بود و يا قسمت سر‌شب سه تا قرآن بود که از هر سه مي‌خواندند هر جا بودند يک جزء قرآن مي‌خواندند در نتيجه ماه رمضان که تمام مي‌شد سه تا قرآن ختم کرده بودند، اين اواخر حتي با اين همه گرفتاري‌ها و مشاغلي که داشتند، تمام از کاري که در مفاتيح هست آنها را انجام مي‌دادند. امام شبها دعاي افتتاح مي‌خواندند، دعاي سحر را معمولاً مي‌خواندند و خيلي هم توصيه مي‌کردند و بيشتر ابوحمزه را هم مي‌خواندند، گاهي وقت‌ها به ما مي‌گفتند اگر ابوحمزه زياد هست مي‌توانيد دو تا سه قسمت کنيد و در دو يا سه شب تمام بشود. اگر يک شب نتوانستيد تمام کنيد عيبي ندارد ولي اين دعا را بخوانيد (فاطمه طباطبايي).جديت در عباداتوقتي حضرت امام در ماه مبارک رمضان در فصل گرماي نجف اشرف براي نماز جماعت ظهر و عصر با زبان روزه به مدرسه مرحوم آيت‌الله بروجردي تشريف مي‌آوردند، هر روز، اول هشت رکعت نوافل ظهر را مي‌خواندند و بعد نماز ظهر را با اذان و اقامه نسبتاً طولاني مي‌خواندند و بعد از تعقيبات نماز ظهر، هشت رکعت نوافل عصر را مي‌خواندند و بعد نماز عصر را با اذان و اقامه، مانند نماز ظهر مي‌خواندند و بعد از تعقيبات تشريف مي‌بردند. اين کار در آن سن و هواي گرم و آن حال روزه، کار آساني نبود که حتي جوان‌ها موفق به آن بشوند، اما امام، با اقبال تمام اينگونه جديت در عبادات داشتند (آيت‌الله محمدحسن قديري).شب‌هاي قدربراي امام شب‌‎هاي قدر و غير قدر آن قدر فرقي نداشت. يعني امام هر شب برايش شب قدر بود، امام آن شب‌هاي قدر چون برنامه آن زيادتر است، لذا امام از همان سر شب خوابش خيلي کم مي‌شد، مثلاً امام هر شب ساعت20/10 دقيقه مي‌خوابيدند، آن شب هم سر ساعت20/10 دقيقه مي‌خوابيدند اما از آن طرف يک ساعت تا دو ساعت که مي‌خوابيدند بلند مي‌شدند و مشغول عبادت و مشغول مناجات مي‌شدند و دعاهاي شب‌هاي قدر را مي‌خواندند و قرآن سر مي‌گرفتند و مناجات مي‌کردند و گريه و زاري مي‌کردند تا صبح مي‌شد و قرآن قبل از نماز و نماز صبح را مي‌خواندند و بعد مي‌خوابيدند (سيد رحيم ميريان).