نگاهی به تفسیر «من وحی القرآن»اشارهدر میان تفاسیر معاصر شیعی، تفسیر «من وحی القرآن» اثر مرحوم آیت ال
نگاهی به تفسیر «من وحی القرآن»اشارهدر میان تفاسیر معاصر شیعی، تفسیر «من وحی القرآن» اثر مرحوم آیت الله سید محمد حسین فضل الله، از علمای مجاهد لبنان است که به دلایلی جایگاهی خاص در میان تفاسیر دارد، به ویژه آن که این تفسیر پس از تفسیر گرانقدر «المیزان» و با توجه به آن نگاشته شده است. در این مجال و در ماه قرآن، به معرفی این اثر فاخر پرداخته میشود، با این توضیح که در این معرفی نامه، از مقاله بلند و جامع آقای حامد شیواپور در این باره استفاده شده است.اهمیت تفسیر «من وحی القرآن»به نظر میرسد مهمترین وجه اهمیت تفسیر «من وحی القرآن» شیوه تحلیلی و اجتهادی مؤلف دانشمند آن در تفسیر است. گرچه مفسّر در مقدمه تفسیر به درستی میگوید که سخنانش بیشتر حاصل افادات محققان و مفسران دیگر است، اما حق آن است که تفسیر «من وحی القرآن» مانند برخی از تفاسیر دیگر روزگار ما تنها مشتمل بر جمع اقوال مفسران نیست و مؤلف بارها در تفسیر یک آیه پس از نقل برداشت و نظر مفسران دیگر، دیدگاه خود را بیان میکند. با پشت سر داشتن بیش از هزار سال میراث غنی تفسیری در فرهنگ اسلامی و شیعی، تألیف یک تفسیر تازه برای یک مفسر و کوشش در به دست دادن برداشتها و دریافتهایی جدید، شجاعت و جسارت بسیاری لازم داشته است. اگر به این نکته توجه کنیم که این تفسیر در زمانی نوشته شده که مدت زیادی از تألیف تفسیر ارزشمند المیزان با آن همه آراء ابتکاری علامه طباطبایی در این تفسیر نمیگذشته است، اهمیت آن و ارزش کار مؤلف آن را بیشتر درخواهیم یافت. مؤلف تا حد زیادی توانسته است خود را از چیرگی سایه سنگین تفسیر المیزان بیرون بکشد و حتی در موارد بسیاری هم با نویسنده ذوفنون آن شجاعانه رو در رو شود. شیوه اجتهادی سید محمد حسین فضل الله در این تفسیر و شجاعت او- که ما این ویژگی او را در صحنه جهاد با دشمنان اسلام خوب میشناسیم- به ویژه در مواضعی آشکار میشود که ایشان در برابر بسیاری از دیدگاههای پذیرفته شده نزد مفسران میایستد و نظر خود را ابراز میکند ... و همین ویژگی به این تفسیر اهمیتی خاص میبخشد. علاوه بر آنچه گفتیم، بعضی از محققان، تفسیر «من وحی القرآن» را از جهات دیگر نیز تفسیر قابل توجهی دانستهاند. 1- اولین جهت اهمیت این تفسیر شخصیت خاص مؤلف آن است که از مراجع تقلید شیعه و از فارغ التحصیلان حوزه درسی آیت الله خویی است. 2- این تفسیر در کشور لبنان نوشته شده است که میتوان آن را دروازه فرهنگی شرق و غرب و پل ارتباطی فرهنگهای گوناگون دانست. لبنان بدون شک از کانونهای مهم فرهنگ و علوم اسلامی در جهان اسلام است. هرروز هزاران جلد کتاب در زمینههای مختلف علوم اسلامی و انسانی در این کشور منتشر میشود. به علاوه، وجود ادیان و فرقههای گوناگون در این کشور و بحث و جدال و تعاطی میان آن ها نیز به این منطقه از عالم اسلام اهمیتی ویژه میبخشد. میتوان این نکته را نیز افزود که اهمیت دیگر این منطقه، سابقه طولانی آن در تشیع و پرورش عالمان بزرگی است که حتی در گرایش ایرانیان به تشیع در عهد صفوی نیز نقش عمدهای داشتهاند و خلف صالح آنان در روزگار ما عالمان بیدار و آگاهی مانند سید عبدالحسین شرف الدین، سید محسن جبل عاملی، محمد جواد مغنیه، امام موسی صدر و... بودهاند. سید محمد حسین فضل الله نیز بر جای چنین بزرگانی تکیه زده است. همچنین رهبری ایشان در جهاد مردم و به ویژه شیعیان لبنان علیه آمریکا و صهیونیسم و پشتیبانی معنوی ایشان از حزب الله لبنان بر اهمیت توجه به شخصیت و آثار این عالم بزرگ شیعه میافزاید. 3- اهمیت دیگر این تفسیر آن است که همان گونه که گفتیم پس از تفسیر المیزان به نگارش درآمده و مفسّر در تفسیر خود کاملاً به المیزان نظر داشته و بارها به آن اشاره کرده است. البته ایشان در مبانی اصلی تفسیری بر علامه طباطبایی خرده نمیگیرد، بلکه از این تفسیر ستایش میکند و آن را از بهترین تفاسیر جدید میداند و حتی میگوید که بخشی از آن را برای عدهای از علاقهمندان درس داده است، اما در بسیاری از مواضع تفسیر خود در برداشتهای آن مفسر بزرگ چون و چرا میکند. از آنجا که تفسیر المیزان یکی از مهمترین تفاسیر شیعه و بلکه از مهمترین تفاسیر عالم اسلام است میتوان تفسیر «من وحی القرآن» و دیدگاههای فضل الله را یکی از مهمترین منابع برای بحث و بررسی درباره تفسیر ارزشمند المیزان به شمار آورد.ویژگیهای کتابشناختی سید محمد حسین فضل الله ابتدا مطالب این کتاب را در میان گروهی از جوانان مطرح کرده که پس از بازبینی ایشان به صورت کتاب درآمده است. ایشان خود در این باره میگوید: «تفسیر «من وحی القرآن»... یک تفسیر مکتوب است که موفق شدم آن را استدلالی و دقیق تألیف کنم. بعد از تألیف، بعضی از مضامین آن را به صورت سخنرانی برای مردم ایراد کردم که نوارهای آن هم ضبط شده و موجود است که این سخنرانیها با آنچه تألیف شده بسیار فرق میکند...» چاپ نخست این تفسیر را انتشارات دارالزهراء بیروت در 25 جزء و 11 مجلد منتشر کرد و پس از آن همین چاپ چند بار افست شده است. اما اخیراً این تفسیر را انتشارات دارالملاک بیروت همراه با فهرست موضوعی، تکمیل، مباحث و توجه بیشتر مولف به تفسیر المیزان (تا اوایل سوره اعراف در جلد دهم) در 25 جلد در قطع وزیری به چاپ رسانده است.ساختار تفسیرساختار تفسیر«من وحی القرآن» اینگونه است که مفسر ابتدا به نام سوره و گاه وجه تسمیه و مکی یا مدنی بودن آن اشاره میکند و سپس اگر برای سوره سبب نزولی نقل شده باشد آن را نیز ذکر مینماید. گاه نیز تحت عناوینی چون «اغراض سوره»، «اجواء سوره»، «موضوع سوره» «آفاق سوره» یا «مدخل عام» به خطوط کلی سوره میپردازد. پس از آن دستهای از آیات تفسیر میشود. مفسر در تفسیر آیات ابتدا به توضیح مفردات سوره میپردازد و سپس اگر سبب نزول خاصی برای آیات وجود داشته باشد به آن اشاره میکند. آنگاه بخش اصلی تفسیر آیات آغاز میشود. روش فضل الله در این قسمت که بخش اصلی تفسیر نیز هست، اینگونه است که تحت عناوین خاصی که به موضوع آیات مربوط است به تفسیر آنها میپردازد. مثلاً در تفسیر آیات30 تا 33 سوره بقره که به داستان آدم(ع) اختصاص دارد، مفسر پس از توضیح مفردات آیه در ذیل این عناوین به تفسیر آیات میپردازد: گفتگوی خدا و فرشتگان، اعطای همه مستلزمات خلافت الهی به انسان از سوی خدا، تسبیح خدا از راه اطاعت، شناخت، عمل و ابداع، ویژگیها و حقیقت مسمیات با نظری به دیدگاه علامه طباطبایی، معنای گفتگویی که خدا با فرشتگان انجام داد، معنای خلافتی که خدا برای انسان قرار داد، ماهیت خلافت از طرف خدا را چگونه بفهمیم، خلیفه خدا آدم است یا نوع انسان، معنای نامهایی که خدا به انسان آموخت، عرضه نام ها از سوی آدم به فرشتگان، شهادت فرشتگان به ناتوانی خود، عبرت ها و درس هایی برای عمل کنندگان. گاه نیز در انتهای آیات یا در پایان سوره در ذیل عناوینی چون «دروس سوره»، «ایحائات»، «استیحاء» و عناوین مشابه نتایجی کلی که از سوره گرفته میشود، ذکر میگردد.گرایش اجتماعی در تفسیریکی از مهمترین مسائلی که در بررسی هر تفسیر باید به آن پرداخت، توجه به گرایش ها و رویکردهای تفسیری هر مفسر و چگونگی فهم او از آیات قرآن کریم بر اساس آن ها است. در این باره به ویژه در دوره جدید و با طرح مباحث دانش هرمنوتیک از یک سو و روانشناسی و جامعهشناسی معرفت از سوی دیگر این نکته که چگونه دانش شخص و فرضها و انتظارات او در چگونگی فهم او از یک متن اثر میگذارد، بیش از پیش برای ما روشن شده است. بنابراین ما امروزه بهتر این نکته را درک میکنیم که چگونه شناختهای پیشین مفسری با گرایشهای فلسفی، عرفانی، فقهی، علمی و... در فهم او از قرآن اثر میگذارد و نظریات تفسیری او را جهت میدهد. براین اساس مسلم است که آراء مفسری که در فضایی ساکن و راکد و بیتحرک به تفسیر میپردازد با اندیشههای مفسر دیگری که در جوی آکنده از حرکت و پویایی زیست میکند، از اساس متفاوت خواهد بود. آنچه ما از آن به رویکرد واقعگرایانه و اجتماعی یاد میکنیم، از شایع ترین گرایشهای تفسیری در زمان ماست که عمدتاً در دو سده اخیر و در أثر رویارویی عالم اسلام با غرب متجدد و مسائل آن در تفسیر ظهور یافته است. در این رویکرد، مفسر بیش از هر روشی از عقل در تفسیر قرآن استفاده میکند و از همین رو استناد به روایات تفسیری و مباحث گوناگون ادبی، لغوی و بلاغی در اینگونه تفاسیر کمتر به چشم میخورد. همچنین در تفسیر اجتماعی مفسر سخت بر این نکته تأکید دارد که قرآن ویژه مردمان یک عصر نیست و برای انسانها در هر زمان راه هدایت را روشن میکند. براین اساس مفسر سعی میکند که آیات قرآن را بر متن واقعیت عرضه و پاسخ قرآن را در مورد چالش ها و پرسشهای زمان استخراج کند. برای این رویکرد ویژگیهای متعددی را برشمردهاند که از جمله میتوان به این موارد اشاره کرد: توجه به تعالیم تربیتی قرآن، توجه به عقل و علوم تجربی، بیان روشن و واضح، پاسخ به شبهات علیه اسلام، عدم توجه به رویکردهای فلسفی، فقهی، ادبی و ...، توجه به جهاد اسلامی و رویارویی با استعمار غربی و اسرائیل، رویارویی با روایات مجعول و اسرائیلیات، توجه به وحدت مسلمین و ... . مفسرانی چون سید قطب، رشید رضا، وهبه زحیلی، قاسمی (صاحب تفسیر محاسن التأویل) و تا حدی طنطاوی در اهل تسنن و کسانی مانند علامه طباطبایی، آیت الله مکارم شیرازی، مرحوم طالقانی، شادروان محمد تقی شریعتی، مرحوم محمد جواد مغنیه و فضل الله در میان مفسران شیعه چنین رویکرد و گرایشی را پیگرفتهاند. مفسر با چنین گرایشی در تفسیر خود به آنچه در پیرامونش میگذرد، توجه دارد چنانکه در تفسیر و تطبیق آیات از مثالهایی مربوط به زمانه خویش بهره میبرد.*مهمترین وجه اهمیت تفسیر «من وحی القرآن» شیوه تحلیلی و اجتهادی مؤلف دانشمند آن در تفسیر است*تفسیر «من وحی القرآن» مانند برخی از تفاسیر دیگر روزگار ما تنها مشتمل بر جمع اقوال مفسران نیست و مؤلف بارها در تفسیر یک آیه پس از نقل برداشت و نظر مفسران دیگر، دیدگاه خود را بیان میکند*رویکرد علامه فضل الله در این تفسیر، اجتماعی است. در این رویکرد، مفسر بیش از هر روشی از عقل در تفسیر قرآن استفاده میکند و بر این نکته تأکید دارد که قرآن ویژه مردمان یک عصر نیست و برای انسانها در هر زمان راه هدایت را روشن میکند