بايد نظام عادلانهاي در توزيع و مصرف کالاهاي مردم برقرار باشدمروري بر انديشه آيتالله هاشمي رفسنجاني
بايد نظام عادلانهاي در توزيع و مصرف کالاهاي مردم برقرار باشدمروري بر انديشه آيتالله هاشمي رفسنجاني درباره احتکار کالاهاي مردم، قاچاق کالا و رشوهگيري... همه قراين نشان ميدهند كه انسانها از آن روزي كه جامعه تشكيل دادهاند، مبادله كالا و مبادله محصول را در ميان خود داشتهاند. اين چيزي است كه هيچوقت هم از زندگي بشر قطع نخواهد شد و همراه زندگي اجتماعي انسان است. انسان، تنها درجنگل ميتواند بدون مبادله زندگي كند. برگ درختبخورد و حشرات را صيد كند، هر جا هم رسيد بخوابد و با هر حادثهاي همنابود شود! اين، زندگي بدون مبادله است. امّا زندگي اجتماعي، حتماً توأم بامبادله است و يكي از نقاط لغزش و گردنههاي مهمّي كه حقوق در اينجا دزديده ميشود، و قُطّاعالطّريقها در سرراه مردم خوابيدهاند و انسانها را لختميكنند! در همين مسأله مبادله است. در كالايي كه بهدست انسان ميآيد و ديگران بايد مصرف كنند، بايد نظامعادلانهاي برقرار باشد تا كسي بيجهت محصولات كار ديگران را نچابد. ممكن است يكنفر در شرايط غلط زندگي، با دادن كمي كالا، محصول عمركارگري را بگيرد. در اين مورد، معارف اسلام غني است و مباحث و شاخههايبسيار مهمّي داريم كه بايد در اينجا بر روي آنها تكيه كنيم. پس، جمع ثروت، تنها با توليد نيست. در مرحله مبادله است كه انسانثروت زيادي مياندوزد، و در مرحله مبادله است كه انسانهايي اموالشان بهغارت ميرود.ازسوي ديگر، تجارت و توزيع و نظارت برمعاملات است كه ميتواند عدالت واقعي را تأمين كند. اگر دولت انفال راعادلانه تقسيم كند و اگر ارزش افزوده ـ بانظارت دولت ـ عادلانه بين عواملتوليد تقسيم شود، ولي در مبادله، دست دزدها و غارتگرها و محتكرها وگرانفروشها و غِشكنندگان در معامله و انحصارگرها باز باشد، همه آن مراحلعدالت نابود ميشود و هر چه كه رشته شده باز پنبه ميشود. در اينجا چه بايدبكنيم؟ آنهايي كه كمي با فقه آشنا هستند ميدانند كه در فقه اسلام، يكي از كتبمورد بحث ما ـ كه معمولًا طلبهها هم ميخوانند و در درس خارج هم جزومباحث مورد مطالعه است ـ مكاسب محرّمه است. اين كتاب، كاسبيهايحرام و مبادلات نامشروع را توضيح داده است، در مورد مبادلاتي كه انسان اگراز طريق آنها كسب ثروت كند، نامشروع است، دهها مورد توضيح داده شده است.اين مكاسب محرّمه بر دو ـ سه نوع است. بعضي تجاوز به حقّ فرد است، بعضي تجاوز به حقّ جامعه است و بعضي، هم تجاوز بهحقّ فرد است و همجامعه و بهمقدار تفاوتي كه در حدّ تجاوز و اغتصاب اموال مردم وجود دارد، گناه و عقاب و شدّت عمل، متفاوت است. مثلاً احتكار، ربا، قمار، غِشّ درمعامله، غَرَر، كارهاي حرام، فروختن اشياي حرام، فروختن آلات خاصّ لهو ولعب، فروختن شراب، فروختن انگور براي شراب، فروختن اسلحه بهدشمن، وچيزهاي ديگري كه در ابوابش طرح ميشود. يكي از مواردي كه اسلام مواظبت كرده بهوسيله آن جلو زورگويي، غصب حقوق و چپاول اموال ديگران را بگيرد،" تحريم احتكار" است. البتّه احتكار يك بحث فقهي و اخلاقي دارد كه هم در كتب اخلاق و هم در كتبفقه مطرح است. همه فقها، موضوع احتكار و حدّ گناه و احكام آن را ـ تماماً در كتب فقهي آوردهاند. در مباحث اخلاق هم، علماي اخلاق، آثار ضدّاخلاقي احتكار را مطرح كردهاند.تعريف احتكار اين است كه انسان، ارزاق مورد نياز مردم را طوري نگه بداردكه بازار سياه درست كند، براي اينكه سود بيشتري از اين راه ببرد. ميدانيد كهدر مبادله، اگر بازار سالم و تعادل بين عرضه و تقاضا برقرار باشد، خيلي ازمسائل حل است. احتكار، يك حيله است كه محتكر براي برهم زدن تعادلبازار بهكار ميبرد. مثلاً امروز برنج بهاندازه كافي در بازار هست و هر كسميتواند در مغازه، نيازش را برآورد. محتكر ميآيد مقداري از برنج را در انبارنگه ميدارد كه در بازار كمياب شود. در اينجا، تعادل عرضه و تقاضا بههمميخورد؛ ده تا مشتري ميآيد و جنس فقط براي پنج مشتري هست؛ بهطورطبيعي قيمت بالا ميرود. اين چيزي است كه نياز به بحث ندارد. مردم ـ بهطورفطري ـ و علماي اقتصاد اين را ميدانند و بهاين مسأله توجه دارند و اصلاً درغرب، در مباحث تحليلي اقتصاد، همه چيز به عرضه و تقاضا ختم ميشود. اسلام با توجّه بهخطر اين كار، با محتكر سخت برخورد كرده و احكامي براياحتكار درنظر گرفته است. اصولي هم در باب محتكر از لحاظ اخلاقي گفته وعِقابهاي عظيمي براي محتكر در نظر گرفتهاند كه اينها ـ هر سه ـ لازم است.بعضي از فقها كه از لحاظ حقوقي در كتاب مَكاسِبِ مُحرَّمه فتوادادهاند، آنجايي كه احتكار را مطرح كردهاند، رساله جداگانه نوشتهاند. كسي كهاحتكار كند، حقّ حاكم است كه اموال او را بگيرد و آن طور كه مصلحت ميداندو به هر قيمتي كه عادلانه است، در اختيار مردم بگذارد. البتّه محتكر، احكامزيادي دارد. يك روايت در إحْياءُ الْعُلُوم غزّالي از عليبنابي طالب نقلشده كه ايشان در يك مورد اموال محتكر را از انبار بيرون آورد و در ميدان آتشزد. البته، مرحوم فيض در مَحَجةُ الْبَيْضاء ـ كه بسيار كتاب خوبي است وشرح و تهذيب احياء است ـ ميگويد كه سندي براي اين روايت پيدانكرده، امّا اگر حكومت اسلامي، آن هم وليفقيه، تشخيص بدهد، براي تنبيهمحتكر و بيداركردن ديگران، ميتواند آتش بزند و اين بهصلاح جامعه است. قطعاً، فقه هم اجازه ميدهد و آتش ميزند. از لحاظ حقوقي، حقّ شخصي و تسلّطي كه مردم بر اموالشان دارند، ازاختيار محتكر بيرون ميرود و در اختيار حاكم قرار ميگيرد؛ از لحاظ قيمتهم، در دست حاكم است. از لحاظ اخلاق،انسان تبديل بهدرّنده ميشود. از لحاظ عِقاب، خداوند از چنين آدمي نخواهد گذشت و درروايتي كه از پيغمبر براي شما نقل كردم، روشن شد كه انسان به اينروزگار سياه مبتلا ميشود كه حتّي اگر صدقه هم بدهد، نميتواند كفّاره گناهشباشد؛ گناه ميماند، چون آثار آن ماندني است.(1)قاچاق کالا، حرکتي ضد اخلاقياز دو جهت ميشود بر حرمت و فساد عمل قاچاق استدلال كرد. اولاً در كشور اسلامي هر قانوني كه به تصويب حكومت اسلاميبرسد، با وضع موجود، متابعت از آن واجب است. اگر قانون گمرك داريم، قانون تجارت داريم، قانون صادرات و واردات داريم، قانون معاملات داريم، كساني كه از اين قوانين تخلّف كنند ـ به فتواي صريح امام ـ گناه است. بنابراين با فتواي امام و بسياري از فقهاي ديگر قاچاق جزء معاملات فاسد و حدّاقل حرام است. و از لحاظ اجتماعي هم روايتي از تُحَفُ العقول بود كه هفتهگذشته خواندم. امام فرمود هر معاملهاي كه باعث فساد در جامعه اسلامي شودحرام است. قاچاق از كارهاي بسيار مضرّ است كه نظام اقتصادي را برهمميزند، تعادل عرضه جنس را برهم ميزند، حقوق دولت و مردم و بيت المال را ضايع ميكند. براي عدّهاي منافع سرشار دارد و براي عدّهاي ديگر ضرر دارد. خود حركت ضدّ اخلاقي قاچاق در روحيه افرادي كه قاچاق بفروشند يابخرند و استعمال كنند ايجاد فساد روحي ميكند و واقعاً مفسد است. بنابراينما در عصر خودمان، در حكومت اسلامي، قاچاق را جزء مكاسب محرّمه بهحساب ميآوريم و ميدانيم كه يكي از مجاري پولساز تجارت امروز قاچاقاست؛ چه در صادرات و چه در واردات. بقيه مكاسب محرّمه را هم قبلًا گفتم. بنابراين، اسلام از برداشت از طبيعت گرفته تا مبادلات و مراحل توليد، مواظب است كه از مجاري غلط، عدّهاي ثروتمند و عدّهاي مستضعف ومحروم به وجود نيايند.(2)آثار سوء رشوهيكي از مجاري تحصيل ثروت، خدمات است. خدمات عبارت از كارهايي است كه انسان انجام ميدهد و در مقابلش مزد ميگيرد. پزشك، پرستار، مهندس، كارمند دولت، كارگر و هركسي كه خدمتي به جامعه يا دولتعرضه ميكند و در مقابلش مزد ميگيرد. اين هم يك مجراي تحصيل پولاست كه مثل تجارت اگر سالم و معتدل باشد براي جامعه ضرورت است و موجب تبعيض نميشود، موجب ثروتمند شدن بيحساب كسي و ضايعشدن حقّ ديگران نميشود. ولي امكان هم دارد كه همين مسأله خدمات ومزدگيري به صورتهاي فاسد در جوامع پيدا شود كه مجراي فساد و تكاثر ومحروم كردن بخشي از مردم باشد. فسادي كه در كارهاي خدماتي هست اين است كه به ازاي كاري كهكاركن انجام ميدهد چيزي به نام رشوه و حقّ حساب از مراجع يا كس ديگريبگيرد. متأسفانه در رژيم گذشته در بخش دولتي اين فساد بسيار وسيع بود ودامن اين ملّت را آلوده كرده بود و ملّت ما در تاريخش از اين مجرا رنج فراوانبرده است. بيست سال پيش من تاريخ رشوهگيري در اين كشور را مطالعه كردمو در بخشي از كتاب اميركبير كه آن موقع نوشتم چاپ شد. به اين مناسبتآنجا آوردم كه اميركبير با رشوه مبارزه كرد. آن طوري كه تاريخ ما نشان ميدهد، تا آنجايي كه تاريخ مضبوط است، در ايران مرض رشوه شايع بوده وهميشه حقّ حساب كارهاي دولتي از مزد آن بيشتر بوده است.اسلام از اين هم بالاتر رفته است يعني حتّي مسأله به رشوه گرفتن ختمنميشود. اسلام با اين قضيه خيلي لطيفتر برخورد كرده است. چيزهايباريك و دقيقي است كه "صراط مستقيم" آنجاست و آدم بايد پيدايش كند. گاهي رشوه به اسم هديه است امّا در واقع رشوه است. رشوه تعريف خاصيدارد يعني آدم پولي به كسي بدهد تا مطلب ناحقّي را انجام بدهد يا كاري را كهانجام آن وظيفه اوست بخواهد با پول انجام دهد. و موارد ديگري است كههديه با رشوه مشتبه ميشود؛ كسي از مسافرت ميآيد و براي فلان رئيسچيزي ميبرد. البتّه هديه در اسلام مستحب است و اينكه كسي به رفيقش، همسرش، بچهاش، دوستش و آشنايش هديههاي سالم بدهد جزء مستحبّاتاست و محبّت را زياد ميكند و خيلي هم ترغيب شده است، امّا هديهاي كهطمعي در پشتش باشد و باعث لغزش يك مسئول باشد، مقدّمه رشوه است و شايد هم رشوه حساب شود...(3)ــــــــــــــــ1- خطبههاي نماز جمعه، 29 / مرداد / 13612- خطبههاي نماز جمعه، 30 / مهر / 13613- خطبههاي نماز جمعه، 30 / مهر / 1361*در كالايي كه بهدست انسان ميآيد و ديگران بايد مصرف كنند، بايد نظامعادلانهاي برقرار باشد تا كسي بيجهت محصولات كار ديگران را نچابد*هديهاي كهطمعي در پشتش باشد و باعث لغزش يك مسئول باشد، مقدّمه رشوه است*يكي از مواردي كه اسلام مواظبت كرده بهوسيله آن جلو زورگويي، غصب حقوق و چپاول اموال ديگران را بگيرد، "تحريم احتكار" است*قاچاق از كارهاي بسيار مضرّ است كه نظام اقتصادي را برهمميزند، تعادل عرضه جنس را برهم ميزند، حقوق دولت و مردم و بيت المال را ضايع ميكند. براي عدّهاي منافع سرشار دارد و براي عدّهاي بسيار ضرر دارد