موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13279
مبارزه با علت با اجراي عدالت

 

بسم‌الله الرحمن الرحيم

ثروتمندان هرگز به خاطر تمکن مالي خود نبايد در حکومت و حکمرانان و اداره‌کنندگان کشور اسلامي نفوذ کنند و مال و ثروت خود را بهانه فخرفروشي و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتکشان، افکار و خواسته‌هاي خود را تحميل کنند – صحيفه امام، جلد 20، صفحه 340.

توجه به سه نکته در اين جمله امام خميني مي‌تواند کارنامه حکمرانان امروز ما را در ترازوي سنجش قرار دهد و به اين سؤال بسيار مهم پاسخ بدهد که آيا عملکرد آنان در چارچوب تعيين شده توسط بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي قرار دارد يا نه؟

نکته اول اينست که ثروتمندان نبايد به خاطر تمکن مالي خود، قدرت مديريت نظام جمهوري اسلامي را در اختيار داشته باشند.

دومين نکته اينست که ثروتمندان حتي نبايد در حکمرانان و مديران نظام جمهوري اسلامي نفوذ داشته باشند.

و نکته سوم اينست که اين دستورالعمل بهيچوجه موقت نيست و با توجه به کلمه «هرگز» که دومين کلمه اين جمله امام است، نظام جمهوري اسلامي براي هميشه بايد از گزند قدرتمند شدن ثروتمندان و يا نفوذ آنان در مديران اين نظام دور باشد.

اين دستورالعمل را نبايد به معناي گرايش به افکار کمونيستي دانست کمااينکه نبايد به معناي جلوگيري از کسب حلال و ثروتمند شدن از طريق قانوني با رعايت موازين شرعي و اخلاقي باشد. مبحث کسب حلال و رسيدن به زندگي مرفه در فقه اسلامي جايگاه و احکام روشن خود را دارد ولي در کنار آن دستور صريح اسلام اينست که ثروت بهيچوجه نبايد تعيين‌کننده سرنوشت جامعه باشد و مديريت کشور نبايد در اختيار صاحبان قدرت مادي قرار داشته باشد. اينکه اميرالمؤمنين عليه‌السلام مانند ضعيف‌ترين افراد جامعه لباس مي‌پوشيد و غذا مي‌خورد و زندگي مي‌کرد براي اين بود که با مشکلات مردم آشنا باشد و بتواند جامعه را به طرفي هدايت کند که زندگي عموم مردم به رفاه و عدالت اجتماعي گرايش پيدا کند. آن حضرت با اين کارنامه عملي خود به همگان به ويژه به کارگزاران اسلامي فهماندند حکمرانان ثروتمند و غرق در رفاه نمي‌توانند مشکلات مردم را درک کنند و همين عدم درک باعث پيدايش فاصله طبقاتي در جامعه مي‌شود و در نتيجه، فقرا فقيرتر و ثروتمندان ثروتمندتر مي‌شوند و فاجعه نيز از همينجا شروع مي‌شود.

اين، دقيقاً همان چيزي است که جامعه امروز ما را درگير کرده و متأسفانه حکمرانان ما به جاي توجه به علت که دور شدن از اجراي دستورالعمل بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي و حاکم کردن ثروتمندان بر مقدرات کشور است به سراغ معلول که اعتراض اقشار ضعيف است مي‌روند. وقتي ارزش پول ملي با سرعت سرسام‌آور سقوط مي‌کند و گراني و تورم زندگي مردم عادي را فلج مي‌کند و آنها را براي اعتراض به خيابان‌ها مي‌کشاند، طبيعي است که دشمنان خارجي از اين فرصت استفاده مي‌کنند و براي رسيدن به اهداف پليد خود هر کاري که بتوانند انجام مي‌دهند. حکمرانان بايد علت را ريشه‌کن کنند تا گرفتار معلول نشوند.

راه را نيز امام خميني نشان داده و تأکيد کرده «ارائه طرح‌ها و اصولاً جهت‌گيري اقتصاد اسلام در راستاي حفظ منافع محرومين و گسترش مشارکت عمومي آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگ‌ترين هديه و بشارت آزادي انسان از اسارت فقر و تهيدستي به شمار مي‌رود (همان منبع).

برخلاف اين راه روشن که بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي نشان داده، ما حکم اعدام بابک زنجاني بزرگ‌ترين مفسد اقتصادي را لغو مي‌کنيم و به او و پديدآورندگان فساد بزرگ بانک آينده آزادي عمل مي‌دهيم و به هشدارهاي خيرخواهان و دلسوزان که درباره عواقب اين بي‌عدالتي‌ها بارها تذکر مي‌دهند اعتنا نمي‌کنيم و با اينحال انتظار داريم مردمي که کمرشان زير بار سنگين تورم برجاي مانده از رانت‌خواري‌هاي امثال اين مفسدان اقتصادي خم شده و ستون فقراتشان شکسته است، اعتراض نکنند و زير چرخ‌هاي ماشين بي‌رحم گراني له شوند!

در اينکه آمريکا و رژيم صهيونيستي براي آشوب و اغتشاش برنامه‌ريزي مي‌کنند ترديدي وجود ندارد ولي اين ما هستيم که با بي‌توجهي به محرومين و فراهم ساختن زمينه‌هاي بي‌عدالتي به آنها امکان اجرائي کردن برنامه‌هايشان را مي‌دهيم. براي خنثي کردن توطئه دشمن تنها راه اينست که با اجراي عدالت به دستورالعمل امام برگرديم.