پارس شمالي، حدود نيم قرن انتظار بر روي دريايي از گاز
در جغرافياي انرژي جهان، نام ايران با ذخاير عظيم هيدروکربني گره خورده است، اما در دل اين ثروت ملي، گاه داستانهايي از «تأخير، غفلت وضعف در مديريت» وجود دارد که تأملبرانگيز است. يکي از آشکارترين اين تناقضات، سرنوشت ميدان گازي پارس شمالي در استان بوشهر است، گنجينهاي پنهان در آبهاي نيلگون خليج فارس که با گذشت حدود نيم قرن از کشف آن، همچنان در هالهاي از بلاتکليفي و وعدههاي روي کاغذ مانده است.
ميدان گازي پارس شمالي در فاصله 120 کيلومتري جنوب شرقي بوشهر (مرکز استان) و در فاصله 10 الي 15 کيلومتري سواحل دريايي شهرستانهاي دشتي، دير و تنگستان واقع شده است. مساحت اين ميدان گازي حدود 500 کيلومتر مربع و در عمق چهار هزار متري دريا قرار دارد.
براساس برآوردهاي فني، حجم گاز اين ميدان عظيم بالغ بر 59 تريليون فوت مکعب تخمين زده ميشود. طرحهاي توسعهاي مختلفي طي دههها براي اين ميدان روي ميز آمده است، از جمله برنامهريزي براي توليد روزانه 3600 ميليون فوت مکعب گاز در قالب فازهاي مختلف (مانند طرحهاي 4 فاز 900 ميليون فوت مکعبي يا طرحهاي توليد LNG). با وجود اين اعداد نجومي و ظرفيت بينظير، حدود نيم قرن است (اوايل پيروزي انقلاب) که اين حجم عظيم از ثروت در اعماق دريا کشف و دستنخورده باقي مانده است.
ارزش اقتصادي ميدان پارس شمالي تنها به اعداد و ارقام روي کاغذ محدود نميشود. در شرايطي که کشور در سالهاي متمادي با مشکلات اقتصادي و اخيراً با ناترازي جدي گاز مواجه بوده است، رها کردن 59 تريليون فوت مکعب گاز، يک خسارت راهبردي به اقتصاد ملي محسوب ميشود.
ازسوي ديگر، اين ثروت ميتوانست تحولي بنيادين در اقتصاد و زيرساختهاي استان بوشهر، بهويژه در مناطق مرکزي استان (شهرستانهاي دشتي، تنگستان و دير) ايجاد کند. حال اين سؤال مطرح است که چرا استاني که روي يکي از بزرگترين مخازن گاز جهان نشسته است، از ابتداي انقلاب تاکنون با واژه سنگين «محروم» شناخته ميشود؟
واقعيت تلخ اين است که رويکرد مديريتي دهههاي گذشته به جاي «شکوفايي اقتصادي از مسير توليد و ثروت»، به سمت «مديريت محروميت براي جذب بودجههاي قطره چکاني» تبديل شده است. مسئولان وزارت نفت و نهادهاي برنامهريز، بايد با اعمال مديريت صحيح و اجراي به موقع طرحهايي چون پارس شمالي، بوشهر را به قطب خودکفايي تبديل کنند. معتمدين محلي وآحاد مردم و بالاخص کار شناسان اقتصادي بوشهرهمواره فرياد زدهاند « بوشهر غنيترين استان ايران است!». مشکل اصلي، کمبود منابع نيست، بلکه فقر ساختاري در مديريت و اراده مسئولان براي بهرهبرداري از اين ثروتهاست. هنگامي که در پايتخت، از راه دلسوزي و به اصطلاح خدمت به مردم وخير خواهانه، استان را «محروم» معرفي ميکنند تا بودجه به استان اختصاص دهند، در همان زمان در ميدان عمل، ميلياردها دلار ثروت ملي در خليج فارس قفل شده و به دست فراموشي سپرده ميشود. امروز، پس از گذشت دههها از انقلاب اسلامي، زمان آن رسيده است که وزارت نفت و شرکت ملي نفت ايران پاسخگوي اين سؤال صريح باشند که «تا چه زماني قرار است توسعه پارس شمالي فداي بازيهاي مديريتي و تغيير مکرر پيمانکاران خارجي و داخلي شود؟»
پارس شمالي يک آزمون بزرگ براي اثبات کارآمدي مديريت اقتصادي کشور است، آزموني که تا کنون نمرهاي جز تاخير، غفلت و محروميت ساختاري براي بوشهر به همراه نداشته است.
بوشهر- خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي