امتيازات شهيد آیتالله سيد محمدباقر صدر
سالروز شهادت آيتالله سيد محمدباقر صدر و خواهر بزرگوارشان بنتالهدي صدر، يادآور يکي از استثناييترين چهرههاي علمي و جهادي جهان اسلام در قرن معاصر است. مردي که در 25 ذيالقعده 1353 قمري در کاظمين و در خانداني ريشهدار از علم و سيادت به دنيا آمد و در 24 جماديالاول 1400 قمري، در چهل و پنجسالگي، همراه خواهرش در زندانهاي رژيم بعث عراق به شهادت رسيد. عمر کوتاه او به اندازه چند عمر علمي و اجتماعي برکت داشت. از او بهدرستي با عنوان نابغه جامع ياد ميکنند، زيرا هم فقيه و اصولي بود، هم فيلسوف و منطقدان، هم اقتصاددان و مفسر اجتماعي قرآن، هم مربي امت و هم مجاهدي نستوه در برابر ظلم. در اين يادداشت، مهمترين امتيازات او را مرور ميکنيم.
1. نبوغ سرشار
نخستين امتياز شهيد صدر، هوش سرشار و رشد شتابان علمي او بود. او تحصيل را از حدود دهسالگي آغاز کرد و با سرپرستي برادر بزرگترش سيداسماعيل صدر، بهسرعت مراحل مقدمات و سطح را پشت سر گذاشت. در سني که همسالانش هنوز در آغاز راه بودند، او به نجف رفت و در درس بزرگاني چون آيات سيدمحسن حکيم، شيخ محمدرضا آلياسين و سيدابوالقاسم خويي حاضر شد. گفتهاند در حدود هجده تا بيستسالگي به درجه اجتهاد رسيد و اندکي بعد، خود به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت. اين اجتهاد زودهنگام، صرفاً حافظه قوي نبود، قدرت تحليل، دقت در مباني و جرئت در نقد آراي استادان را نيز در بر ميگرفت. به همين دليل، خيلي زود در حوزه نجف بهعنوان ذهني خلاق و آيندهساز شناخته شد.
2. جامعيت کمنظير
دومين امتياز بزرگ او، جامعيت بود. در تاريخ حوزهها بسيارند کساني که در يک علم متخصصاند، اما کساني که در چندين دانش صاحب مکتب و نظريه باشند، انگشتشمارند. شهيد صدر همزمان در فقه، اصول، فلسفه، منطق، کلام، تفسير، اقتصاد و انديشه سياسي صاحب اثر و رأي بود. او عقل و نقل را در برابر هم نميديد، از برهان فلسفي براي دفاع از دين بهره ميگرفت و از فهم عميق روايات و آيات براي پاسخ به نيازهاي روز استفاده ميکرد. همين نگاه جامع باعث شد که اسلام را نه مجموعهاي از احکام فردي، بلکه نظامي کامل براي انسان، جامعه و تاريخ ببيند.
3. نوآوري در علم، تحول در روش
شهيد صدر در علم اصول، انقلابي روششناختي پديد آورد. دوره معروف «دروس في علم الأصول» که به حلقات معروف است، هنوز پس از نيمقرن، متن آموزشي و پژوهشي حوزههاي علميه است. او در حلقه اول اصول را به زبان ساده براي مبتديان، در حلقه دوم بهصورت استدلالي و در حلقه سوم بهشکل اجتهادي و عميق عرضه کرد. او مباحثي چون حجيت، اصول عمليه، تعارض ادله و استنباط را با دستهبندي تازه و منطقي نو بازسازي کرد و راه را براي اجتهاد پويا هموار ساخت. بسياري از شاگردان او شهادت دادهاند که روش او، ذهن طلبه را از تکرار به تفکر و از تقليد به توليد نظريه ميرساند.
4. فيلسوف مدافع اسلام
در روزگاري که مارکسيسم و ماديگرايي در دانشگاهها و ميان جوانان عراق و جهان عرب نفوذ کرده بود، شهيد صدر با دو اثر ماندگار به ميدان آمد. کتاب «فلسفتنا» نقدي عميق و منصفانه بر ماديگرايي ديالکتيکي و اثبات مباني فلسفي توحيد، شناخت و جهانبيني الهي است. او در اين کتاب، بهجاي جدل سطحي، مباني حريف را ميشکافد و سپس نظام حکمت اسلامي را با زباني روزآمد تبيين ميکند. اثر ديگر او «الأسس المنطقية للاستقراء» درباره مباني منطقي استقراست، کتابي که برخي آن را از مهمترين آثار منطقي قرن در جهان اسلام دانستهاند و حتي توجه برخي انديشمندان غربي را برانگيخت. اين دو کتاب نشان داد که حوزه ميتواند به زبان فلسفه معاصر سخن بگويد و از مرزهاي ايمان دفاع عقلاني کند.
5. اقتصاد اسلامي در خدمت جامعه
کتاب «اقتصادنا» از درخشانترين امتيازات شهيد صدر است. او در اين اثر نشان داد که اسلام نه سرمايهداري است و نه سوسياليسم، بلکه داراي مباني مکتب اقتصادي مستقل، مبتني بر عدالت، مالکيت محدود، کرامت انسان و نقش دولت اسلامي است. او ميان «مکتب اقتصادي» يعني جهانبيني و ارزشها، و «نظام اقتصادي» يعني سازوکارها و نهادها، تفکيک دقيقي ايجاد کرد. کتاب ديگرش «البنک اللاربوي في الإسلام» راهکار عملي بانکداري بدون ربا را ارائه داد و سالها بعد، مبناي پژوهشها و تجربههاي بانکداري اسلامي در ايران و ديگر کشورها شد. اين نگاه، اقتصاد را از بحثي خشک و فني به عرصهاي اخلاقي و تمدني تبديل کرد.
6. مفسر اجتماعي قرآن
شهيد صدر قرآن را فقط براي تلاوت و تبرک نميدانست، بلکه آن را کتاب هدايت اجتماعي و تاريخي ميديد. او روش «تفسير موضوعي» را احيا و نظاممند کرد، يعني بهجاي تفسير ترتيبي آيهبهآيه، موضوعي چون عدالت، سنتهاي تاريخ يا نقش انسان را از مجموع آيات استخراج ميکرد. آثاري چون «المدرسة القرآنية» و بحثهاي او درباره سنتهاي الهي در تاريخ، نشاندهنده اين نگاه است. او معتقد بود امت اسلامي بايد از حالت انفعال خارج شود و با آگاهي، تشکيلات و رهبري صالح، تاريخ خود را بسازد. رسالههايي مانند «الإسلام يقود الحياة» در همين راستا، طرح او براي قانون اساسي و نظام سياسي اسلام بود.
7. مرجعيت مسئول
شهيد صدر مرجعيت را رياست ديني منفعل نميدانست، بلکه آن را مسئوليت هدايت امت ميشمرد. او برخلاف سنت گوشهنشيني، به ميان جوانان، دانشگاهيان و مردم رفت، به تأسيس حرکت اسلامي مانند حزبالدعوه کمک فکري کرد و بر تربيت کادرهاي مؤمن و آگاه تأکيد داشت. او از انقلاب اسلامي ايران و امامخميني بهصراحت حمايت کرد و آن را امتداد بيداري امت دانست. فتواي معروف او مبني بر حرمت عضويت در حزب بعث، رژيم صدام را بهشدت نگران کرد، زيرا نشان ميداد مرجعيت ميتواند مشروعيت يک حکومت ستمگر را از بين ببرد. همين مرجعيت اجتماعي و شجاعانه، او را از بسياري از همعصرانش متمايز کرد.
8. شاگردپروري احياگرانه
از ديگر امتيازات او، تربيت نسلي از عالمان اثرگذار بود. چهرههايي چون آيات سيدکاظم حائري، سيدمحمود هاشمي شاهرودي و سيدمحمدباقر حکيم از خرمن علمي او بهره بردند و راه او را ادامه دادند. در کنار آن، توجه او به نقش زن مسلمان شايان توجه است. او خواهرش بنتالهدي صدر را به تحصيل، نويسندگي و فعاليت فرهنگي تشويق کرد. بنتالهدي با داستانهاي تربيتي، مقالات و سخنرانيها، الگويي از زن مؤمن، آگاه و مبارز شد، زني که نه در خانه محبوس ماند و نه هويت دينياش را باخت. شهادت همزمان اين خواهر و برادر، پيوند علم و ايمان و مبارزه زن و مرد در راه خدا را جاودانه کرد.
9. اخلاقگرايي پيامبرانه
با وجود مقام بلند علمي و مرجعيت، زندگي شهيد صدر سرشار از سادهزيستي، تواضع و عبادت بود. کساني که او را ديدهاند، از تهجد، گريه در نماز، احترام به شاگردان کوچکتر و بياعتنايي به مال دنيا سخن گفتهاند. او وجوهات را با احتياط و امانت مصرف ميکرد و خانهاش از سادهترين خانههاي نجف بود. اين بعد اخلاقي، به علم او نور و به مبارزهاش اخلاص بخشيده بود و باعث ميشد سخنش در دل جوانان بنشيند.
10. ايستادگي در برابر ستم
آخرين و بالاترين امتياز شهيد صدر، جهاد و شهادت اوست. او ميتوانست سکوت کند و جانش را حفظ کند، اما سکوت در برابر حزبي که دين را سرکوب ميکرد، جوانان را اعدام ميکرد و به مراجع اهانت ميکرد، روا ندانست. او حصر خانگي، دستگيري و شکنجه را تحمل کرد، اما از حمايت از اسلام و مردم دست نکشيد. سرانجام در فروردين 1359، برابر با جماديالاول 1400، پس از روزها شکنجه، همراه خواهر مظلومهاش به شهادت رسيد. شهادت او ثابت کرد که فقيه واقعي، فقط در کتابخانه مجتهد نيست، بلکه در ميدان بلا نيز شاهد صدق است.