موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13491

آيت‌الله شبيري زنجاني و احياي علم رجال و حديث‌شناسي

در گرامي‌داشت چهلمين روز درگذشت

مقدمه

علم رجال و حديث‌شناسي از ارکان بنيادين اجتهاد و استنباط احکام شرعي در سنت علمي شيعه است. شناخت راويان، ارزيابي اعتبار اسناد، بررسي قرائن صدور، تحليل متون روايات و فهم دقيق مراد معصومان عليهم‌السلام، مجموعه‌اي از دانش‌ها و مهارت‌هايي است که فقيه را در دستيابي به حکمي مستند، استوار و نزديک‌تر به واقع ياري مي‌کند. هر اندازه اين دانش‌ها با دقت، عمق و روشمندي بيشتري به کار گرفته شوند، زمينه براي استنباطي متقن‌تر و اطمينان‌بخش‌تر فراهم خواهد شد. در دهه‌هاي اخير، با وجود تلاش‌هاي ارزشمند شماري از عالمان و پژوهشگران، اين نگراني در فضاي علمي حوزه‌هاي علميه وجود داشته است که دانش رجال و بررسي‌هاي دقيق سندي و متني، در بخشي از فعاليت‌هاي آموزشي و پژوهشي، آن‌گونه که شايسته جايگاه بنيادين آن است، مورد اهتمام قرار نگيرد. در چنين فضايي، شخصيت علمي آيت‌الله العظمي سيد موسي شبيري زنجاني و روش پژوهشي ايشان در بررسي احاديث، اسناد و احوال راويان، نمونه‌اي برجسته از ظرفيت‌هاي نهفته در سنت حديثي و رجالي حوزه به شمار مي‌آيد، نمونه‌اي که مي‌تواند در بازانديشي درباره شيوه آموزش و پژوهش فقهي و حديثي الهام‌بخش باشد.

احياي روح تحقيق در علم رجال

اهميت علمي آيت‌الله شبيري زنجاني را نبايد صرفاً در آگاهي گسترده ايشان از نام راويان، طبقات محدثان و منابع حديثي خلاصه کرد. آنچه روش علمي ايشان را شايان توجه مي‌سازد، نگاه تحقيقي و چندجانبه به ميراث روايي است، نگاهي که در آن، هيچ گزارش حديثي را نمي‌توان جدا از زمينه تاريخي، جايگاه راويان، مناسبات ميان اسناد و شواهد موجود در منابع بررسي کرد. علم رجال، در حقيقت، دانشي براي داوري شتاب‌زده درباره اشخاص يا صدور احکام کلي درباره اعتبار روايات نيست، بلکه روشي علمي براي ارزيابي ميزان اعتبار طرق نقل حديث و شناخت ظرفيت‌هاي اثباتي هر روايت است. اين ارزيابي گاه به بررسي وثاقت راوي مي‌انجامد، گاه به شناخت اشتباهات احتمالي در نقل، گاه به مقايسه نسخه‌ها و طرق مختلف و گاه به کشف قرائني که در نگاه نخست چندان آشکار نيستند. در روش‌هاي تحقيقي منسوب به آيت‌الله شبيري زنجاني، توجه به جزئيات رجالي و تاريخي و سنجش قرائن گوناگون، اهميت ويژه‌اي دارد. چنين رويکردي يادآور اين حقيقت است که اجتهاد دقيق، تنها با مراجعه به متون فقهي متأخر يا نقل اقوال فقها تحقق نمي‌يابد، بلکه نيازمند بازگشت روشمند به منابع اوليه و بازسازي مسير انتقال و فهم حديث نيز هست. از اين منظر، مي‌توان جايگاه ايشان را در احياي توجه به علم رجال، احياي روح تحقيق و دقت در ميراث روايي دانست، روحي که براساس آن، اعتبار يک روايت بايد با بررسي شواهد و قرائن مربوط سنجيده شود و شهرت يک نقل يا تکرار آن در منابع، به‌تنهايي جايگزين تحقيق علمي نگردد.

از علم رجال تا حديث‌شناسي جامع

يکي از نکات مهم در ارزيابي ميراث علمي آيت‌الله شبيري زنجاني، توجه به پيوند ميان علم رجال و حديث‌شناسي جامع است. علم رجال، هرچند در ارزيابي سند نقشي اساسي دارد، تمام حقيقت حديث‌شناسي را در بر نمي‌گيرد. چه‌بسا روايتي از نظر ظاهري داراي سندي قابل قبول باشد، اما بررسي دقيق‌تر متن، اختلاف نسخه‌ها، قرائن تاريخي يا نسبت آن با ديگر روايات، پرسش‌هاي تازه‌اي درباره چگونگي فهم و استناد به آن مطرح کند. در مقابل، گاهي تعدد طرق، شواهد بيروني يا قرائن تاريخي مي‌تواند در ارزيابي نهايي روايتي نقش تعيين‌کننده داشته باشد. از همين رو، حديث‌شناسي دقيق، دانشي ميان‌رشته‌اي درون سنت علوم اسلامي است که علم رجال، درايه الحديث، تاريخ حديث، شناخت نسخه‌ها، بررسي اختلاف نقل‌ها و تحليل محتواي روايات را در ارتباط با يکديگر به کار مي‌گيرد. در اين چارچوب، دقت‌هاي کم‌نظير آيت‌الله شبيري زنجاني در بررسي ميراث حديثي، اهميت ويژه‌اي پيدا مي‌کند. تتبع گسترده در منابع، مقايسه گزارش‌ها، توجه به نکات ظريف در شرح‌حال راويان و سنجش ارتباط ميان داده‌هاي تاريخي و روايي، مي‌تواند افق‌هايي تازه براي فهم حديث بگشايد و پژوهشگر را از بسنده‌کردن به ارزيابي‌هاي سطحي و تک‌بعدي بازدارد. ثمره چنين رويکردي آن است که حديث، نه صرفاً متني براي نقل و استناد، بلکه ميراثي علمي و تاريخي تلقي مي‌شود که فهم آن به تحقيق مستمر، شناخت زمينه‌هاي انتقال و بررسي دقيق شواهد نياز دارد. اين همان نگرشي است که مي‌تواند حديث‌شناسي را از مجموعه‌اي از اطلاعات پراکنده به دانشي روشمند، زنده و مؤثر در فرايند اجتهاد ارتقا دهد.

فقه‌الحديث، حلقه پيوند ميان روايت و استنباط

اگر علم رجال به ارزيابي اعتبار طريق نقل کمک مي‌کند، فقه‌الحديث وظيفه دارد معناي روايت و نسبت آن را با مسئله مورد بحث روشن سازد. فقيه بايد افزون بر بررسي سند، در فهم زبان روايت، فضاي صدور، مخاطب، شرايط تاريخي، قرائن متصل و منفصل، نسبت آن با ديگر احاديث و جايگاهش در مجموعه ادله شرعي دقت کند. فقه‌الحديث، در معناي دقيق خود، صرفاً ترجمه يا توضيح واژگان حديث نيست، بلکه فرايندي تحليلي براي دستيابي به دلالت روايت و تعيين حدود استناد فقهي به آن است. گاه يک تعبير در ظاهر معنايي روشن دارد، اما با مراجعه به استعمالات مشابه يا احاديث هم‌موضوع، معناي دقيق‌تري به دست مي‌آيد. گاه نيز جمع ميان دو روايت، توجه به تفاوت شرايط صدور يا تشخيص عام و خاص، مطلق و مقيد و محکم و متشابه، مسير استنباط را دگرگون مي‌کند. توجه به اين ابعاد در روش پژوهش حديثي، زمينه را براي نزديک‌شدن فقه‌الحديث به جايگاه واقعي خود در فرايند اجتهاد فراهم مي‌آورد. در اين مسير، بررسي سند و تحليل متن دو فعاليت جدا از يکديگر نيستند، بلکه در بسياري از موارد، شناخت دقيق‌تر متن به فهم جايگاه روايت و بررسي‌هاي سندي نيز کمک مي‌کند و ارزيابي سند، ميزان اتکاي فقيه به دلالت روايت را تحت تأثير قرار مي‌دهد. از اين رو، يکي از درس‌هاي مهمي که مي‌توان از سنت تحقيقي عالماني چون آيت‌الله شبيري زنجاني آموخت، ضرورت پرهيز از تفکيک تصنعي ميان علوم حديثي و فرايند استنباط است. حديث‌شناسي هنگامي بيشترين اثر را خواهد داشت که نتايج آن به‌صورت روشمند در فهم ادله و استدلال فقهي به کار گرفته شود.

تأثير حديث‌شناسي دقيق بر استحکام فتاواي فقهي

يکي از مهم‌ترين آثار عملي احياي علم رجال و تقويت فقه‌الحديث، ارتقاي کيفيت استنباط و افزايش استحکام مباني فتاواي فقهي است. فتوا، در مواردي که بر ادله روايي استوار است، هنگامي از پشتوانه علمي قوي‌تري برخوردار خواهد بود که هم اعتبار مستندات آن به‌درستي ارزيابي شده باشد و هم دلالت آن مستندات با دقت کافي مورد بررسي قرار گرفته باشد. هرگونه سهل‌انگاري در ارزيابي سند يا فهم متن حديث، ممکن است به برداشت نادرست از دليل شرعي بينجامد. گاهي ضعف يک استناد، ناشي از اشتباه در تشخيص هويت راوي است، گاهي از غفلت نسبت به اختلاف نسخه‌ها سرچشمه مي‌گيرد، گاهي نيز مشکل اصلي در فهم نادرست عبارت روايت، بي‌توجهي به قرائن يا ناتواني در جمع ميان ادله مختلف است. روشن است که هر يک از اين موارد مي‌تواند بر نتيجه استنباط تأثير بگذارد. از اين رو، تقويت علم رجال و فقه‌الحديث را بايد بخشي از تلاش براي ارتقاي دقت اجتهاد دانست، نه صرفاً توسعه دانشي تخصصي در حاشيه فقه. البته بايد توجه داشت که استحکام فتوا تنها به بررسي سند و متن يک روايت وابسته نيست، بلکه شناخت قواعد اصولي، توجه به مجموعه ادله، بررسي اجماع و شهرت در موارد مربوط و رعايت ديگر ضوابط استنباط نيز در آن نقش دارند. سخن اصلي آن است که بدون ارزيابي دقيق ادله روايي، اجتهاد در بسياري از ابواب فقهي از يکي از مهم‌ترين پايه‌هاي خود محروم خواهد ماند. در اين ميان، روش علمي آيت‌الله شبيري زنجاني مي‌تواند الگويي براي پيوند ميان پژوهش‌هاي رجالي و استنباط فقهي باشد. در معرفي علمي روش ايشان نيز بر اين نکته تأکيد شده است که علم رجال، ابزاري براي بررسي صدور حديث و مقدمه‌اي براي ارزيابي حجيت و فهم دلالت آن است، نگاهي که دانش رجالي را از دانشي صرفاً اطلاعاتي فراتر مي‌برد و آن را در متن فرايند اجتهاد قرار مي‌دهد. اين رويکرد در پژوهش منتشرشده با عنوان «رويکرد و معيارهاي رجالي آيت‌الله شبيري زنجاني» نيز مورد بررسي قرار گرفته است.

ضرورت بازنگري در نظام آموزشي حوزه‌هاي علميه

اگر احياي علم رجال و ارتقاي فقه‌الحديث را ضرورتي علمي براي حوزه‌هاي علميه بدانيم، اين ضرورت بايد در برنامه‌هاي آموزشي و پژوهشي حوزه نيز انعکاس پيدا کند. نمي‌توان از طلاب انتظار داشت که در آينده فقيهاني صاحب‌نظر و توانمند در استنباط باشند، اما آنان را با روش‌هاي دقيق نقد سند، شناخت طبقات راويان، بررسي اختلاف نسخه‌ها و تحليل متن روايات به اندازه کافي آشنا نکرد. البته آموزش علوم حديثي نبايد به حفظ اصطلاحات رجالي يا فراگيري قواعد کلي محدود بماند. آنچه اهميت بيشتري دارد، تربيت طلبه‌اي است که بتواند قواعد آموخته‌شده را در مواجهه با يک روايت واقعي به کار گيرد، منابع اصلي را شناسايي کند، اقوال رجاليان را با يکديگر بسنجد، منشأ اختلاف‌ها را دريابد و ميان داده‌هاي تاريخي و نتيجه فقهي ارتباطي منطقي برقرار سازد. براي تحقق اين هدف، مي‌توان چند اقدام اساسي را در برنامه‌هاي حوزه دنبال کرد.

1. تقويت آموزش کاربردي علم رجال. آموزش رجال بايد از سطح آشنايي با نام راويان و اصطلاحات فراتر رود و به تمرين عملي بررسي اسناد و ارزيابي شواهد اختصاص يابد.

2. گسترش آموزش فقه‌الحديث. طلاب بايد به‌صورت نظام‌مند با روش فهم متن روايت، بررسي قرائن، شناخت اختلاف نقل‌ها و جمع ميان احاديث آشنا شوند.

3. پيوند دادن علوم حديثي با دروس خارج فقه. شايسته است در کنار استدلال‌هاي اصولي و فقهي، مسير بررسي سند و متن روايات نيز به‌روشني براي طلاب تبيين شود تا آنان با فرايند واقعي شکل‌گيري يک استنباط آشنا شوند.

4. توجه به منابع اصيل و نسخه‌شناسي. آشنايي با منابع اوليه حديثي و رجالي، مقابله نسخه‌ها و شناسايي خطاهاي احتمالي در نقل و چاپ، بايد جايگاهي جدي در پژوهش‌هاي پيشرفته حوزوي داشته باشد.

5. حمايت از پژوهش‌هاي تخصصي و ميان‌رشته‌اي. مراکز پژوهشي حوزه مي‌توانند با تدوين متون آموزشي، انتشار تحقيقات مستند، ايجاد گروه‌هاي تخصصي رجال و حديث و فراهم‌کردن امکان دسترسي به منابع معتبر، زمينه بهره‌مندي نسل جديد از اين ميراث را فراهم سازند.

6. تربيت پژوهشگران متخصص. همه طلاب لزوماً به يک اندازه در علم رجال تخصص نخواهند يافت، اما نظام آموزشي بايد زمينه پرورش گروهي از پژوهشگران عميق و توانمند را فراهم کند که بتوانند نيازهاي علمي فقيهان و مراکز اجتهادي را پاسخ دهند. اين اقدامات، به‌ويژه هنگامي ثمربخش خواهند بود که علم رجال و حديث‌شناسي نه دانشي حاشيه‌اي، بلکه بخشي جدايي‌ناپذير از هويت علمي اجتهاد در حوزه تلقي شوند.

مسئوليت طلاب، روحانيون و فقهاي حوزه

حفظ و گسترش اين ميراث، مسئوليتي مشترک است. طلاب جوان بايد بدانند که دستيابي به مرتبه اجتهاد، صرفاً با فراگيري قواعد اصولي يا آشنايي با آراي فقهاي پيشين حاصل نمي‌شود، بلکه نيازمند صبر در تحقيق، مراجعه مکرر به منابع و آمادگي براي بازبيني برداشت‌هاي اوليه است. روحانيون و استادان حوزه نيز مي‌توانند با تقويت روحيه تحقيق در شاگردان، پرهيز از نقل‌هاي غيرمستند و تشويق به مراجعه به منابع اصلي، سهم مهمي در گسترش اين فرهنگ علمي داشته باشند. فقها و مدرسان دروس خارج نيز با آشکار ساختن مراحل بررسي سندي و دلالي روايات در فرايند استنباط، مي‌توانند به نسل آينده بياموزند که فتوا چگونه بر پايه مجموعه‌اي از بررسي‌هاي دقيق شکل مي‌گيرد.

در اين ميان، مسئوليت نظام آموزشي حوزه از اهميت ويژه‌اي برخوردار است، زيرا استمرار يا کم‌رنگ‌شدن يک سنت علمي، تا حد زيادي به جايگاهي بستگي دارد که براي آن در برنامه درسي، تربيت استاد، تأليف متون و حمايت از پژوهش تعيين مي‌شود. اگر علم رجال و فقه‌الحديث تنها به علاقه شخصي برخي افراد واگذار شود، امکان دارد بخش مهمي از ظرفيت‌هاي علمي آن در گذر زمان از دسترس نسل‌هاي بعدي خارج شود.

از اين رو، شايسته است دستاوردهاي علمي آيت‌الله شبيري زنجاني و ديگر عالمان برجسته اين عرصه، با روشي مستند و انتقادي گردآوري، تدوين و به متون آموزشي قابل استفاده تبديل شود. پاسداشت يک ميراث علمي تنها به ستايش صاحب آن محدود نمي‌شود، بلکه اقتضا مي‌کند روش او شناخته، مباني‌اش بررسي، آثارش حفظ و ظرفيت‌هاي علمي آن در خدمت نيازهاي آينده قرار گيرد.

*در دهه‌هاي اخير، با وجود تلاش‌هاي ارزشمند شماري از عالمان و پژوهشگران، اين نگراني در فضاي علمي حوزه‌هاي علميه وجود داشته است که دانش رجال و بررسي‌هاي دقيق سندي و متني، در بخشي از فعاليت‌هاي آموزشي و پژوهشي، آن‌گونه که شايسته جايگاه بنيادين آن است، مورد اهتمام قرار نگيرد

*اهميت علمي آيت‌الله شبيري زنجاني را نبايد صرفاً در آگاهي گسترده ايشان از نام راويان، طبقات محدثان و منابع حديثي خلاصه کرد. آنچه روش علمي ايشان را شايان توجه مي‌سازد، نگاه تحقيقي و چندجانبه به ميراث روايي است

*اگر احياي علم رجال و ارتقاي فقه‌الحديث را ضرورتي علمي براي حوزه‌هاي علميه بدانيم، اين ضرورت بايد در برنامه‌هاي آموزشي و پژوهشي حوزه نيز انعکاس پيدا کند