موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13485

جامعيت علمي آیت‌الله حاج آقا مصطفي خمینی

در بررسي شخصيت‌هاي علمي حوزه‌هاي علميه، گاه با چهره‌هايي مواجه مي‌شويم که در کنار برخورداري از استعداد و نبوغ فردي، با بهره‌گيري از استادان برجسته، تلاش مستمر و روحيه پژوهشگري، در مدتي کوتاه به جايگاهي ممتاز دست يافته‌اند. آيت‌الله سيدمصطفي خميني، فرزند ارشد امام‌ خميني، از جمله اين شخصيت‌هاست، عالمي که اگرچه نام او با نهضت امام‌ خميني و مبارزات سياسي تاريخ معاصر ايران پيوند خورده است، شخصيت علمي‌ او را نمي‌توان در نسبت فرزندي با امام يا فعاليت‌هاي سياسي او خلاصه کرد. حاج آقا مصطفي خود فقيهي صاحب‌نظر، انديشمندي آشنا با فلسفه و کلام، پژوهشگري علاقه‌مند به عرفان و نويسنده‌اي توانمند در عرصه علوم اسلامي بود.

از شاگردي استادان بزرگ تا مرتبه استادي

حاج آقا مصطفي تحصيلات حوزوي خود را در قم آغاز کرد و پس از گذراندن مراحل مقدماتي و سطوح، در درس استادان برجسته حوزه حضور يافت. سپس با مهاجرت به نجف، از فضاي علمي اين حوزه ديرپاي شيعه نيز بهره برد و مطالعات و فعاليت‌هاي علمي خود را گسترش داد. اهميت مسير علمي او تنها در شاگردي نزد استادان بزرگ نبود، بلکه در توانايي او براي بهره‌گيري از آموخته‌ها و تبديل آنها به انديشه و پژوهش مستقل جلوه مي‌کرد. او به نقل و تکرار مطالب بسنده نمي‌کرد، بلکه مي‌کوشيد مباني ديدگاه‌ها را بشناسد، استدلال‌ها را بررسي کند و در مسائل دشوار علمي به تأمل و تحليل بپردازد. همين ويژگي‌ها موجب شد در جواني از جايگاه يک طلبه مستعد فراتر رود و به عالمي صاحب‌نظر و مدرسي برجسته تبديل شود. نکته قابل توجه آن است که حاج آقا مصطفي درحالي به اين مرتبه علمي رسيد که عمر چندان طولاني نداشت. او در اول آبان 1356، در نجف، درگذشت، درحالي‌که هنوز فرصت‌هاي فراواني براي ادامه تدريس و تحقيق پيش روي خود داشت. ازاين‌رو، دستاوردهاي علمي او را بايد با توجه به فرصت محدود زندگي و شرايط دشوار فعاليت‌هاي سياسي و اجتماعي آن دوران ارزيابي کرد.

تسلط بر علوم نقلي، فقه و اصول

يکي از مهم‌ترين ابعاد شخصيت علمي حاج آقا مصطفي، جايگاه او در علوم نقلي، به‌ويژه فقه و اصول فقه است. فقه شيعه دانشي استوار بر استنباط و ارزيابي ادله شرعي است و دستيابي به مرتبه اجتهاد در آن، افزون بر آگاهي گسترده از منابع، به قدرت استدلال، شناخت مباني و توانايي نقد ديدگاه‌هاي مختلف نياز دارد. حاج آقا مصطفي با بهره‌گيري از سنت علمي حوزه‌هاي قم و نجف، در اين عرصه به پژوهش و تدريس پرداخت و در مباحث فقهي، اقوال و استدلال‌هاي مختلف را بررسي مي‌کرد. آشنايي با ميراث فقهاي گذشته و توجه به مباني استنباط، زمينه‌اي براي شکل‌گيري شخصيت اجتهادي او فراهم آورد.

اصول فقه نيز در انديشه علمي او جايگاه مهمي داشت. اين دانش، روش استنباط احکام را بررسي مي‌کند و تسلط بر آن، قدرت تحليل فقيه را در مواجهه با ادله آشکار مي‌سازد. آثار و مباحث اصولي حاج آقا مصطفي نشان مي‌دهد که او به بررسي مباني و ارزيابي استدلال‌ها توجه داشت و صرفاً به نقل اقوال پيشينيان اکتفا نمي‌کرد. از اين منظر، اهميت او در علوم نقلي تنها به گستره اطلاعات فقهي‌اش محدود نمي‌شود، بلکه بايد توانايي او را در تحليل مسائل و مشارکت در سنت استدلالي فقه شيعه نيز در نظر گرفت.

جامعيت در علوم عقلي، فلسفه، کلام و عرفان

آنچه شخصيت علمي حاج آقا مصطفي را برجسته‌تر مي‌کند، محدود نماندن او به فقه و اصول است. او با فلسفه اسلامي، مباحث کلامي و عرفان نظري نيز آشنايي جدي داشت و در اين حوزه‌ها مطالعه و پژوهش مي‌کرد. فلسفه اسلامي با مسائل بنيادين هستي، وجود و معرفت سروکار دارد، کلام به تبيين و دفاع عقلاني از باورهاي ديني مي‌پردازد، و عرفان نظري، با دستگاه مفهومي خاص خود، به بررسي حقيقت هستي و نسبت انسان با آن توجه مي‌کند. ورود جدي به اين حوزه‌ها، مستلزم دقت مفهومي، قدرت تحليل و آشنايي با مباني نظري است.

حاج آقا مصطفي توانسته بود در کنار تحصيلات فقهي و اصولي، در اين قلمروها نيز به مطالعه و تأمل بپردازد. اهميت اين ويژگي در آن است که آشنايي با علوم عقلي، افق فکري يک فقيه را گسترش مي‌دهد و امکان بررسي عميق‌تر برخي مسائل ديني را فراهم مي‌آورد. جامعيت علمي او را بايد در همين گستره مطالعاتي و توانايي حرکت ميان حوزه‌هاي مختلف علوم اسلامي جست‌وجو کرد.

البته جامعيت به معناي يکسان بودن ميزان تخصص در همه رشته‌ها نيست، بلکه مقصود آن است که يک عالم، افزون بر تخصص اصلي خود، از دانش‌هاي مرتبط نيز بهره کافي داشته باشد و بتواند ميان آنها ارتباط برقرار کند. حاج آقا مصطفي نمونه‌اي قابل توجه از چنين رويکردي در محيط علمي حوزه بود.

نويسنده‌اي پرتوان و پژوهشگري جدي

از ديگر ويژگي‌هاي حاج آقا مصطفي، توانايي چشمگير او در نگارش آثار علمي است. ميان برخورداري از دانش و توانايي تدوين آن در قالب نوشته‌اي منسجم و استدلالي تفاوت وجود دارد. نويسندگي علمي نيازمند قدرت تحليل، نظم فکري، تسلط بر موضوع و توانايي تقرير دقيق مباحث است. آثار بر جاي مانده از حاج آقا مصطفي، گستره مطالعات او را در زمينه‌هايي همچون فقه، اصول، تفسير و مباحث عقلي و عرفاني و حتي برخي علوم غريبه نشان مي‌دهد. او در نوشته‌هاي خود به بررسي تفصيلي مسائل و ارزيابي ديدگاه‌هاي گوناگون مي‌پرداخت و مي‌کوشيد از ظرفيت استدلال و تحليل بهره بگيرد. تنوع موضوعات آثار او، در کنار دشواري برخي مباحثي که به آنها پرداخته است، نشان مي‌دهد که با پژوهشگري پرکار و برخوردار از توان علمي قابل توجه مواجهيم. بااين‌حال، ارزيابي دقيق ميزان نوآوري او در هر رشته، نيازمند بررسي تخصصي آثار و مقايسه آنها با ميراث علمي پيشينيان است.

حاج آقا مصطفي همچنين در کنار فعاليت‌هاي پژوهشي، به تدريس پرداخت و دانش خود را در فضاي آموزشي حوزه به کار گرفت. تدريس در سطوح عالي حوزه، صرفاً انتقال اطلاعات نيست، بلکه مستلزم توانايي تقرير مباحث پيچيده، پاسخ‌گويي به اشکالات و هدايت شاگردان به سوي فهم استدلال‌هاست. حضور او در عرصه تدريس، بُعد ديگري از شخصيت علمي‌اش را آشکار مي‌کند.

فراتر از نسبت خانوادگي و جايگاه سياسي

شناخت علمي حاج آقا مصطفي مستلزم آن است که جايگاه او را مستقل از نسبت خانوادگیش با امام‌ خميني بررسي کنيم. بي‌ترديد فرزند امام بودن، موجب شهرت گسترده او شد، اما شهرت خانوادگي به‌تنهايي نمي‌تواند جايگاه علمي کسي را اثبات کند. معيار اصلي، آثار، توانايي استدلال، تسلط بر دانش و ميزان مشارکت در سنت علمي است. حاج آقا مصطفي را بايد براساس همين معيارها شناخت. او افزون بر نقش سياسي و تاريخي خود، شخصيتي علمي داشت که از تحصيل در محضر استادان برجسته، مطالعه گسترده، تدريس و نگارش آثار تخصصي شکل گرفته بود. توجه به اين بُعد، نه از اهميت نقش سياسي او مي‌کاهد و نه پيوندش با امام‌ خميني را ناديده مي‌گيرد، بلکه تصويري کامل‌تر از شخصيت او ارائه مي‌دهد.