کار نفوذ به تخريب پايههاي اتحاد رسيده
غلامرضا بني اسدي
نفوذي، موضع مخالف نميگيرد ولي در موافقت افراط ميکند. نفوذي، درست خود را همرنگ محيط قدرت ميکند. اما و اگري نميآورد که علامت سؤال برابرش قرار بگيرد. جوري فرياد به موافقت ميزند که همه در برابرش کم ميآورند. پروندههاي «الي کوهن» در سوريه و «اشرف مروان» در مصر، براي تاريخ درس آموزند. نمونههاي داخلي آن هم کم نيستند. «کشميري» و «کلاهي» نمونههاي افشا شدهاش هستند که دستشان به خون بهترين فرزندان و بزرگترين سرمايههاي انساني وطن، آغشته شد. به همين دليل، نامشان به ننگي چنان آلوده است که تا ابد به لعن و نفرين مبتلايند. آنان قلههاي نفوذ بودند که قاب تاريخ شدند اما خط نفوذ همچنان ادامه دارد. هر روز به شکلي. يک روز، تير در خشاب ميگذارد و يک روز قلم را به مسلسل تبديل ميکند تا به هدف بزند. گونههاي متفاوت آن را ديدهايم بارها اما مدل امروزيش را در ميداني گستردهتر بايد رصد کرد. شايد يک «فلش» که ميتواند امروز فعال باشد همين قصه عوض کردن «سيبل»ها باشد. همين که دشمن، خيلي نرم خود را از تيررس دور کند. تيرانداز را بيسر و صدا و نرم، نرمک چنان بچرخاند که هدف تيرش، سينه خودي باشد نه قلب دشمن. نگاه کنيد به بعضي خيابانها و بعضي تجمعات. بشنويد فريادها و بخوانيد پلاکاردها را. چقدر فاصله ميبينيد بين روزهاي اول تا امروز؟ هدف همين بود و شعار همين بود از اول؟
فکر ميکنم اگر ردِّ همين ماجراي چرخش شعارها را بگيريم، به لايه اول نفوذ ميرسيم. شعار مرگ برترامپ و مرگ بر نتانياهو به مرگ بر اين و آني تغيير يافته است که اگر در سليقه با تجمع کنندگان، همداستان نباشند در مليت و دفاع از کشور هموطن و غيرتمند هستند. کار نفوذ به تخريب پايههاي اتحاد رسيده است. نه فقط در هيئت مقامات سابق که در توهين و تخريب و تهديد دولت مستقر و روساي قوا. به ساختن «پيام»هايي کلمات را خسته ميکنند که قبلا در انتخابات «راينويسي» کردهاند. شما به مقامات حاضر راي نداده بوديد که بخواهيد پس بگيريد. صاحبان راي، اگر بخواهند حرف بزنند باز همان نسبت انتخابات برقرار است. قصه «کارزار- بازي» هم همين است. يک ميليون که هيچ اگر به 16 ميليون هم برسانيد باز ميشود قصه انتخابات و قريب به 24 ميليون را با نظر ديگر خواهيد ديد. مسئله اين که دشمن به دنبال انشقاق و اختلاف است، وارد بازي او نميشوند. کساني که طرح او را کامل ميکنند با هر نيتي که باشد، در دايره نفوذ بايد رفتارخواني شوند. تظاهر نفوذ را امروز در جا به جايي اهداف بايد ديد. حتي در جايي که اهداف فرعي جاي اهداف اصلي بنشينند بايد بررسي کرد. بگرديد و عوامل اين جابهجايي را پي بگيريد تا در لايههاي بعد دستهاي آلوده و وابسته را ببينيد.