موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13469

جنگ خاموش طالبان عليه ايران

بسم‌الله الرحمن الرحيم

از اولين روزهاي سلطه مجدد طالبان بر افغانستان در سال 1400 هنگامي که روزنامه جمهوري اسلامي خطر حاکميت خودخوانده اين گروه تروريست را بر کشور همسايه شرقي ايران گوشزد کرد و هشدار داد، عده‌اي اين هشدار را به معناي مخالفت با افغان‌ها تلقي کردند و با تطهير طالبان تلاش کردند سياست همراهي با طالبان را موجه جلوه دهند. بعضي سياستمداران ايراني به اين هم اکتفا نکردند و آشکارا گفتند طالبان بر آمريکا پيروز شده و به 20 سال اشغال افغانستان توسط آمريکا خاتمه داده است! بعضي از صاحب‌منصبان شاغل در وزارت خارجه کشورمان يک پله هم بالاتر رفتند و گفتند طالبان يک نهضت آزاديبخش است زيرا با آمريکا درافتاده و پاي آمريکا را از افغانستان قطع کرده است!!

کساني که از پيمان 400 صفحه‌اي طالبان با آمريکا خبر داشتند و مي‌دانستند دولت آمريکا با طالبان براي رساندنش به قدرت تفاهم کرده تا اين گروه تروريستي به مثابه يک نيروي نيابتي براي واشنگتن در يکي از حساس‌ترين نقاط منطقه در زمان‌هاي مقتضي وارد عمل شود، از اينهمه فاصله گرفتن دستگاه سياست خارجي ايران و بعضي سياستمداران کهنه‌کار اين کشور با واقعيت آشکار ولي بسيار تلخي که در افغانستان رخ داده بود، بشدت متعجب بودند. چگونگي خروج اشرف غني رئيس‌جمهور از کابل با چمدان‌هاي پر از دلار، سلطه سريع و بدون درگيري طالبان بر کابل و ساير شهرهاي افغانستان، برجاي ماندن انواع سلاح‌هاي آمريکائي در پايگاه نظامي بگرام و ساير پايگاه‌هائي که به دست طالبان افتاده بودند و نوع تعامل اشغالگران آمريکائي با طالبان در روزهاي تحويل و تحول حاکميت در آن روزها همگي روشن‌ترين نشانه‌ها براي نشان دادن وابستگي تام و تمام طالبان به آمريکا و قرار و مدارهاي پشت ‌پرده اين دو براي شکل‌گيري حاکميت نيابتي در افغانستان بودند ولي بسيار عجيب بود که مدعيان فهم سياست خارجي اين واقعيت آشکار را نمي‌فهميدند و يا به صلاح نمي‌دانستند که بفهمند.

از روزي که طالبان حکومت افغانستان را با حمايت آمريکا در دست گرفت تا امروز هر ماه 50 ميليون دلار از آمريکا دريافت مي‌کند، با سياست‌هاي آمريکا در منطقه هيچ مشکلي ندارد، کوچک‌ترين اقدامي براي مقابله با جنايات رژيم صهيونيستي عليه مردم مسلمان غزه نمي‌کند، افغانستان را به کانون فعاليت بيش از 20 گروه تروريستي تبديل کرده، عواملش را به داخل ايران نفوذ داده و با چندين انفجار در شهرهاي مختلف ايران عده‌اي را به خاک و خون کشيده، در برابر قانون حقابه ايران از هيرمند گردن‌کلفتي مي‌کند، در تهران و مشهد و کرج جوخه‌هاي ترورش مخالفان افغاني طالبان را که به ايران پناهنده شده‌اند به قتل مي‌رسانند و در عين حال سفارت افغانستان در تهران و کنسولگري‌هاي مشهد و زاهدان را هم در اختيار دارد. مهم‌تر اينکه وزارت خارجه ايران انواع تسهيلات را در اختيار طالبان قرار مي‌دهد و بابت ترورهاي سياسي ارتکابي هم به آنها نمي‌گويد بالاي چشمتان ابرو!

آمريکا هم که به هر کشوري که زير بارش نرود انواع برچسب‌هاي ضديت با حقوق بشر و ضددموکراسي مي‌زند، طالبان را از اين ايرادها معاف کرده و 50 ميليون دلار ماهانه را به حکومتي مي‌دهد که نه انتخابات برگزار مي‌کند، نه قانون اساسي دارد، نه حقوق زنان را رعايت مي‌کند و نه براي آزادي و حقوق قانوني شهروندانش پشيزي ارزش قائل است. يکي از دلايل اينست که طالبان با تعطيل کردن نهادهاي مردمي مرتبط با ايران، برخورد با اقوام حامي ايران، مظاهر مختلف تشيع و ظرفيت‌هاي هواداري از ايران با زيرکي فوق‌العاده‌اي مشغول محروم ساختن ايران از حمايت‌هاي مردمي کشور همسايه شرقي است، سرمايه‌اي که در زمان تهاجم آمريکا و رژيم صهيونيستي مي‌تواند به نفع ايران وارد عمل شود ولي طالبان با اين سياست خود اين سرمايه را زمين‌گير مي‌کند. علاوه بر اين، اکنون بار ديگر مرزهاي شرقي ايران شاهد هجوم اتباع غيرمجاز افغاني است که در نقاط مختلف کشورمان پراکنده مي‌شوند و هيچ نظارتي بر آنها نيست. چگونه مي‌توان پذيرفت اين مهاجمان، عوامل طالبان براي انجام مأموريت‌هاي ويژه نيستند؟ آيا در برابر اين جنگ خاموش که طالبان عليه ايران و به نفع دشمنانمان شروع کرده، دستگاه سياست خارجي و وزارت کشور ما وظيفه‌اي غير از سکوت ندارند؟!

عناوین این صفحه