تقريب فقهي در انديشه امام موسي صدر
به بهانه نهم شهريور سالروز ناپديد شدن رهبر شيعيان لبنان
تقريب فقهي از نظر امام موسي صدر وحدت جوامع و مذاهب اسلامي در طول تاريخ مورد توجه وعنايت رهبران و انديشمندان مذهبي و سياسي اسلام بوده است و هر يك از ايشان در اين عرصه سرنوشت ساز تلاش بسيار كردهاند و اين مهم را ازاولويتهاي حياتي جهان اسلام پنداشتهاند. فقيه نامي شيعه شيخ طوسي، كتاب ارزشمند«خلاف » را به رشته تحرير آورد و بدين ترتيب، زمينههاي فقه تطبيقي و فقه مقارن، ميان مذاهب اربعه وجود خارجي گرفت. پس از آن دانشمندان بزرگي چون علامه حلي، با نگارش كتاب «تذكره »، راه شيخ طوسي را پي گرفتند. در قرون بعدي نيز مصلحان و انديشمنداني چون سيد جمال الدين اسدآبادي، شيخ محمد حسين كاشف الغطاء، شيخ محمد عبده و... پا به صحنه اجتماعي و سياسي گذاشتند و نداي اتحاد مسلمانان را سر دادند. در ادامه علماي بزرگي چون آيتالله سيد عبد الحسين شرف الدين در لبنان، آيتالله العظمي بروجردي و شيخ محمد تقي قمي در ايران وشيخ محمود شلتوت و شيخ محمد مدني در مصر ادامه دهنده اين راه بودند و فعاليتهاي اين بزرگان موجب تأسيس مركزي به نام «دار التقريب بين المذاهب الاسلاميه » در قاهره شد. كتب و مقالات بسياري در اين زمينه به چاپ رسيد و جلسات و كنفرانسهايي بدين منظور برگزار گرديد كه ارزش و اهميت آنها بر كسي پوشيده نيست زيرا براي نخستين بار رهبران مذاهب و فرق مختلف، كنار هم و براي هم نشستند و دانشگاه الازهر مصر نيز براي همه مذاهب به طور مشترك، كرسي تدريس تشكيل داد.
ضرورت تقريب فقهي در قاموس امام موسي صدر همه اين تلاشها و گامهاي مثبت و مقدس و لازم در جهت وحدت ميان مسلمانان به شمار ميرفت، اما هرگز گام آخر و كافي نبود. وي در روش خود به «وحدت فقهي » اعتقاد داشت ومي گفت: «فقه تطبيقي (فعاليتهاي تقريبي گذشتگان)، همان بذر مباركي است كه روش وحدت فقهي بدان بستگي دارد و وحدت احكام شريعت به آن كامل ميشود». به اعتقاد او تلاشهاي بزرگان درگذشته زمينه را به خوبي براي اين موضوع حياتي آماده ساخته و ما امروز بايد به وحدت فقهي برسيم. امام موسي صدر، گفتوگو، كنار هم نشستن رهبران مذهبي و تأليف كتب و انتشار مقاله درباره وحدت اسلامي را تنها راه چاره نميدانست و معتقد بود كه تك تك امت اسلامي در سرتاسر جهان بايد به مثابه مشتي محكم و فشرده، در كنارهم باشند كه اين تنها با وحدت فقهي امكان پذير است. روشن است كه منظور امام موسي صدر از وحدت فقهي، اين نيست كه اصلا اختلاف فتوا در ميان فقها و انديشمندان اسلامي وجود نداشته باشد و همه يك جور فكر كنند و يك مبنا و معيار داشته باشند كه اين هرگز معقول نيست، بلكه او با استناد به حديث شريف نبوي، اختلاف امت را در مرحله تئوري و نظري رحمت قلمداد ميكند و اعتقاد دارد، اختلاف به اين معنا، به سير تكاملي فقه ميافزايد، به پويايي آن كمك ميكند و مايه حركت مجتهد و شكوفايي اجتهاد ميگردد. بنابراين، اختلاف بينشها تا زماني كه در مرحله نظريهاي علمي قرار دارد، مايه خير، بركت، رشد و پويايي است. اما وقتي اين نظريهها ميخواهد، به فتوا و حكم قابل عمل در جامعه تبديل شود و در صورت شعائر ديني بروز كند، اگر به طور واحد، هماهنگ و يكپارچه نباشد، ناخواسته منشأ چنددستگي، تفرقه، اختلاف، بدبيني و سوء ظن خواهد شد كه لازم است ازآن پرهيز شود.
امام موسي صدر در نقش يك فقيه و كارشناس مسائل اسلامي و كسي كه دو دهه در كوران مسائل سياسي و اجتماعي خاورميانه، جهان اسلام و غرب حضور مستمر داشت و با شخصيتهاي مهم سياسي و مذهبي اين دو قطب درارتباط بود و با تاريخ آنها به خوبي آشنا بود، نقاط ضعف و قوت جهان اسلام و مسلمانان را كاملا درك ميكرد. وي از اينكه ميديد، هر سال درمناسك حج با همه عظمت و فرصتهاي طلايي اش، تنها به دليل اختلافات جزئي فقهي، نيروهاي بالقوه و بالفعل اسلام به آساني به هدرمي رود، به شدت رنج ميبرد. او به وحدت افق شرعي در كشورهاي اسلامي ميانديشيد، تا تلخي اختلاف رؤيت هلال ماه شوال را به شيريني رؤيت واحد و افق واحد تبديل كند و از اين فرصت طلايي، درجهت رشد، بالندگي، عزت و سربلندي مسلمانان بهره جويد. امام موسي صدر در پي آن بود كه حتي نماز جماعتها، اذانها، اعياد و وفيات در كشورهاي اسلامي به شكل واحد و در وقت و روز واحد برگزارشود. چرا كه اين وضع براي دشمنان اسلام، به خصوص استكبار جهاني، از بمبهاي اتمي و هستهاي نيز قدرتمندتر بود و جهان اسلام و مسلمانان را در برابر توطئههاي آنان و رخدادهاي ناگوار، براي هميشه بيمه ميكرد. او نخستين بار اين موضوع را در 27 رجب سال 1389 ه. ق برابر با عيدسعيد مبعث، طي نامهاي خطاب به شيخ حسن خالد(مفتي اهل تسنن لبنان) مطرح كرد. سپس در ماه ذي الحجه همان سال، وقتي در كنفرانس سالانه "مجمع بحوث اسلامي " در قاهره حاضر شد، طي سخناني مفصل، در حضور شخصيتهاي برجسته جهان اسلام، به تشريح موضع خود درباره وحدت فقهي پرداخت و طرح مدوني را در اين جهت به اجلاس ارائه داد كه مورد استقبال حاضران قرار گرفت وموجب گرديد كه وي به عضويت دائم اين مجمع در آيد. وي طي مصاحبهاي با مجله «المصور» چاپ قاهره، در پاسخ به پرسشي درباره وحدت، باز هم بر وحدت فقهي تأكيد كرد و گفت: «اين موضوع بعد از دستيابي به وحدت فقهي امكان پذير است و تنها با گفت وگو و مذاكره صوري رهبران مذاهب به دست نميآيد، چون مذاهب درعمق جان پيروانش شكل گرفته است. من به اين مجمع كه از علماي بزرگ جهان اسلام تشكيل يافته، در تحقق اين هدف مهم (وحدت فقهي) اميد دارم. قاهره هم كه در جهان اسلام از موقعيت مناسبي برخوردار است، ميتواند در تحقق اين هدف، نقش مؤثري داشته باشد».
امام صدر از هر فرصتي بهره ميگرفت و اين موضوع را با رجال مذهبي و سياسي جهان اسلام در ميان ميگذاشت. وي سال بعد يعني در سال 1350پس از شركت در ششمين اجلاس مجمع بحوث الاسلامي در قاهره و در ديدار با نيروهاي مستقر در كانال سوئز، ضمن تأكيد بر اهميت جهاد بر ضد اسرائيل غاصب، براي چندمين بار بر وحدت فقهي تحت عنوان «وحدت شعائر ديني » تأكيد كرد. در سال 1352نيز كه در كنفرانس سالانه «شناخت انديشه اسلامي » در الجزاير حضور داشت، طي مصاحبهاي با مجله المجاهد، به تشريح اين موضوع سرنوشت ساز پرداخت.
امام موسی صدر که در سال 1307 در قم متولد شد و تحصیلات حوزوی خود را در این شهر به پایان برد، بعد از سالها خدمت به مردم لبنان در نهم شهریور سال 1357 به دعوت سرهنگ معمر قذافی رئیس جمهور لیبی به این کشور سفر کرد و در همان کشور ناپدید شد بطوری که تاکنون هیچ نشان یا خبری از وی و همراهانش به دست نیامده است. قذافی نیز هرگز توضیح روشنی درباره این موضوع ارائه نکرد.