بسمالله الرحمن الرحيم
دونالد ترامپ رئيسجمهور متوهم آمريکا و همفکران او براي پيروز شدن در جنگي که بر ايران تحميل کردهاند، سه طرح را همزمان به پيش بردند که عبارتند از حمله نظامي، فشار اقتصادي و جنگ رواني. در حمله نظامي موفقيتي به دست نياوردند و به همين جهت تکيه بيش از پيش بر دو طرح ديگر را اکنون در دستور کار دارند. ما ايرانيان همانطور که حمله نظامي مشترک آمريکا و رژيم صهيونيستي را با ناکامي مواجه کرديم قطعاً ميتوانيم آن دو طرح ديگر را هم به شکست بکشانيم و اين جنگ ترکيبي را با پيروزي نهائي ملت ايران به پايان برسانيم. براي رسيدن به اين نقطه لازم است سه نکته مهم را مورد توجه قرار دهيم.
اول اينکه از سرگرفته شدن حمله نظامي را منتفي ندانيم. اينکه تقريباً تمام رسانهها، مقامات و صاحبنظران آمريکائي از قدرت نظامي ايران ميگويند و آمريکا را بازنده جنگ معرفي ميکنند، ممکن است يک تله باشد براي اينکه مسئولين ايراني را دچار بزرگتر ديدن واقعيتهاي مربوط به قدرت دفاعي خود نمايند و در فرصتي که به دست ميآورند بار ديگر به ایران حمله کنند. بنابراين، مسئولان ايراني اعم از نظامي و غيرنظامي بايد با هوشياري کامل قدرت دفاعي کشور آنطور که هست را درنظر بگيرند، هر لحظه براي افزودن بر آن تلاش کنند و پيوسته آمادگي دفاعي براي هر تهاجمي را داشته باشند. ايران اهل تهاجم نيست اما براي دفاع بايد هميشه آماده باشد.
نکته دوم به مسائل اقتصادي مربوط ميشود. آمريکا همانطور که ترامپ بارها گفته به چيزي کمتر از تسليم شدن کامل ايران قانع نميشود و البته ايران هم بهيچوجه تسليم هيچيک از خواستههاي آمريکا نخواهد شد. نتيجه اين مقابله اينست که ترامپ با استفاده از راههاي مختلف ازجمله فشار اقتصادي تلاش کند به خواسته خود برسد. محاصره دريائي ايران که ترامپ روي آن مانور زيادي ميدهد با همين هدف صورت گرفته است. بنابراين، ما بايد براي خنثي کردن اين ترفند ترامپ هم راههائي را پيدا کنيم. حرف زدن با مردم، دادن اطلاعات به جامعه، ارائه برنامههائي که منجر به صرفهجوئي در مصرف شوند، بالابردن توليدات داخلي، احياء کارخانجات و کارگاههاي توليدي، ارائه تسهيلات به کشاورزان براي بالا بردن سطح توليد مواد غذائي، مبارزه قاطع با احتکار و گرانفروشي و تصويب قوانين و مقررات بازدارنده سوءاستفاده فرصتطلبان و سودجويان، از اقداماتي هستند که ميتوانند توطئه فشار اقتصادي را بياثر کنند. طبعاً متنوع ساختن راههاي واردات نيز از اقدامات مؤثر براي مقابله با محاصره اقتصادي خواهد بود ولي مطمئنترين راه، تکيه بر توان داخلي و بينياز ساختن کشور از واردات در حد مقدور است.
و سومين نکته که مقابله با جنگ رواني است با اينکه بشدت مورد نظر و اهتمام آمريکا و شخص ترامپ است و از جانب رسانههاي وابسته به صهيونيسم جهاني نيز حمايت ميشود، قابل کنترل و خنثيسازي است. ما قطعاً بايد در اين بخش جنگ که از حساسيت و تأثير زيادي برخوردار است نيز بر دشمن پيروز شويم. راه پيروزي بر دشمن در جنگ رواني منحصر به اقدامات متقابل رسانهاي نيست. اين کار هم لازم است و بايد با استفاده از امکانات پيشرفته و نيروهاي کاردان دنبال شود ولي علاوه بر اين، توجه به نيازهاي روحي، تأمين حقوق قانوني مردم و مشارکت دادن اقشار مختلف در تصميمسازيها و تصميمگيريها شرايط اصلي موفقيت در مقابله با جنگ رواني است. دشمن تلاش ميکند با توسل به انواع ترفندهاي تبليغاتي، مردم را نسبت به توانائيهاي کشور دچار ترديد کند و بر واقعيتها سرپوش بگذارد. اين توطئه کثيف را فقط با رفتارها و گفتارهاي صادقانه و مواجه ساختن مردم با آنچه در بطن جامعه ميگذرد ميتوان خنثي کرد. کوتاه کردن دست مفسدان اقتصادي، آسانسازي دسترسي عموم مردم به کالاها و خدمات مورد نياز و ايجاد رونق اقتصادي در کشور از اموري هستند که دولت بايد براي تحقق آنها تلاش کند تا بتواند جنگ رواني دشمن را به شکست بکشاند.
اين موفقيتها را مسئولين فقط با انسجام و وحدت کلمه ميتوانند محقق نمايند. ايران براي پيروزي در جبهههاي دوم و سوم به اين وحدت و انسجام نياز مبرم دارد.