موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13423
درسي که سران عرب بايد بگيرند

 

بسم‌الله الرحمن الرحيم

نجم‌الدين اربکان، نخست‌وزير ترکيه در سال‌هاي 1375-1376، درباره سلطه آمريکا و صهيونيست‌ها بر کشورهاي عربي خاطره‌اي دارد که جالب است و براي شناخت وضعيت امروز منطقه بکار مي‌آيد. او مي‌گويد:

«ببينيد، من هميشه اين را مي‌گويم خود صدام به من گفت: آقاي اربکان، من رفتم و کويت را اشغال کردم. تو گمان مي‌کني من شرکت نفت کويت را از شيوخ عرب تحويل گرفتم؟ در رأس آن شرکت، يهوديان آمريکايي نشسته بودند. البته که اين طور است. آرامکو تحت کنترل آمريکا است. نفت کويت تحت کنترل آمريکا است... کنترل داشتن يعني چه؟ ببينيد، آن‌ها از 40 سال پيش همه چيز را تنظيم و ديکته مي‌کنند که دوست من، تو بايد اين مقدار نفت توليد کني و بفروشي. به اين قيمت بايد بفروشي. از پولي که فروختي اين مقدارش بايد در بانک من در آمريکا بماند. اين مقدار کم را به تو مي‌دهم و با پولي هم که به تو دادم فقط اجازه‌داري همين کارهاي مشخص را انجام بدهي. همه چيز را تحت کنترل گرفته‌اند. چه کسي؟ صهيونيسم، امپرياليسم. به اين ترتيب، در طول 40 سال، 700 ميليارد دلار از ثروت عربستان سعودي و کويت را در بانک‌هاي خودشان و به ارز خودشان نگه داشته‌اند».

علاوه بر بخش نفت که نجم‌الدين اربکان درباره آن توضيح داد، در بخش‌هاي ديگر هم همين وضعيت بر دولت‌هاي عربي حاکم است به ويژه آنچه به امنيت منطقه مربوط مي‌شود. براي آمريکا، اروپا و صهيونيسم حداقل سه چيز در خاورميانه اهميت خاص دارد که عبارتند از نفت، امنيت خود اين سلطه‌طلبان و موجوديت رژيم صهيونيستي. وجود پايگاه‌هاي نظامي آمريکائي، انگليسي، اسرائيلي و... در کشورهاي عربي اين هر سه خواسته را تأمين مي‌کند. سران دولت‌هاي عربي چون برخاسته از آراء مردم نيستند احساس مي‌کنند براي باقي ماندن در قدرت بايد به قدرت‌هاي خارجي متکي باشند. آنها اين خواسته خود را با تقديم بخش قابل ملاحظه‌اي از پول نفت به اين قدرت‌ها تامين مي‌کنند ولي طرف مقابل به اين مقدار اکتفا نمي‌کند و از آنها مي‌خواهد زمين و امکانات لازم براي تأسيس پايگاه‌هاي نظامي نيز در اختيار ما قرار دهيد تا بتوانيم امنيت شما و منابع نفتي و تجاريتان را تضمين کنيم. اين خواسته هم مورد قبول سران دولت‌هاي عربي قرار مي‌گيرد و طرف مقابل با اين تير دو نشان مي‌زند، يکي امنيت خودش و ديگري حفاظت از موجوديت رژيم صهيونيستي. بدين‌ترتيب، سلطه‌طلبان هم نفت و هم پول نفت به دست مي‌آورند، هم با استفاده از امکانات صاحبان نفت امنيت خود را تأمين مي‌کنند و علاوه بر اينها حفاظت از موجوديت رژيم غاصب و نامشروع صهيونيستي را تضمين مي‌کنند.

ماجرا هنگامي قابل تأمل‌تر مي‌شود که اعترافات امير قطر را بشنويم که گفته اولاً پول ساخت پايگاه‌هاي نظامي آمريکا را ما تأمين کرده‌ايم و ثانياً خود من که امير و نفر اول شيخ‌نشين هستم هنوز به داخل پايگاه نرفته‌ام و نمي‌دانم در آنجا چه چيزهائي ساخته شده و چه تجهيزاتي وجود دارد. از اين مهم‌تر و شرم‌آورتر اينکه رفت و آمدها و انجام عمليات موردنظر آمريکا در اين پايگاه‌ها کاملاً محرمانه است و هيچيک از مسئولين ارشد اين شيخ‌نشين‌ها حتي خود امير از آنها اطلاعي ندارند.

خسران بزرگ‌تر سران عرب هنگامي آشکار شد که آمريکا از پايگاه‌هاي نظامي خود در کشورهاي عربي براي جنگ عليه ايران استفاده کرد. در اين جنگ معلوم شد وجود اين پايگاه‌ها نه امنيت ميزبان را تامين مي‌کند و نه مهمان را. ايران توانست اين پايگاه را حتي تا اردن درهم بکوبد و آمريکا را دچار استيصال کند بطوري که فرماندهان ارتش آمريکا به فکر انتقال پايگاه‌ها به مناطق دوردست بيفتند. آيا اين خسران‌ها سران عرب را وادار مي‌کنند درس بگيرند؟