اين سوپر انقلابيهاي ضدِ انقلابغلامرضا بني اسديدشمن جنگ تحميلي خود را در گونهاي ديگر تعريف کرده است
اين سوپر انقلابيهاي ضدِ انقلابغلامرضا بني اسديدشمن جنگ تحميلي خود را در گونهاي ديگر تعريف کرده است. هوشمندانه از ناهوشياري وغرور خود حق پنداري جمعي استفاده کرده و جنگ را به خانه ما کشانده است. فرم و ادبيات کار تغيير کرده اما هدف يک سر سوزن هم متفاوت نيست. ميخواهند مردم را تجزيه کنند تا راه براي تجزيه کشور مردم هم فراهم آيد. خودشان که نتوانستند با جنگ چنين کنند. حتي با فتنهها و نيابتيهاي خود هم قدمي نتوانستند از قدم بردارند لذا برنامههاي خود رابردهاند به طرف فعال سازي گسلهاي داخلي توسط کساني که دچار غرور خود حق بيني و توهم قدرت صد درصدي براي فتح جهانند. اولين قدمها را هم با زبان آنان برداشتهاند. توهين به راي و فهم و انتخاب مردم. تحريف واقعيت و استناد به گفتههاي دشمن که هرکس با اندکي از عقلانيت ميفهمد که« دروغ» است. دروغ دشمن به جنگ برخاسته را صدق و دروغ گويي چون ترامپ را صادق گرفته و به فرزندان صادق وطن در عرصه ديپلماسي و خدمت ميتازند. در روز روشن يا شبهاي روشنتر از روز در تريبونهاي رسمي، تحريف ميکنند و توهين مينمايند و با گردن کلفتي، هر باطلي را لباس حق ميپوشانند و حق را باطل نمايي ميکنند تا کينههاي بدري و خيبري و حنيني انتخابات را تخليه کنند. عقل شان نميرسد يا دانسته طرح صهيونيستها را کامل ميکنند. به آشکارترين شکل، به مانع تراشي سرراه منتخبان مردم چون رئيسجمهور و رئيس مجلس ميپردازند. دروغ ميگويند که ولايتمدارند. قدرت طلباني هستند که جز به تخت و بخت و قدرت نميانديشند. همراهي شان با هر انديشه و جرياني هم تا جايي است که بتوانند از آن براي توسعه قدرت خود بهره گيرند. براي مرگ رئيسجمهور حتي آشکارا به تروريستهاي صهيونيست، دخيل ميبندند. به هر شکل ميخواهند برنامه دشمن را براي تفرقه در ميان مردم، پيش ببرند حتي با جعل روايتهاي مختلف و خبرسازيهاي ناشيانه از آرزوهاي خود. آخرين نمونههاي اقدامات اين گروه کوچک اما پر سر و صدا را همين روزها شاهد بوديم. يکي شان گفت به رهبري کار نداريم و کار خود را ميکنيم و ديگري «شبه خبري» را «روياپردازي» کرد که استعفاي رئيسجمهور پزشکيان پذيرفته خواهد شد. البته رئيسجمهور اين بار جوابشان را سريع داد، جوابي که خوابشان را برخواهد آشفت «استعفا نخواهم داد و خواهم ايستاد.» اين همان چيزي است که چون موشکهاي نقطه زن، هم قلب کفر را هدف ميگيرد و هم قلب نفاق را. پزشکيان دستِ آنان را خوانده است. مردم فهيم ايران هم خواندهاند لذاآنهارا به هيچ هم نميگيرند. چيزي هم نيستند البته فقط صداي بلند دارند و قدرتِپراکندن دروغهاي خود در فضاي مجازي، همان فضايي که براي مسدودسازيش هزار کوشش کردند و ميکنند. انگار اين فضا هم ملک طلقشان است.همانطور که گفته بودند مملکت مال ماست و هرکه نميخواهد برود. حالا هم فضاي مجازي را مال خود ميخوانند. بگذريم که اين جماعت خيلي وقت است براي ايران تيغ را از رو بسته و چنان پنبه در گوش و شنيدن را بر خود حرام کردهاند اما بايد گفت که اهل خرد قبل از هر اقدامي، بررسي ميکنند که رفتار و کردار و حتي گفتارشان براي چه کسي قدرت ايجاد ميکند و توان که را ميفرسايد. وقتي بهره بردار آن دشمن باشد حتما تجديد نظر ميکنند اما اينان نظرشان با دشمن سفاک چنان در هم ترجمه شده است که انگار نميتوانند براي ايران و ماندگاري انقلاب شهيدان دست از تفرقه و دشمني بشويند. براي دستمال قدرت دارند به قيصريه بنزين ميريزند تا آتش زدن آن براي دشمن بيش از يک سيخ کبريت هزينه نداشته باشد. شايد همان را هم خود از جيب بيرون آورند...