موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13418
همگرايي نخبگان، ضرورت امروز

 

 

 نگاه اجمالي به وضعيت ايران امروز نشان مي‌دهد کشور ما در تمامي ابعاد سياسي، فرهنگي، اقتصادي شرايط دشواري را سپري مي‌کند. در اين ميان، جنگ‌هاي پياپي تحميلي که اينک به جنگ موجوديت جمهوري اسلامي تبديل شده است نيز، مشکلات روزافزوني را بر جامعه تحميل کرده است که جز با همراهي همه ايرانيان، به ويژه همگرايي نخبگان قابل حل نيست. تجربه پنجاه سال گذشته نشان داده است که اگر مردم، به ويژه خواص جامعه متحد و همگرا باشند، دشمنان کاري از پيش نخواهند برد و در واقع پيروزي دشمن تنها از طريق شکستن وحدت ميان مردم و نخبگان محتمل خواهد بود. در اين شرايط نخستين اشتباه آن هم ازسوي نخبگان جامعه، آخرين اشتباه خواهد بود و کشور را به فنا خواهد داد. اگر رهبر اين انقلاب و نظام امام‌خميني است که هست و انقلاب ايران بي‌نام ايشان در هيچ جاي دنيا شناخته شده نيست، امام خميني براي اداره جامه يک راهبرد اساسي داشت و آن اين که بر وحدت و همگراهي همه نخبگان کشور تأکيد ويژه داشت. بررسي انديشه سياسي و سيره عملي امام نشان مي‌دهد از نگاه ايشان رسيدن به قله عزت جز از طريق وحدت و همگرايي نخبگان و هاديان جامعه ميسر نيست. در اين نگاه، در صورتي كه برگزيدگان ملت و الگو دهندگان اجتماعي با هم متحد باشند، عامه مردم هم از آنان تبعيت خواهند كرد و هنگامي كه بند همگرايي نخبگان از هم گسسته شود، تشتت اختلاف و در نهايت واگرايي اجتماعي پديد خواهد آمد، و نه تنها به آباداني و پيشرفت کشور منجر نخواهد شد، بلکه هر روز بر معضلات کشور مي‌افزايد و موجوديت کشور را در معرض تهديد قرار خواهد داد.

ترديدي نيست که الگو دهي و ساختار سازي جامعه به عهده اقليت نخبگان است كه گروه‌هاي مرجع را تشكيل مي‌دهند و عزت و اقتدار جامعه يا ذلت و انحطاط آن به دست آنان رقم مي‌خورد. لذا براي بررسي تحولات اجتماعي و رفتارهاي جمعي راه صحيح اين است كه رفتار راهبران فکري جامعه مورد مداقه قرار گيرد و براي خارج شدن از مشکلات جامعه نيز، رفتار نخبگان جامعه زیر نظر باشد. اگر هاديان جامعه‌اي بر صلاح باشند و مشکلات دروني خود را با راهکارهاي عقلاني حل کنند، قطعا عامه مردم نيز برهمان طريق خواهند بود و بر مشکلات خود فائق خواهند آمد و اگر آنان بر طريق فساد باشند، جامعه‌اي كه از آنها الگو مي‌گيرد رستگار نخواهد شد. و اين همان تفسير روايتي است كه مي‌فرمايد: «اذا فسد العالم فسد العالم» كه شامل همه كساني است كه نقش هدايت و رهبري فكري و فرهنگي جامعه را بعهده داشته مردم از آنان تأثير مي‌پذيرند، چنانكه شامل همه گروه‌هايي كه نقش تأثير گذار در جامعه دارند نيزمي‌شود. حضرت امام نيز باتوجه دقيق به اين كاركرد نخبگان در هم گرايي يا واگرايي جامعه، به عنوان يک نمونه معتقد بودند: «اگر در صنف ما (رهبران فکري) اختلاف پيدا بشود اين اختلاف به بازار هم كشيده مي‌شود، به خيابان هم كشيده مي‌شود، براي اينكه شما هادي مردم هستيد، مردم توجه دارند. قهرا يك دسته دنبال شما يك دسته دنبال آن كسي كه با شما مخالف است و يك وقت مي‌بينيد كه در همه ايران يك اختلافي از ناحيه ما پيدا شده است.»

از اين رو، حضرت امام‌خميني ضمن اين كه به وحدت همه گروه‌ها و طبقات اجتماع توجه داشته‌اند، عنايت ويژه‌اي داشتند كه براي انسجام جامعه نخبگان را به وحدت وا دارند و در ديدگاه ايشان وحدت متفكران روشنفكران و عالمان دين بعنوان مرزبانان فرهنگ و سياست به انسجام و وحدت جامعه منجر خواهد شد و به رفع مشکلات مي‌انجامد. به همين منظور است كه امام به وحدت و همگرايي دو قشر دانشگاهي و روحاني بعنوان سمبل گروه‌هاي مرجع در جامعه و مصداق بارز نخبگان اهتمام ويژه‌اي داشته‌اند و اين امر يكي از دغدغه‌هاي مهم حضرت امام در طي 25 سال مبارزه جدي و رهبري نظام اسلامي به حساب مي‌آيد، بطوري كه جدايي اين دو قشر در دوره ستم شاهي را يك توطئه از پيش طراحي شده مي‌دانند و از آنجائي كه دشمن به كار كرد دو قشر متفکر جامعه و همگرايي آنها در پيشرفت كشور پي برده است هنوز هم اين توطئه را ادامه مي‌دهد: «الان توطئه است براي اينكه شماها را از هم جدا كنند دو قشر برادر را با هم مخالف كنند دو قشر مغز متفكر را از هم جدا كنند اگر از هم جدا بشويد نه آنها ازشان كار مي‌آيد نه شما».

در منش سياسي حضرت امام همگرايي نخبگان نه بعنوان يك تاكتيك سياسي و زود گذر، بلكه برگرفته از روح تعاليم ديني بعنوان يك راهبرد منطقي براي رشد و ترقي واقعي جامعه ديني محسوب مي‌شود با اين نگاه اگر اين نهضت يك خاصيت بيشتر نداشت كه بين نخبگان جامعه همگرايي ايجاد شده است، همين براي يک انقلاب کافي بود. از اين رو، امام همواره نگران اين بودند كه مبادا افراد يا گروه‌هايي اين ثمره شيرين و بي‌بديل انقلاب اسلامي را به باد فنا سپرده هلاكت ملت و كشور را رقم زنند و اصرار داشت که «من به شما و تمام نسل‌هايي كه بعد از شما و ما خواهند آمد، هشدار مي‌دهم كه ملت و روحانيت دانشگاهي و روحانيت از هم جدا نشوند كه جدا شدن اينها از هم هلاكت ملت و هلاكت اسلام و هلاكت كشور است». بنابراين، در نگاه معمار انقلاب اسلامي، بلکه در نگاه هر انسان عاقلي، تداوم انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي و حتي نظام اجتماعي، در تداوم وحدت و همگرايي بين طبقات متفكر جامعه نهفته است و براي برون رفت از مشکلات نيز، هيچ راهي غير از اين وجود ندارد. ترديدي نيست که اين نظام اسلامي دست آورد قرن‌ها مجاهده و مبارزه و ثمره خون‌هاي پاكي است كه براي آن نثار شده است. لذا حفظ و حراست از اين دست آورد ذي قيمت، تكليف همه كساني است كه دل در گرو دين و اعتلاي اسلام دارند. طبيعي است كه رويكرد امام به «همگرايي» به ويژه وحدت نخبگان كه به تعبير آن حضرت ائتلاف آنها ائتلاف ملت است به عنوان رمز استمرار حكومت ديني و جمهوري اسلامي رويكردي تكليفي و وحدت وظيفه‌اي شرعي باشد. لذا به ويژه با شرايطي که جامعه امروز ما دارد، هيج کس و هيچ جرياني نبايد فکر کند که به تنهايي مي‌تواند کشور را به خوبي ادراه کند و بر مشکلات آن فائق آيد.

عجيب آن که در اين شرايط ويژه‌ و جنگي که نظام و کشور سپري مي‌کند، برخي از فعالان سياسي و تريبون‌داران، اين امر بديهي را درک نمي‌کنند و هر روز و به هر شيوه ممکن بر طبل اختلاف و دوگانگي مي‌دمند و در صفوف مردم تفرقه ايجاد مي‌کنند. و تأسف بارتر آن که برخي نهادهاي رسمي که در اين شرايط، انتظار بيشتري از آنها مي‌رود نيز، هنوز اين ضرورت را درک نکرده و گاه خود محرک برخي اختلافات مي‌شوند. اصلا امر پيچيده و غير قابل درکي نيست که شرايط فعلي، مناسب دارو درفش، مجازات‌هاي سنگين، اعدام‌هاي غير شفاف، تحت فشار قرار دادن طيفي از نخبگان جامعه نيست و براي خالي کردن عقده‌هاي جناحي در تريبون‌هاي رسمي و رسانه‌هاي جمعي و انگ زدن و از صحنه خارج کردن سرمايه‌هاي اجتماعي نيز وقت بسيار است!. اگر دغدغه منافع ملي، حفظ موجوديت کشور و نظام و حراست از مردم در ميان باشد، همه امور اختلافي را مي‌توان با ايثار و از خودگذشتگي به وقت مناسب خود موکول کرد و فعلا وحدت و همگراهي و انسجام اجتماعي را در اولويت اصلي قرار داد تا کشور از اين گردنه خطرناک عبور نمايد.