درسهاي اخلاقي از سيره امام حسين عليهالسلامدهه محرم سال 60 هجري قمري و عاشورا و پس از آن اربعين، هم
درسهاي اخلاقي از سيره امام حسين عليهالسلامدهه محرم سال 60 هجري قمري و عاشورا و پس از آن اربعين، همه داستان و سيره زندگي امام حسين عليهالسلام نيست. هر چند اين ايام، ايامي تاريخي و بسيار پراهميت و ارزشمند هستند و گراميداشت آنها در سنتهاي ديني و اعتقادي لازم و واجب است، اما بايد توجه داشت که امام حسين پيش از نهضت عاشورا هم زندگاني ميکردند و در کنار برادر بزرگوارشان امام حسن عليهالسلام تاريخچهاي پر از درس را ساختهاند. آن حضرت در تمام سالهاي کودکي در کنار جدش رسول خدا(ص) و با آن حضرت مأنوس بودند. درباره وي و برادر بزرگوارش رواياتي مانند «الحَسَنُ و الحُسين سيدا شبابِ أهلِ الجنَّة، مَنْ أحبّنى فليحبّ هُذَين، من أحبّ الحَسَن و الحسين فقد أحبّنى، و من أبغضهما فقد أبغضنى، هُما ريحانَى من الدُنيا» و درباره امام حسين(ع) روايت «حُسَين منّى و أنا مِن حُسَين» نقل شده است.امام حسين(ع) در جنگهاى جمل، صفين و نهروان حضور داشتند. ايشان در همان مراحل مقدماتى صفين در گرفتن مسير آب از دست شاميان نقش داشت و لذا امام علي(ع) فرمود: «هذا اوّل فتح ببرکة الحسين، اين نخستين پيروزي است که به برکت حسين به دست آمد.» امام حسين در دوره امامت برادرش، به طور کامل از سياست امام حسن دفاع ميکرد و در برابر درخواستهاى مکرر مردم عراق براى رفتن به کوفه، حتى پس از شهادت برادر، حاضر به قبول رأى آنها نشده و فرمودند: «تا وقتى معاويه زنده است، نبايد دست به اقدامى زد». نمود اين سخن آن بود که امام(ع) در فاصله 10 سال به اجبار حکومت معاويه را تحمل کردند. رهبرى شيعيان پس از شهادت امام حسن(ع) در اختيار امام حسين(ع) قرار گرفت و مردم کوفه ضمن يک نامه تعزيت، از رهبرى و امامت امام حسين(ع) استقبال کرده و وفادارى خود را به ايشان اعلام کردند. با اين حال، امام در برابر فشار کوفيان فرمود: «إنّ بينه و بين معاوية عهدا و عقدا لايجوز له نقضه». زماني که معاويه اقدام به گرفتن بيعت براي يزيد کرد، شماري از فرزندان صحابه، مخالفتهايي را ابراز کردند. مروان در نامهاي به معاويه نوشت: «إنّى لسْتُ آمن أن يکون الحسين مَرْصدًا للفتنة و أظنّ يومکم من حسين طويلاً من در اين باره ايمن نيستم که حسين منبع فتنه شود و تصور ميکنم داستان طولاني با حسين خواهيد داشت».گوشهاي از اخلاقيات امام حسين(ع)سيره امام حسين تنها در موضع گيريهاي سياسي خلاصه نميشود. امام حسين زندگي اخلاقمدارانهاي دارد. يحيى بن سالم موصلى که از دوستداران امام حسين(ع) بود ميگويد: «با امام در حرکت بوديم، به در خانهاي رسيدند و آب طلبيدند. کنيزى با قدحى پر از آب بيرون آمد. امام پيش از خوردن آب، انگشتر نقره خود را از دست در آورده به او دادند و فرمودند: «اين را به اهلت بسپار، آنگاه به نوشيدن آب پرداختند». ابوبکر بن محمد بن حزم گويد: امام حسين(ع) از کنار صفهاي ميگذشتند، در آن حال ديدند که گروهى از فقرا مشغول خوردن طعامى هستند، آنها از حضرت خواستند همراهيشان کند. امام فرمودند: «خداوند متکبران را دوست ندارد، آنگاه پايين آمده با آنها غذا خوردند. پس از آن به آنان فرمودند: «شما مرا به سفره خود خوانديد و من اجابت کردم، اکنون من شما را به سفره خويش ميخوانم و شما اجابت کنيد. آن وقت حضرت روى به رباب کرده و فرمودند: «هر چه آماده کردهاي حاضر کن». از امام باقر(ع) روايت شده است که امام حسين(ع) در سفر حج پياده حرکت ميکرد، درحالى که چهارپايان او پشت سرش حرکت ميکردند. در نقلى ديگر هم آمده است که کنيزى دسته ريحانى را تقديم امام حسين(ع) کرد. حضرت در برابر این اقدام، او را آزاد کردند. به حضرت گفته شد که شما تنها براى يک دسته گل او را آزاد کردید؟ حضرت فرمود: «خداوند در قرآن ما را چنين ادب آموخته است که و اذا حُييتُم بِتَحِية فَحَيوا بِأَحْسَنِ مِنْها أو ردّوها، بهتر از دسته گل، آزاد کردن او بود.