موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13418
اتحاد مقدس، خوانش امروز از اربعينغلامرضا بني اسدياربعين، امتداد عاشوراست در نسبت حقيقت با زمان. اگر

اتحاد مقدس، خوانش امروز از اربعينغلامرضا بني اسدياربعين، امتداد عاشوراست در نسبت حقيقت با زمان. اگر عاشورا لحظه انفجار حقيقت در متن تاريخ بود، اربعين استمرار همان حقيقت در بستر تمدن است. عاشورا يک واقعه نيست که در تقويم محصور شود، يک قاعده و منطق ماندگار است براي انتخاب. از همين رو هر اربعين، بازگشتي دوباره به همان نقطه آغاز است. بازگشتي براي بازخواني نسبت انسان با حق، جامعه با عدالت و تاريخ با حقيقت. اربعين حافظه زنده جهان اسلام است. حافظه‌اي که هر سال، با تجديدِ خاطره کربلا امکان قرائتي تازه از مسئوليت امروز را نيز فراهم مي‌آورد. هيچ نسلي از خواندن عاشورا بي‌نياز نيست، زيرا هيچ نسلي از مواجهه با دوگانه حق و باطل رهايي ندارد. هر دوره يزيد خود را دارد و هر زمان حسين خويش را مي‌طلبد. از همين رو درست خواني عاشورا، روايت گذشته نيست که تفسير اکنون است. ما هم دقيقا بايد اربعين را و ايران اربعيني را به قرائت اکنون بخوانيم با ادبيات اتحاد. چه در منطقه‌اي که مهندسي آشوب به راهبرد دائمي بازيگران سلطه تبديل شده است، اربعين بايد مهندسي وحدت را به نمايش بگذارد. آنجا که توطئه‌هاي تفرقه بر قوميت، مذهب، مليت و منافع کوتاه‌مدت بنا شده‌اند، اربعين از امکان ساختن امت سخن مي‌گويد، امتي که هويت خود را نه در حذف ديگري، بلکه در اجتماع حول حقيقت تعريف مي‌کند. اربعين امروز يعني همه بر منهج سيد الشهدا در برابر باطل بايستيم. بايد پرچم را در اهتزاز نگه داريم اما حتما بايد بدانيم که پرچم زماني برافراشته مي‌ماند که عقلانيت ايماني، جاي هيجان‌هاي زودگذر را بگيرد. همان عقلانيتي که دوست را از دشمن بازمي‌شناسد، ميدان بازي خود را از زمين طراحي‌شده خصم جدا مي‌کند و زبان را چنان مديريت مي‌کند که سرمايه اجتماعي را نسوزاند و فرصت را به تهديد بدل نسازد. جامعه حسيني، جامعه تکليف‌مدار است، نه جامعه تعيين تکليف‌کننده. تجربه تاريخ شيعه، از صفين تا صلح امام حسن(ع)، نشان داده است که هرگاه جامعه از مدار تنظيم با امام فاصله گرفته، هزينه آن را نسل‌هاي بعد پرداخته‌اند. اهل تکليف، پيش از آنکه ديگران را به صف بخوانند، خود را با محور هدايت تنظيم مي‌کنند. اين تنظيم، نظمي است که قدرت ملي را مي‌سازد و دشمن را از محاسبه غلط بازمي‌دارد. از مهمترين درس‌هاي کربلا، گشودن راه بازگشت است. حسين بن علي(ع) درِ خيمه را بر حُر نبست. زُهير، دير آمد اما دير رسيدن، مانع ايستادن در صفِ اول نشد. کربلا، ميدان کشف حقيقت بود نه مسابقه برتري جويي. هيچ‌کس خود را حسيني‌تر از ديگري معرفي نکرد. معيار، لحظه انتخاب بود نه سابقه ادعا. ايران امروز نيز بيش از هر زمان به همين منطق نياز دارد. جامعه‌اي که مي‌خواهد از پيچ‌هاي دشوار منطقه‌اي و بين‌المللي عبور کند، بيش از هر چيز به سرمايه وحدت محتاج است. وحدت البته به معناي حذف تفاوت‌ها نيست. جامعه زنده، جامعه متکثر است اما تکثر، هنگامي به سرمايه تبديل مي‌شود که در نقطه‌اي به نام ايران و در افقي به نام منافع ملي و هويت مشترک، به هم‌افزايي برسد. از همين رو، مسئوليت صاحبان تريبون، مضاعف است. هر کلمه‌اي که به شکاف اجتماعي دامن بزند، هر جمله‌اي که مرزهاي همدلي را کوچک‌تر کند و هر سخني که جامعه را به اردوگاه‌هاي متخاصم تقسيم کند، خواسته يا ناخواسته در زمين توطئه‌اي بازي مي‌کند که طراحان بي‌ثباتي در منطقه سال‌هاست دنبال مي‌کنند. در مقابل، هر سخني که دل‌ها را به هم نزديک کند، سرمايه ملي را افزايش دهد و اعتماد عمومي را تقويت کند، امتداد همان پيام اربعين است. «حب الحسين يجمعنا» امروز به معناي ساختن جامعه‌اي است که اختلاف سليقه را به دشمني تبديل نکند، تنوع ديدگاه را به واگرايي نکشاند و همه ظرفيت‌هاي خود را در خدمت عزت ايران و سربلندي امت اسلامي به کار گيرد.

عناوین این صفحه