موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13413
ارزشمندتر از پيروزي در جنگ

 

 

بسم‌الله الرحمن الرحيم

درباره علت توقف حملات آمريکا به ايران بعد از دو هفته نقض آتش‌بس که با ارتکاب انواع جنايات جنگي در استان‌هاي جنوبي صورت گرفت، اظهارنظرهاي مختلفي مي‌شود. آنچه منابع آمريکائي البته به صورت غيررسمي گفته‌اند اينست که فرماندهان نظامي آمريکا به ترامپ گفته‌اند موشک‌هاي رهگير که به کمک آنها مي‌توانند تا حدودي مانع وارد شدن آسيب‌هاي جدي به اهداف آمريکائي مورد نظر نيروهاي مسلح ايران شوند به پايان رسيده و با اين وضعيت امکان ادامه درگيري وجود ندارد. اين گزارش باعث شد ترامپ از ادامه حملات منصرف شود و عليرغم تهديدهائي که روزهاي آخر هفته گذشته کرده بود به صورت ناگهاني و بدون اعلام قبلي تهاجم آمريکا ادامه پيدا نکند.

ايران هم همانطور که بارها اعلام کرده بود بعد از توقف حملات آمريکا بلافاصله پاسخ دادن به تجاوزات را متوقف کرد و بدين ترتيب اين مرحله از درگيري‌ها بعد از دو هفته پايان يافت. با توجه به اين خبر، اين توقف را نمي‌توان پايان جنگ دانست، بلکه بايد آن را نوعي خريد وقت توسط آمريکا تلقي کرد که مي‌خواهد با استفاده از آن تجديد قوا کند و هر وقت لازم بداند به حملات ادامه بدهد. حتي اگر علت توقف کنوني حملات آمريکا چيز ديگري باشد نمي‌توان مطمئن بود جنگ از نظر ترامپ به پايان رسيده است. ترامپ به چند دليل از آنچه در جنگ با ايران بر سرش آمده ناراضي و حتي عصباني و نگران است.

اول اينکه در اين جنگ به هيچيک از اهدافش نرسيده. تغيير حکومت، تسليم شدن ايران در برابر خواسته‌هاي آمريکا، شورش مردمي عليه نظام و تجزيه ايران مهم‌ترين محورهاي برنامه جنگي ترامپ در ايران بودند که هيچيک از آنها محقق نشدند.

دوم اينکه سران کشورهاي منطقه خليج فارس در اين جنگ متوجه شدند به آمريکا نمي‌توان متکي بود. آنها به اين نتيجه رسيده‌اند که آمريکا حتي امنيت خود را نمي‌تواند تأمين کند چه رسد به امنيت کشورهاي منطقه.

سوم اينکه ايران به جاي اينکه تضعيف و تجزيه و تسليم شود، به عنوان يک قدرت غيرقابل شکست ظاهر شد، قدرتي که در برابر مدعيان ابرقدرتي جهان ايستاد و اين نکته را به جهانيان فهماند که مي‌توان در برابر ارتش قلدر آمريکا ايستاد و آن را مستأصل کرد. اين واقعيت براي ترامپ و همدستان جنگ‌طلب او و متحدان صهيونيستش بسيار تلخ است ولي براي ملت‌ها و بسياري از دولت‌ها شيرين و به وجودآورنده يک افق جديد در مناسبات بين‌المللي است.

و چهارم اينکه ترامپ و هم‌حزبي‌هاي جمهوريخواهش بشدت در پي به دست آوردن پيروزي در انتخابات ميان‌دوره‌اي سنا و کنگره در آبانماه آينده هستند ولي آنچه در جنگ با ايران نصيبشان شد ناکامي و وارد کردن فشارهاي اقتصادي به مردم آمريکاست. بدين ‌ترتيب تا اينجاي کار ترامپ به نتيجه مطلوب از جنگ نرسيده و در نظر دارد يا با ادامه آن و يا با به دست آوردن امتيازات بزرگ سياسي از ايران زمينه‌اي براي برنده شدن در انتخابات آبان آينده فراهم سازد و چون ايران در مذاکرات نشان داده امتياز مورد نظر او را نمي‌دهد اکنون احساس مي‌کند راهي غير از ادامه جنگ ندارد.

با اين تحليل، تکليف ايران روشن است. ايران بايد خود را براي مقابله با تهاجم احتمالي آماده کند ولي نبايد از اين واقعيت غفلت نمايد که راه‌هائي براي جلوگيري از جنگ وجود دارد. علت اصلي به هوس افتادن ترامپ براي حمله به ايران اين بود که فکر مي‌کرد ايران از جنبه‌هاي مختلف به ويژه مقبوليت مردمي دچار ضعف شديد است. اين گمان که صهيونيست‌ها و اپوزيسيون خارج‌نشين ايراني در القاء آن به ترامپ دخيل بودند، يکسره پوچ از آب درآمد و مردم ايران به محض شروع تهاجم آمريکا و رژيم صهيونيستي به ايران با تمام وجود به مقابله برخاستند و با حمايت از نيروهاي مسلح مقتدر خود تمام نقشه‌هاي آمريکا و اسرائيل را نقش بر آب کردند.

اين اتحاد و همدلي و انسجام، بزرگ‌ترين عامل ناکامي آمريکا در جنگ با ايران بوده و هست و در آينده نيز خواهد بود. بنابراين، عامل اصلي بازدارندگي و منصرف کردن ترامپ از ادامه جنگ عليه ايران، اتحاد و همدلي و همبستگي مردم و مسئولين است. هر ايراني وطن‌دوستي بايد حفاظت از همبستگي و انسجام را فريضه ملي بداند و به اين نکته توجه نمايد که جلوگيري از جنگ، از پيروزي در جنگ ارزشمندتر است.