سيري در اخلاق اجتماعي امام حسن مجتبي عليهالسلامدر ايام شهادت امام حسن مجتبي عليهالسلام بررسي سيره علمي و عملي ايشان به عنوان پيشوايي از اهلبيت عليهم السلام داراي اهميت فراواني ميباشد. دومين حجت خدا که در سال چهلم هجري بعد از پدر گراميشان به مقام امامت و زعامت رسيدند. امامي که با دشمني همچون معاويه همعصر بودند و دسيسههاي معاويه از جمله تحميل صلح بر آن امام مظلوم، برگي از تاريخ مهم امامت امام مجتبي سلامالله عليه ميباشد. برخورد و حضور اجتماعي امام حسن عليهالسلام در جامعه، چه در زمان حيات رسول خدا صليالله عليه وآله که کودک بودند و چه در دوران بعد از آن، مورد توجه افراد و گروههاي مختلف بوده است. تواضع و حلم امام حسن مجتبي سلامالله عليه از مهمترين ويژگيهاي آن حضرت است که در لابلاي تاريخ مسطور مانده اما دوست و دشمن به آن اشاره کردهاند. در اين نوشته تلاش شده بطور مختصر، برخي از سيره عملي و اجتماعي آن حضرت در راستاي افزايش معرفت ديني نسبت به مقام امام و امامت تشريح شود تا با الگو گيري از منش اجتماعي ايشان، به سمت قلههاي اخلاقي و دور شدن از فضاي مسموم بياخلاقي حرکت کنيم.***همنشيني با فقرادر سيره اهلبيت عليهم السلام توجه به فقرا و کساني که شايد از طبقه پايين اجتماعي برخوردار هستند، مورد توجه بوده و آن بزرگواران با قشر ضعيف جامعه ارتباط خوب و نيکويي داشتهاند. در روايتي امام حسن مجتبي سلامالله عليه روزي از کنار فقرا ميگذشتند که به حضرت تعارف کردند، امام در کنار آنان نشست و شروع به خوردن غذا نمود. منابع مختلف تفصيل قضيه را چنين بيان کرده اند: راوي ميگويد: حسن بن علي عليهالسلام بر فقرا عبور کرد که آنان خردههاي نان را بر روي زمين گذاشته بودند و آنها را بر ميداشتند و ميخوردند. آنان به حضرت عرض کردند:اي فرزند دختر رسول خدا، براي خوردن ناهار جلو بيا. امام عليهالسلام نزد آنان رفت و نشست و فرمود: خداوند افراد متکبر و مغرور را دوست ندارد. سپس همراه آنان شروع به خوردن نمود تا اينکه از خوردن دست کشيدند و به برکت حضور امام، غذا کم نشد. امام حسن عليهالسلام سپس آنان را به ميهماني خود دعوت، به آنان غذا و لباس داد. درس اين روايت اينست که امام حسن عليهالسلام، بدون توجه به جايگاه خود و اشاره به اينکه من چه کسي هستم، با تواضع کامل در کنار فقرا نشستند و از غذاي آنان ميل فرمودند.(1)تواضع با کودکاناز ويژگيهاي اجتماعي – رفتاري امام حسن مجتبي سلامالله عليه، حُسن معاشرت ايشان با کودکان بوده است. يافعي از علماي اهل تسنن به نقل از اساتيد و بزرگان سني مينويسد: از سخاوت و شدت تواضع ايشان آنچه جماعتي از علماء در نوشتههاي خود بيان کرده اند، اين است که او [امام مجتبي سلامالله عليه] بر کودکاني گذشت که نزدشان تکه نانهايي بود. آنان حضرت را ميهمان خود کردند، حضرت از اسب خود پايين آمد و همراه آنان [از آن نانها] خورد و سپس آنان را با خود به منزلش برد و به آنان لباس و غذا داد و فرمود: وسعشان اين مقدار بود و آنان چيزي جز آنچه به من دادند، نيافتند و ما بيشتر از آن را يافتيم [کم آنان را زياد حساب کرديم.](2)رأفت اسلاميامام حسن عليهالسلام از آنجائي که الگويي نيکو در جامعه اسلامي بودند، رفتار و منش آن حضرت نيز خاص و ويژه بوده است. روزي غلام حضرت، پاي گوسفند ايشان را شکست، غلام گمان ميکرد با اينکار امام را خشمگين ميسازد، اما حضرت در مقابل، او را آزاد کردند. خوارزمي از علماي اهل تسنن نقل کرده است: حسن بن علي عليهالسلام گوسفندي داشت که موجب خرسندي ايشان بود، روزي ديد که پاي اين حيوان شکسته است، به غلام فرمودند: چه کسي پاي او را شکسته است؟ غلام گفت من. سؤال کرد: چرا؟ گفت چون ميخواستم شما را غمگين سازم. امام حسن عليهالسلام فرمود: اما من تو را خوشحال ميکنم، در راه خداوند متعال آزاد شدي.(3) اين برخورد کريمانه از جانب امام حسن مجتبي سلامالله عليه در مقابل کسي که قصد خشمگين کردن آن حضرت را داشت، بسيار حائز اهميت است.اجازه برخاستنيکي از آداب اجتماعي مسلمانان در برخورد با يکديگر، رعايت حرمت ميباشد. نشست و برخاست و هم صحبت شدن با ديگران هرکدام داراي آدابي است که در جاي خود بايد مراعات شود. روزي امام مجتبي سلامالله عليه در جايي نشسته بودند و قصد رفتن داشتند اما کسي آمد، حضرت زمان برخاستن، از آن فرد به جهت رعايت حرمت او، اجازه گرفتند چنانکه ابي ابي شيبه در اين زمينه نقل ميکند: مردي نزد حسن [بن علي عليهالسلام] نشست. ايشان به آن مرد فرمود: هنگامي نشستي که ما درحال برخاستن بوديم، آيا اجازه ميدهي؟(4) تمام رفتار حضرت داراي درس زندگي است حتي در نشست و برخاست خود که حرمت آن فرد را رعايت کردند.برخورد با مخالفبرخورد با مرد شامي از جمله ويژگيها و خصوصيات مشهور امام حسن مجتبي سلامالله عليه ميباشد چنانکه کتب مختلف تاريخي و حديثي آوردهاند: فرد شامي ديد که ايشان [امام حسن عليهالسلام] سواره است، شروع به لعنت ايشان نمود و امام حسن عليهالسلام به او پاسخي نميداد. هنگامي که او سخنش تمام شد، امام حسن عليهالسلام نزد او آمد و به او سلام کرد و خنديد و فرمود:اي پيرمرد، گمان ميکنم که غريبي و چه بسا مسأله بر تو اشتباه شده است، اگر از ما رضايت بخواهي رضايت ميدهيم، اگر چيزي بخواهي به تو عطا خواهيم نمود، اگر از ما راهنمائي بخواهي تو را هدايت مينمائيم، اگر حاجتي داشته باشي روا ميکنيم، اگر گرسنه باشي تو را غذا ميدهيم، اگر برهنه باشي لباس به تو ميپوشانيم، اگر محتاج باشي تو را بينياز خواهيم کرد، اگر رانده شده باشي تو را پناه ميدهيم، چنانچه احتياجي داشته باشي به داد تو ميرسيم، اگر اثاث مسافرت خود را بياري و مهمان ما باشي تا موقعي که بخواهي بروي براي تو بهتر است. زيرا ما مهمانخانهاي داريم، مقامي وسيع داريم، ثروت فراواني داريم. موقعي که آن مرد شامي اين سخنان را از امام حسن عليهالسلام شنيد، گريان شد و گفت: شهادت ميدهم که تو در روي زمين خليفه خدائي، خدا بهتر ميداند که مقام رسالت را کجا قرار دهد، تو و پدرت نزد من دشمنترين خلق خدا بوديد، ولي اکنون تو نزد من محبوبترين خلق خدائي.(5)سيره و روش و منش اجتماعي امام حسن مجتبي عليهالسلام راهنماي همه انسانهاي آزاده فارغ از هر گونه عقيده و منهجي ميباشد که اقتدا به آن امام مظلوم، راهگشاي بسياري از مشکلات امروزي بشري ميباشد.ــــــــــــــ1- ابن شهرآشوب، مناقب آل أبي طالب، ج4، ص232- اليافعي، مرآة الجنان وعبرة اليقظان، ج1، ص1233- الخوارزمي، مقتل الحسين عليهالسلام، ج1، ص1854- إبن أبي شيبة الکوفي، الکتاب المصنف في الأحاديث والآثار، ج5، ص2415- ابن شهر آشوب، مناقب آل أبي طالب، ج3، ص184