غروب عاشورا، پايان يک نبرد بود، نه پايان يک نهضت. از همان لحظه که هياهوي شمشيرها خاموش شد، رسالتي آغاز گرديد که شايد از خود نبرد نيز دشوارتر بود، رسالت حفظ حقيقت، جلوگيري از تحريف و نگه داشتن جبهه حق بر مدار وحدت. شهيد مرتضي مطهري در حماسه حسيني با نگاهي ژرف به همين حقيقت اشاره ميکند و ميگويد: «اگر عاشورا يک حماسه است، بعد از عاشورا هم يک حماسه است.» اين جمله، کليد فهم مرحلهاي از نهضت حسيني است که کمتر درباره آن سخن گفته ميشود. عظمت عاشورا تنها در شهادت امام حسين(ع) و ياران وفادارش نيست؛ بلکه در آن است که اين پيام، پس از شهادت نيز زنده ماند و به دست بازماندگان نهضت، به سرمايهاي ماندگار براي امت اسلامي تبديل شد.دستگاه اموي گمان ميکرد با به شهادت رساندن امام حسين(ع)، پرونده اين قيام بسته خواهد شد اما حقيقت، مسير ديگري را پيمود. از کربلا تا کوفه و شام، کاروان اسيران با زباني آکنده از صبر، بصيرت و استقامت، نگذاشت روايت قدرت بر روايت حقيقت غلبه کند. اگر در آن روزهاي سخت، کوچکترين شکافي در ميان بازماندگان پديد ميآمد يا هر کس راهي جداگانه در پيش ميگرفت، دشمن به آساني ميتوانست نهضت حسيني را به عنوان يک شورش شکستخورده در تاريخ ثبت کند اما وحدت در هدف، پيام و روش، همه محاسبات آنان را بر هم زد. اين همان درسي است که قرآن کريم در قالب يک اصل ماندگار بيان ميکند: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِالله جَمِيعاً وَلَا تَفَرَّقُوا»؛ همگي به ريسمان الهي چنگ زنيد و پراکنده نشويد. وحدت در منطق قرآن، يک تاکتيک سياسي نيست بنياني براي حفظ حقيقت و بقاي جامعه است.امام علي نيز در نهجالبلاغه ميفرمايد: «الْزَمُوا السَّوَادَ الْأَعْظَمَ، فَإِنَّ يَدَالله مَعَ الْجَمَاعَةِ.» اين توصيه، دعوت به همبستگي بر محور حق است، همان اصلي که پس از عاشورا، نهضت حسيني را از يک حادثه تاريخي به يک مکتب زنده تبديل کرد. امروز، هنگامي که مراسم سوگواري عاشورا به پايان ميرسد، پرسش اصلي اين نيست که چگونه عزاداري کرديم بلکه اين است که از عاشورا چه سرمايهاي براي زندگي اجتماعي خود به همراه ميبريم. اگر نتيجه اين مدرسه بزرگ، افزايش مدارا، تقويت اعتماد، کاستن از شکافهاي اجتماعي و ترجيح منافع عمومي بر منافع فردي و جناحي باشد، ميتوان گفت که پيام عاشورا در جامعه جاري شده است.
جامعهاي که پس از هر بحران، انسجام خود را حفظ کند، از آن بحران عبور کرده است اما جامعهاي که در دام تفرقه، بياعتمادي و فرسايش سرمايه اجتماعي گرفتار شود، حتي اگر از ميدان حادثه عبور کرده باشد، هنوز در آزمون اصلي موفق نشده است. اين همان حقيقتي است که مرحله پس از عاشورا به ما ميآموزد، مرحلهاي که در آن، پيروزي نه با شمشير، بلکه با بصيرت، روايت درست و وحدت رقم خورد. از اين منظر، عاشورا تنها يادآور يک مصيبت بزرگ نيست بلکه الگويي ماندگار براي ساختن جامعهاي است که اختلاف نظر را به دشمني تبديل نميکند، حقيقت را فداي مصلحتهاي زودگذر نميسازد و در بزنگاههاي تاريخي، انسجام خود را بزرگترين سرمايه ميداند. تاريخ، عاشورا را با خون نوشت اما آنچه اين نهضت را تا امروز زنده نگه داشت، وحدتي بود که پس از عاشورا از حقيقت پاسداري کرد. شايد بزرگترين وظيفه ما در روزهاي پس از عاشورا نيز همين باشد اينکه اجازه ندهيم سرمايه وحدت که ميراث آن نهضت الهي است، در هياهوي اختلافها و داوريهاي شتابزده آسيب ببيند. اين، ادامه همان حماسهاي است که شهيد مطهري از آن سخن گفت، حماسهاي که هنوز پايان نيافته است.
علی جمشیدی