گاهي رفتن يک شاعر، تنها پايان زندگي يک چهره ادبي نيست، بلکه ورق خوردن بخشي از تاريخ فرهنگي يک سرزمين است. سيمين دخت وحيدي شاعر پرآوازه انقلاب اسلامي، روز ششم تير ماه سال جاري به دليل کهولت سن و بيماري که چندين سال در خانه بستري بود، چشم از جهان فروبست. سيميندخت وحيدي سال 1312 در «جهرم» فارس به دنيا آمد و در حوزه هنري، آموزش و پرورش و تربيت معلم خدمت کرد.
در روزگاري که شعر انقلاب هنوز درحال شکلگيري بود و زنان شاعر حضوري کمرنگتر در اين عرصه داشتند، سيميندخت وحيدي با قلمي استوار، از انقلاب، عاشورا، دفاع مقدس، وطن و انسان سرود. او از معدود بانوان نسل نخست شعر انقلاب بود که حوادث بزرگ تاريخ معاصر ايران را نه از دور، بلکه از متن جامعه روايت کرد و در مجموعههايي چون «يک آسمان شقايق»، «هور»، «موجهاي بيقرار»، «حس ميکنم زندگي را» و «اين قوم ناگهان» کوشيد صداي مردمي باشد که روزهاي انقلاب، جنگ و مقاومت را زندگي کردند.
شايد بهترين بدرقه براي شاعري که تمام عمرش را با واژهها زيست، بازخواني همان واژههايي باشد که از دل ايمان، عشق و حماسه برخاستند.
از بلا پروا کجا دارد دل دريائيت
راه بر توفان ببندد قامت سينائيت
سينهات جولانگه امواج توفان بلاست
شور اقيانوس دارد ديده دريائيت
در شعر او، حماسه همواره با عاطفه گره خورده است. هنگامي که از حضرت زينب(س) سخن ميگويد، تنها يک مرثيه نميسرايد، بلکه پيامآوري عاشورا را به تصوير ميکشد:
حامل منشور خونين حسيني، زينبا!
جاودان جوش است نور چشمه دانائيت
و در ادامه، رسالت جاودانه کربلا را چنين به نظم درميآورد:
تا ابد پر ميگشايد بر فراسوي زمان
چون عقابي خشمگين، فرياد عاشورائيت
اين نگاه، در بسياري از سرودههاي او جريان دارد؛ شعري که آرمانخواه است، اما از احساس فاصله نميگيرد و حماسه را با لطافت کلمات روايت ميکند.
وحيدي هيچگاه اهل هياهو نبود و سبب شد نامش آنگونه که شايسته بود به نسلهاي جوان معرفي نشود. با اين حال، اهالي شعر او را يکي از صداهاي اصيل و ماندگار شعر متعهد ميشناسند؛ شاعري که در تمام سالهاي فعاليتش، قلم را از ارزشهاي ديني، فرهنگ ايثار و هويت ايراني جدا نکرد. لطافت زبان او را ميتوان در اين ابيات نيز ديد؛ جايي که اميد و زندگي را در تصويري شاعرانه به مخاطب هديه ميدهد:
آمد سخن بگويد با لحن صبح و باران
بانوي اول عشق با شوکتي فراوان
آمد بهار باشد در رويشي مداوم
تنهاترين شقايق، در دامن زمستان
با درگذشت سيميندخت وحيدي در 93 سالگي، يکي ديگر از ستارگان نسل نخست شعر انقلاب از آسمان ادبيات ايران غروب کرده است، نسلي که شعر را نه صرفاً هنر، بلکه مسئوليتي اجتماعي و تاريخي ميدانست.
پيوند عميق شعر وحيدي با فرهنگ عاشورا
عبدالرضا کوهمال جهرمي، شاعر، پژوهشگر و مدرس دانشگاه درباره وحيدي ميگويد: "سيميندخت وحيدي شاعري است که هويت شعريش را بايد در پيوند عميق با فرهنگ عاشورا، ادبيات انقلاب اسلامي و باورهاي ديني او جستوجو کرد. اين پيوند نه يک انتخاب ادبي، بلکه بخشي از زيست فکري و معنوي اين شاعر بوده است. ارادت اين بانوي شاعر به امام خميني(ره)، شهدا، رهبر شهيد و آرمانهاي انقلاب اسلامي، در کنار دلدادگي پررنگ او به حضرت اباعبدالله الحسين(ع)، ستونهاي اصلي شکلگيري شعر او را تشکيل ميدهد که در اغلب سرودههايش حضوري پررنگ و تعيينکننده دارند. اگر تنها يکي از غزلهاي عاشورايي سيميندخت وحيدي با دقت خوانده شود، ميتوان به لايههاي عميقتري از جهان شعري او دست يافت که جهاني در آن، ايمان، عشق، اخلاص و آرمانخواهي در تار و پود واژهها تنيده شده است. وحيدي خود را در امتداد مسير حضرت زينب(س) تعريف ميکرد و رسالت شعر را نه صرفاً خلق زيبايي ادبي، بلکه روايت ماندگار پيام عاشورا ميدانست. سيميندخت وحيدي با تمام وجود، رنج و حماسه کربلا را در شعر خود بازتاب داده و از همين رهگذر، نامش در کنار شاعراني قرار ميگيرد که جاودانگي ادبي خود را در پيوند با فرهنگ عاشورا جستوجو کردهاند."
وحيدي مهمترين حلقه اتصال شعر زنان پيش و پس از انقلاب اسلامي
محمد مرادي پژوهشگر ادبي، شاعر و عضو هيئت علمي دانشگاه شيراز نيز سيميندخت وحيدي را يکي از مهمترين حلقههاي اتصال شعر زنان پيش و پس از انقلاب اسلامي دانسته و گفت:" او توانست ضمن حفظ ريشههاي شعر سنتي، با تحولات ادبي سالهاي پس از انقلاب همراه شود و جايگاهي متمايز در ميان شاعران زن معاصر به دست آورد. ميان شاعران زن دهههاي 60 و 70، کمتر چهرهاي را ميتوان يافت که از نظر تأثيرگذاري و استمرار فعاليت ادبي، همتراز سيميندخت وحيدي باشد زيرا با ايجاد پلي ميان جريان معناگراي شعر زنان پيش از انقلاب و نسل تازه شاعران انقلاب اسلامي، سهمي مهم در تداوم و تکامل شعر معاصر ايران ايفا کرد. جايگاه وحيدي تنها به حضور در جريان شعر انقلاب محدود نيست اين شاعر فقيد در شکلگيري و بالندگي غزل نيمهسنتي سالهاي نخست پس از انقلاب نيز نقشي مؤثر داشت و بسياري از غزلهاي اين شاعر در حوزههاي ادبيات آييني، دفاع مقدس و فرهنگ انتظار، از جمله آثار ماندگار اين دوره به شمار ميروند و هنوز نيز قابليت خوانش و بررسي دارند. شعر سيميندخت وحيدي تلفيق هنرمندانه عناصر کلاسيک با زبان و نگاه روزگار خود است و ترکيبسازيهاي سنجيده، غلبه عاطفه بر فضاي شعر، پرداختن به مفهوم عشق عفيف و استفاده از زباني صميمي و روان از مهمترين شاخصههاي آثار او به شمار ميرود."
تلاش وحيدي براي تثبيت جريان شعر متعهد در دهههاي نخست انقلاب
هاشم کروني شاعر و پژوهشگر ادبي نيز با اشاره به جايگاه سيميندخت وحيدي، او را در کنار معدود بانوان اثرگذار شعر سالهاي آغازين پس از انقلاب اسلامي دانسته و گفت:" اين شاعر نقش مهمي در تثبيت جريان شعر متعهد در دهههاي نخست انقلاب ايفا کرد و از ميان پنج بانوي شاعر فعال آن دوره، امروز تنها دو تن از آنان در قيد حيات هستند و چهرههايي چون دکتر طاهره صفارزاده، سپيده کاشاني و سيميندخت وحيدي از ميان ما رفتهاند. سيميندخت وحيدي در عين برخورداري از ريشههاي ادبي در فضاي شعر کلاسيک، بهويژه جريان دهه شصت و شيوههاي ترکيبسازي زندهياد نصرالله مرداني، توانست زبان و بيان شخصي خود را نيز حفظ کند. بستر استان فارس و شهر جهرم و جغرافياي زندگي در شکلگيري شخصيت ادبي او مؤثر بود که سبب شد بخشي از پيوند شاعر با فرهنگ مقاومت و باورهاي مذهبي جنوب ايران ارزيابي شود.