موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13398
فراتر از نزاع‌هاي ايدئولوژيک، نگاهي به ميراث رهبر شهيد

 

يادداشت سامح عسکر، نويسنده مصري

 

من يک نويسنده ليبرالم و صدها دليل دارم که با اين مرد مخالف باشم. اما به کساني که بعد از شهادت او به او مي‌تازند چنين مي‌گويم:

- يکم. اين مرد به دست پليدترين، کثيف‌ترين و نفرت‌انگيزترين نهاد سياسي تروريستي تاريخ معاصر به شهادت رسيد.

- دوم. او در راه دفاع از کشورش جان داد، چون حاضر نشد بر سر حاکميت يا اقتدار ايران مصالحه کند.

- سوم. او در راه دفاع از آرمان فلسطين جان داد، چون از آن دست نکشيد – و اين آرمان، بزرگ‌ترين آرمان انساني در عصر حاضر است. هر کس ديگري جاي او بود، 200 ميليارد دلار از آمريکا مي‌گرفت و فلسطين و هر آنچه را که نماد آن است، مي‌فروخت.

- چهارم. او با يک ترور سياسي خائنانه به قتل رسيد و نحوه کشته شدنش نشان مي‌دهد که نفوذش و تأثير کشورش بر قاتلانش چقدر بوده است.

- پنجم. او درحالي از دنيا رفت که فقير بود و جز خانه‌اي ساده، که حتي امکانات اوليه در آن کمياب بود، چيزي از خود بر جاي نگذاشت.

- ششم. دستش به روي اعراب و مسلمانان باز بود و هيچ‌کس را نااميد نمي‌کرد. او همواره در برقراري ارتباط و حسن‌نيت با همسايگان عرب خود پيشگام بود، به‌گونه‌اي که بيشتر آن‌ها به او احترام مي‌گذاشتند.

- هفتم. او فقط با اسرائيل و آمريکا دشمني مي‌کرد و به‌ويژه اسرائيل را دست استعمار و خرابکاري در خاورميانه و ريشه اصلي مشکلات منطقه مي‌دانست.

- هشتم. او به هنر احترام مي‌گذاشت و در دوران حکومتش، ايران به جايگاهي پيشرفته در عرصه هنر در سطح جهاني دست يافت، تا جايي که هم‌اکنون گروه‌هاي موسيقي در مراسم تشييع او پيشاپيش جمعيت حرکت مي‌کنند.

- نهم. او خواستار اتحاد اعراب و مسلمانان بود – نه زير يک چتر حاکميتي واحد، بلکه اتحادي عاطفي و اقتصادي تا آن‌ها را در جهاني که فقط به بلوک‌ها اعتقاد دارد، گرد هم آورد.

- دهم. او هرگونه حمله به صحابه يا نمادهاي مذهب سني را رد مي‌کرد، توهين يا تحقير آن‌ها را به هر شکلي ممنوع مي‌دانست و در دوران او، چاپ برخي از کتاب‌هاي شيعه دوازده‌امامي که به صحابه مي‌تاختند، از جمله بخش‌هايي از دايرةالمعارف «بحارالانوار»، ممنوع شد.

- يازدهم. او علاقه خاصي به مصر داشت، از آن تمجيد مي‌کرد و به نمادهاي آن از همه جريان‌ها و عقايد، بدون استثنا، احترام مي‌گذاشت. از ميان چهره‌هاي مصري که براي او و ايرانيان ارزش والايي داشتند، به نام‌هاي ليبرال، روشن‌انديش و سکولار اشاره کرده بود.

- البته اين به اين معنا نيست که ما در همه چيز با او و نظام سياسي‌اش موافق باشيم – اختلاف‌نظر طبيعي است. اما تمرکز بر اين نقاط مشترک، فاصله و اختلافات بين مذاهب اسلامي از يک سو، و بين اعراب و مسلمانان ازسوي ديگر را کاهش مي‌دهد.

- به اين 11 نکته فکر کنيد درخواهيد يافت که پروژه‌هاي فکري، سياسي و انساني در آنها نهفته است که اگر توسعه يابند، مي‌توانند اعراب و مسلمانان را به جايگاهي کاملاً متفاوت و با منزلتي شايسته در جهان برسانند.

- در ضمن، اين مرد فقط به هنر احترام نمي‌گذاشت، بلکه در دوران او با وجود محاصره و تحريم‌ها، يک شکوفايي علمي واقعي رخ داد.

تعداد مقالات علمي منتشرشده در ايران از حدود هزار مقاله در سال 1997(1378) به بيش از 50 هزار مقاله در سال 2018(1397) رسيد، يعني افزايشي 82 برابري، و اين ايران را در رتبه شانزدهم جهان از نظر توليدات علمي قرار داد.

- در زمان او، ايران صاحب برنامه هسته‌اي و موشکي شد که اين کشور را به قدرتي منطقه‌اي و بين‌المللي تبديل کرد که همه ناچارند بارها و بارها آن را جدي بگيرند.

- همچنين ميانگين طول عمر در کشورش از 50 سال به 75 سال افزايش يافت و مرگ‌ومير کودکان زير 5 سال از 185 به 14.9 در هزار تولد کاهش پيدا کرد يعني توسعه‌اي در بخش سلامت که نشان مي‌دهد محاصره نتوانسته مانع دستيابي به دانش پزشکي تجربي شود – دانشي که ايران در آن شهرتي ممتاز در سطح جهان دارد و پزشکان و بيمارستان‌هايش به طرز چشمگيري پيشرفته هستند.

خانه انديشه‌ورزان