پاسخ به وفاداري ملي، عبور از روزمرگي به سوي حکمراني راهبردي
قادر باستاني تبريزي
مردم قدرشناس ايران، پيکر رهبر شهيد را با عزت، شکوه و احترام فراوان بدرقه کردند و او را در جوار بارگاه ملکوتي امام رضا(ع) به خاک سپردند. اين بدرقه شکوهمند، جلوهاي از سرمايه اجتماعي و وفاداري ملي بود. تاريخ انقلاب پيش از اين نيز چنين صحنههايي را به چشم ديده است از تشييع تاريخي امام خميني(ره)، تا بدرقه ميليوني آيتالله هاشمي رفسنجاني و تشييع بزرگ حماسي سردار شهيد قاسم سليماني. اين جلوههاي همبستگي، نشان ميدهند که هرگاه پاي ايران و شخصيتهاي ملي و انقلابي در ميان باشد، مردم در صحنه حاضر ميشوند.
ملت قدرشناس در تشييع قائد شهيد، وفاداري خود را نشان داد و اکنون نوبت مسئولان است که پيام اين حضور تاريخي را در قالب تصميمهاي بزرگ، سياستهاي مؤثر و حکمراني کارآمد متجلي سازند. همانگونه که پس از جنگ تحميلي، سازندگي پاسخ اعتماد مردم بود، امروز نيز بهترين پاسخ به اين سرمايه اجتماعي، آغاز فصل تازهاي از اصلاح، کارآمدي و توسعه است. اکنون زمان همگرايي همه نيروهاي وفادار به ايران براي ساختن آيندهاي بهتر است.
لابد هنوز بهدرستي درک نکردهايم که در چه نقطهاي از تاريخ ايستادهايم و چه دستاوردهاي راهبردي به دست آوردهايم. در تريبونها از پيروزي سخن ميگوييم اما در عرصه تصميمگيري مثل شکستخوردهها رفتار ميکنيم. پيروزي، زماني ارزش واقعي خود را نشان ميدهد که به فرصتهاي پايدار سياسي، اقتصادي و ديپلماتيک تبديل شود.
يکي از مشکلات مزمن حکمراني در ايران، غلبه نگاه اداري بر نگاه راهبردي است. ساختار نهادهاي کشور، به اقتضاي وظيفه خود، براي اداره امور روزمره طراحي شدهاند، نه براي خلق افقهاي جديد. امروز طراحي راهبردهاي ملي، نيازمند ذهني است که بتواند فراتر از روزمرگي بينديشد، فرصتها را تشخيص دهد و آينده را معماري کند.
وقتي يک ايده يا جهتگيري کلان ازسوي عاليترين سطوح نظام مطرح ميشود، در مسير اجرا به مجموعهاي از اقدامات شکلي و کماثر تقليل مييابد که شايد در ظاهر نشانه اجراي دستور باشند اما در عمل تغييري در موازنه راهبردي ايجاد نميکنند. فاصله ميان «اجراي ظاهري» و «تحقق هدف راهبردي» همان شکافي است که بارها هزينههاي سنگيني بر کشور تحميل کرده است.
براي مثال، اگر گفته ميشود «تنگه هرمز نبايد به وضعيت گذشته بازگردد»، اين سخن را نبايد به يک اقدام شکلي تقليل داد. ارزش يک سياست به تغيير ظاهري نيست، به تغييري است که در موازنه قدرت ايجاد ميکند.
هنر حکمراني آن نيست که براي هر سياست کلان، صرفاً نشانهاي ظاهري از اجرا ارائه شود. هنر آن است که هدف اصلي سياست محقق شود. اگر اين تمايز درک نشود، ممکن است منابع کشور صرف اقداماتي شود که هزينه دارند، اما ارزش افزوده راهبردي چنداني توليد نميکنند. اکنون ايران ما بيش از هر زمان ديگري به تقويت ظرفيت انديشهورزي راهبردي در کنار توان اجرايي نياز دارد چون آينده کشور و نظام را با تصميمهاي بزرگ و نگاههاي بلند ميتوان ساخت نه با مديريت روزمرگي.
ايران امروز در نگاه بسياري از ناظران بينالمللي، از جايگاهي برخوردار است که سالها براي دستيابي به آن هزينه پرداخته اما خطر آنجاست که اين سرمايه راهبردي را با اقدامات شتابزده و نمايشهاي کماثر از بين ببريم. تجربه گذشته نيز نشان ميدهد که بارها فرصتهاي بزرگ را به دليل ضعف در نظام تصميمسازي و اجرا از دست دادهايم. تجربهاي انباشته از موفقيتها و خطاها پيش روي ماست. زمان آن رسيده است که بدون تعارف، کارنامه خود را مرور کنيم هم به پيروزيها افتخار کنيم و هم از اشتباهات درس بگيريم.
بايد با واقعبيني به ظرفيتهاي ملي خود نگاه کنيم. ايران از سرمايه انساني ارزشمند، سطح بالاي آموزش و سلامت، توان نوآوري، موقعيت ممتاز ژئوپليتيک، منابع طبيعي فراوان، بازار بزرگ داخلي، ظرفيت گردشگري و مجموعهاي از قدرت نرم و سخت برخوردار است. اينها مزيتهاي کوچکي نيستند. کمتر کشوري چنين مجموعهاي از ظرفيتها را يکجا در اختيار دارد.
در مقابل، ضعفهاي ما نيز روشن است، کيفيت حکمراني، امنيت سرمايهگذاري، برخي ناکارآمديهاي نهادي، فاصله با اقتصاد جهاني و محدوديتهايي که مانع شکوفايي کامل اين ظرفيتها شدهاند. هنر سياست ملي، انکار هيچيک از اين دو تصوير نيست، نه خودکمبيني و نه خودبزرگبيني مسير درست، ديدن همزمان توانمنديها و کاستيهاست. کشوري که ظرفيتهاي خود را بشناسد و ضعفهايش را اصلاح کند، ميتواند تهديدها را به فرصت و فرصتها را به پيشرفت تبديل کند.
ما به انسجام در سطوح تصميمگيري نياز داريم. پس از هر انتقال تاريخي، طبيعي است که جامعه با ابهام و روايتهاي متفاوت روبهرو شود. هرچه ساختارهاي تصميمسازي سريعتر بازسازي شوند، مرجعيت رسمي شفافتر عمل کند و زمينه مشارکت نخبگان و جامعه مدني در حل مسائل کشور فراهم شود، سرمايه اجتماعي نيز بهتر حفظ خواهد شد. قدرت و اقتدار، کشور را حفظ ميکند، اما اعتماد عمومي است که آن را پيش ميبرد.