رمز قرآن از حسین آموختیمز آتش او شعله ها اندوختیمتفسیر آزادگی و اسرار نهضت عاشورا در شعر بلند اقبال لاهوریهر که پیمان با هو الموجود بستگردنش از بند هر معبود رستمؤمن از عشق است و عشق از مؤمنستعشق را ناممکن ما ممکن استعقل سفاک است و او سفاک ترپاک تر چالاک تر بیباک ترعقل در پیچاک اسباب و عللعشق چوگان باز میدان عملعشق صید از زور بازو افکندعقل مکار است و دامی میزندعقل را سرمایه از بیم و شک استعشق را عزم و یقین لاینفک استآن کند تعمیر تا ویران کنداین کند ویران که آبادان کندعقل چون باد است ارزان در جهانعشق کمیاب و بهای او گرانعقل محکم از اساس چون و چندعشق عریان از لباس چون و چندعقل می گوید که خود را پیش کنعشق گوید امتحان خویش کنعقل با غیر آشنا از اکتسابعشق از فضل است و با خود در حسابعقل گوید شاد شو آباد شوعشق گوید بنده شو آزاد شوعشق را آرام جان حریت استناقه اش را ساربان حریت استآن شنیدستی که هنگام نبردعشق با عقل هوس پرور چه کردآن امام عاشقان پور بتولسرو آزادی ز بستان رسولالله الله بای بسم الله پدرمعنی ذبح عظیم آمد پسربهر آن شهزاده ی خیر المللدوش ختم المرسلین نعم الجملسرخ رو عشق غیور از خون اوشوخی این مصرع از مضمون اودر میان امت ان کیوان جنابهمچو حرف قل هو الله در کتابموسی و فرعون و شبیر و یزیداین دو قوت از حیات آید پدیدزنده حق از قوت شبیری استباطل آخر داغ حسرت میری استچون خلافت رشته از قرآن گسیختحریت را زهر اندر کام ریختخاست آن سر جلوه ی خیرالاممچون سحاب قبله باران در قدمبر زمین کربلا بارید و رفتلاله در ویرانه ها کارید و رفتتا قیامت قطع استبداد کردموج خون او چمن ایجاد کردبهر حق در خاک و خون غلتیده استپس بنای لااله گردیده استمدعایش سلطنت بودی اگرخود نکردی با چنین سامان سفردشمنان چون ریگ صحرا لاتعددوستان او به یزدان هم عددسر ابراهیم و اسمعیل بودیعنی آن اجمال را تفصیل بودعزم او چون کوهساران استوارپایدار و تند سیر و کامگارتیغ بهر عزت دین است و بسمقصد او حفظ آئین است و بسماسوی الله را مسلمان بنده نیستپیش فرعونی سرش افکنده نیستخون او تفسیر این اسرار کردملت خوابیده را بیدار کردتیغ لا چون از میان بیرون کشیداز رگ ارباب باطل خون کشیدنقش الا الله بر صحرا نوشتسطر عنوان نجات ما نوشترمز قرآن از حسین آموختیمز آتش او شعله ها اندوختیمشوکت شام و فر بغداد رفتسطوت غرناطه هم از یاد رفتتار ما از زخمه اش لرزان هنوزتازه از تکبیر او ایمان هنوزای صبا ای پیک دور افتادگاناشک ما بر خاک پاک او رساناقبال لاهوری