موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13389
لزوم مراقبت از فرهنگ حسيني در محافل عزاداريفلسفه عزاداري، همان فلسفه قيام امام ‌حسين(ع) است که حضرت

لزوم مراقبت از فرهنگ حسيني در محافل عزاداريفلسفه عزاداري، همان فلسفه قيام امام ‌حسين(ع) است که حضرت آن را اصلاح در امت جد خود از راه فريضه امر به معروف و نهي از منکر اعلام کرد؛ از اين‌رو فلسفه عزاداري سيدالشهدا(ع) را مي‌توان اصلاح‌گري، احياي معارف ديني، تربيت انسان، زنده‌کردن نام و قيام امام ‌حسين(ع) و تداوم بينش حسيني در مبارزه با ستم برشمرد. واقعه عاشورا در سال 61 هجري قمري و جو خفقان حاکم بر جامعه اموي، موجب شد تا بازماندگان اين واقعه، عزاداري را به صورت رسانه‌اي براي ابلاغ پيام عاشورا برگزينند؛ چنان‌که در طول تاريخ هيچ رسانه‌اي نتوانست به اندازه عزاداري نقش اطلاع‌رساني ايفا کند. عزاداري يک واقعه تاريخي (عاشورا) را با وجود همه فشارها و محدوديت‌ها، قرن‌ها زنده نگه داشت و با انتقال پيام آن به نسل‌هاي بعد، نقش مهمي در قيام و اقدام شيعه عليه طاغوت، در طول تاريخ داشت. رونق مناسک عزاداري امام ‌حسين(ع)، همچنين موجب ايجاد مشاغل مذهبي خاص و رواج ادبيات مذهبي و منقبت‌گويي و مديحه‌سرايي اهل‌بيت(ع) شد که در سده‌هاي هشتم تا دوازدهم هجري رونق بيشتري داشت. دوازده بند محتشم کاشاني (متوفي996ق) يکي از معروف‌ترين مرثيه‌هاست.امام ‌خميني که معتقد بود خداوند به دليل انحراف مسلمانان از مسير اسلام ناب، امام ‌حسين(ع) را برانگيخت تا اسلام را احيا کند، زنده نگه‌داشتن اسلام را از عزاداري‌هاي محرّم و صفر و مجلس‌هاي عزاي سيدالشهدا(ع) را ضد ظلم، ضد طاغوت و انسان‌ساز مي‌دانست. ايشان فلسفه عزاداري عاشورا را از نظر سياسي، عبادي و ظرفيتي که براي بسيج عمومي مردم دارد، بسيار مهم مي‌شمرد و مي‌فرمود ثواب بسياري که براي عزاداري آن حضرت مقرر شده، از همين‌روست و در پس اشک‌ها و نوحه‌ها، حفظ مکتب اسلام نهفته است. از نگاه ايشان پايه‌گذاري مجالس عزاداري توسط ائمه(ع)، راهي براي سازماندهي اقليت شيعه در دوران خفقان حکومت‌هاي اموي و عباسي بود که تداوم اين امر وحدت و بسيج سراسري کشورهاي اسلامي، عليه دشمنانشان را به همراه خواهد داشت.امام ‌خميني عزاداري براي ائمه اطهار(ع) به‌ويژه سيدالشهدا(ع) را يکي از ابعاد مهم فرهنگي اين راهنمايان بشر مي‌دانست و به پيروي جدي از آن سفارش مي‌کرد. ايشان با مهم‌ شمردن عزاداري امام ‌حسين(ع) به تأسي از پيامبر(ص)، مجالس عزاداري را اجتماعي منحصر به فرد مي‌شمرد که با ايجاد انسجام و وحدت ملي و اسلامي، موجب بقاي شيعه و اسلام است و در هيچ‌کجاي جهان شبيه آن ديده نمي‌شود؛ بنابراين با تأکيد به تداوم عزاداري به شکل سنتي آن، حفظ نهضت انقلابي ايران را منوط به حفظ سنت‌ها، به شرط تصفيه انحرافات و بدعت‌ها و رعايت جهات شرعي مي‌دانست و با سفارش به ذکر مسائل روز در اين مجالس، نجات کشور از آسيب را تنها با زنده نگه‌داشتن عاشورا ممکن مي‌ديد. ايشان همچنين ادامه نهضت را يک دستور برشمرده و برگزاري مجالس عزاي حسيني را ادامه «نه‌گفتن» عليه طاغوت و گريه بر مظلوم را فرياد بر ظالم دانسته است.امام ‌خميني معتقد بود خون امام ‌حسين(ع) و برگزاري مجالس عزاداري که تشکيل اجتماعات بزرگ را بدون هزينه ممکن ساخته است، با تهييج عواطف انساني و تأثير عميق در روح و روان مردم، خون ملت‌هاي اسلامي را به هيجان و خروش مي‌آورد و براي حفظ مقاصد اسلامي مهيا مي‌کند. از اين‌رو خاطرنشان کرده است که در صورت توجه روشنفکران مخالف به آثار متعدد اجتماعي و سياسي مراسم عزاداري عاشورا، خودشان برپاکننده و باني اين مجالس خواهند بود.عزاداري هم مانند هر امر اجتماعي ديگر نياز به آسيب‌شناسي و بازنگري در آداب و رسوم دارد، زيرا در طول تطور خود دچار انحرافاتي شده که آن را از فلسفه اصلي خود دور کرده است. ازجمله بنابر برخي برداشت‌هاي مسيح‌گونه در تاريخ گذشته شيعه، به‌خصوص از دوران صفويه به بعد، حرکت امام ‌حسين(ع) حرکتي مقدر براي کشته ‌شدن و عزاداري براي آن حضرت نيز تنها گريه براي بخشايش گناهان به‌ شمار مي‌آمد. لذا بدون احساس نياز به شناخت اهداف اجتماعي حرکت امام ‌حسين(ع)، هر کوششي براي تحرک سياسي با استفاده از اين واقعه، با شکست مواجه مي‌شد. برخي ديگر از آسيب‌هاي مهم که موجب انحراف در عزاداري مي‌شوند عبارتند از گسترش دروغ و جعل وقايع تاريخي، کاسته‌شدن عزاداري از محتواي مطلوب، برتري شکل بر محتوا، ريا و تزوير، تعصب و جمود، ترک واجبات براي مستحبات، برخورد عاطفي صرف، اسطوره‌سازي و افسانه‌گويي، تبديل‌شدن به عادت، آميختگي فرهنگ‌ها با عزاداري، غلوآميزشدن عزاداري، رعايت‌نکردن برخي موازين شرعي و ترويج برخي ناهنجاري‌ها.دو ضعف عمده در مجالس عزاداري، دليل مهم رواج و بقاي بسياري از اين آسيب‌هاست، يکي هدف قرارگرفتن و اهميت کميت شرکت‌کنندگان در عزاداري و ديگري به پا داشتن حداکثر شور و غليان احساسات در مجلس. به دليل همين آسيب‌ها، بسياري از نظريه‌پردازان شيعي و حتي غير شيعي، در سال‌هاي پيش از انقلاب، با هدف خرافه‌زدايي از باورهاي ديني و بازگرداندن خصلت‌هاي انقلابي، بخشي از انتقادهاي خود را به پيراستن واقعه عاشورا اختصاص دادند که استاد شهيد مرتضي مطهري از آن جمله است.امام ‌خميني نيز به تصفيه موارد انحراف در سنت عزاداري توجه داشت و عزاداران را از اعمالي که موجب وهن مذهب و اسلام باشد، مانند قمه‌زني و شبيه‌خواني يا تعزيه، در صورتي که مشتمل بر محرمات و موجب وهن اسلام باشد، برحذر مي‌داشت. تعزيه، نمايشي آييني است که نخستين نشانه‌هاي آن، به آغاز قرن يازده هجري بازمي‌گردد و در دوره‌هايي با اقبال عمومي ايرانيان مواجه بوده است.ازسوي ديگر، مسئله عزاداري با توجه به شرايط هر عصر مي‌تواند مورد استفاده سوء و ابزاري واقع شود و عناصر ضد عاشورا را اهل عاشورا معرفي کند و مظاهر حسيني را به خدمت مقاصد يزيدي درآورد. از اين‌رو امام ‌خميني ضمن توجه به نقاط قوت عزاداري عاشورا به عنوان يکي از شعائر سياسي - مذهبي، ابزاري‌بودن شعائر دين در دست قدرت‌طلبان را نيز از نظر دور نمي‌داشت و عمل رضاشاه پهلوي در برپايي مراسم عزاداري و پس از او محمدرضا پهلوي و بعدها عزاداري امثال حزب بعث عراق را تنها براي عوام‌فريبي و حفظ صورت، با هدف نابودکردن اساس دين مي‌دانست چنان‌که رضاشاه پس از تثبيت قدرت، بارها به مخالفت با روحانيت و ممنوعيت مجالس عزاداري روي آورد.سلوک امام ‌خميني در مجالس عزاي سيدالشهدا(ع) که شامل طرز نشستن آرام و باوقار ايشان بر زمين، گوش‌دادن به وعظ واعظ يا ذکر مصائب و گريستن به هنگام ذکر مصيبت بود، نشانه شناخت عميق ايشان از فرهنگ عاشورا و دقت و مراقبت در حفظ حريم و حرمت اين مجالس بود. ايشان با توجه به تأثير مهم شيوه عزاداري در رفتار و سلوک مردم، در روزهاي جنگ تحميلي، به خواندن نوحه‌هاي حماسي سفارش مي‌کرد و از نوحه‌هايي که نااميدي و خمودگي القا مي‌کنند برحذر مي‌داشت. درباره محتواي مجالس عزاداري، امام ‌خميني بر تداوم روضه‌ خواندن در آخر منبر و حفظ دستجات عزاداري، ذکر فجايع و ستمگري‌هاي ستمگران هر عصر به همراه بيان مسائل اخلاقي، اعتقادي، سياسي و اجتماعي روز در منابر و مساجد تأکيد مي‌کرد. همچنين با سفارش بر حفظ اصل عزاداري، تصفيه آن از انحرافات واردشده را ضروري مي‌دانست و براي پرهيز از معصيت، به رعايت حال مردم و بلندنبودن صدا در برپايي اين مجالس سفارش مي‌کرد و خواستار وحدت رويه روحانيان در برگزاري مراسم عزاداري بود. علاوه بر مجلس عزاي سيدالشهدا(ع)، امام ‌خميني به برگزاري مجالس عزاداري در روز شهادت ديگر ائمه معصوم(ع) نيز اهتمام داشت، به‌ويژه در سال‌هاي تبعيد در نجف اشرف، همه شب‌هاي شهادت ائمه(ع) و سه شب براي شهادت حضرت زهرا(س)، مجلس ذکر مصيبت برپا مي‌کرد.*فلسفه عزاداري، همان فلسفه قيام امام ‌حسين(ع) است که حضرت آن را اصلاح در امت جد خود از راه فريضه امر به معروف و نهي از منکر اعلام کرد*دو ضعف عمده در مجالس عزاداري، دليل مهم رواج و بقاي بسياري از اين آسيب‌هاست، يکي هدف قرارگرفتن و اهميت کميت شرکت‌کنندگان در عزاداري و ديگري به پا داشتن حداکثر شور و غليان احساسات در مجلس*امام خميني با سفارش به حفظ اصل عزاداري، تصفيه آن از انحرافات وارد شده را ضروري مي‌دانست