بازار خودرو در دام قيمتگذاريهاي پياپيکاهش زيان انباشته خودروسازان از جيب مشتريان؟خصوصيسازي قرار بو
بازار خودرو در دام قيمتگذاريهاي پياپيکاهش زيان انباشته خودروسازان از جيب مشتريان؟خصوصيسازي قرار بود زيان ايرانخودرو را مهار کند اما فعلاً اثر آن بيشتر در رشد قيمتها ديده ميشود. به گزارش خبرگزاري تسنيم، پس از واگذاري مديريت ايرانخودرو و مطرح شدن ادعاي حرکت به سمت مديريت خصوصي، انتظار ميرفت اين شرکت وارد دورهاي تازه از اصلاحات ساختاري، افزايش بهرهوري و ارتقاي کيفيت شود. طرفداران خصوصيسازي بارها تأکيد کرده بودند که ريشه بخش مهمي از مشکلات خودروسازان کشور در مديريت دولتي، تصميمگيريهاي غيرتخصصي و ساختارهاي ناکارآمد نهفته است و با استقرار مديريت خصوصي، مسير زياندهي مزمن اين شرکتها تغيير خواهد کرد. اما اکنون و پس از گذشت ماهها از اين تغييرات، اين پرسش جدي مطرح است که دستاورد واقعي مديريت جديد براي کاهش زيان انباشته چه بوده است؟آنچه تاکنون در عملکرد ايرانخودرو بيش از هر چيز به چشم ميآيد، تمرکز بر افزايش قيمت محصولات به عنوان اصليترين ابزار تأمين منابع مالي است. رويکردي که اگرچه ممکن است در کوتاهمدت بخشي از فشارهاي مالي شرکت را کاهش دهد، اما نميتوان آن را به عنوان يک راهکار مديريتي پايدار براي خروج از بحران زيان انباشته معرفي کرد.در اقتصاد بنگاهداري، کاهش زيان از دو مسير اصلي امکانپذير است، افزايش درآمد و کاهش هزينهها. افزايش درآمد زماني ارزشمند تلقي ميشود که ناشي از رشد توليد، توسعه بازار، ارتقاي کيفيت، عرضه محصولات جديد و افزايش بهرهوري باشد. اما زماني که عمده افزايش درآمد صرفاً از محل افزايش قيمت محصولات حاصل شود، در واقع بار ناکارآمديهاي داخلي شرکت به مصرفکننده منتقل شده است.مديران جديد ايرانخودرو درحالي از ضرورت اصلاح قيمتها سخن ميگويند که هنوز گزارشي شفاف از برنامههاي خود براي کاهش هزينههاي سربار، اصلاح ساختار مديريتي، کوچکسازي بدنه اداري، افزايش بهرهوري خطوط توليد، مديريت هزينههاي مالي و ارتقاي بهرهوري زنجيره تأمين ارائه نکردهاند. اين درحالي است که مهمترين تفاوت مورد انتظار ميان مديريت دولتي و خصوصي دقيقاً بايد در همين حوزهها نمايان شود.خصوصيسازي زماني موفق تلقي ميشود که شرکت بتواند با منابع موجود، بهرهوري بيشتري ايجاد کند. در غير اين صورت، اگر راهکار اصلي همچنان افزايش قيمت باشد، اين سؤال مطرح ميشود که تفاوت مدل جديد مديريت با گذشته چيست؟ زيرا افزايش قيمت، سادهترين و در دسترسترين ابزار براي هر بنگاهي است و نيازي به تحول مديريتي يا اصلاح ساختار ندارد.ازسوي ديگر، مصرفکنندگان نيز انتظار داشتند همزمان با تغيير مديريت، نشانههايي از بهبود کيفيت محصولات، کاهش ايرادات فني، ارتقاي خدمات پس از فروش و افزايش رضايت مشتري مشاهده شود. اما همچنان بخش عمده انتقادهاي بازار به کيفيت، فناوري قديمي برخي محصولات و هزينههاي نگهداري خودروها پابرجاست. به همين دليل بخشي از افکار عمومي معتقد است که تاکنون آثار خصوصيسازي بيشتر در قيمت خودروها ديده شده تا در کيفيت يا بهرهوري توليد.واقعيت اين است که زيان انباشته چند ده هزار ميليارد توماني ايرانخودرو محصول يک يا دو سال نيست و طبيعتاً با يک نسخه کوتاهمدت نيز درمان نخواهد شد. اما اگر مديريت جديد قصد دارد ادعاي خود مبني بر تفاوت با دوره مديريت دولتي را اثبات کند، بايد نشانههاي اين تفاوت را در شاخصهاي عملياتي شرکت نشان دهد، از کاهش هزينههاي غيرضروري و افزايش بهرهوري گرفته تا ارتقاي کيفيت و سودآوري ناشي از عملکرد واقعي توليد.در غير اين صورت، افزايش مستمر قيمت خودرو هرچند ممکن است به بهبود موقت برخي شاخصهاي مالي منجر شود، اما نميتواند به عنوان نشانه موفقيت خصوصيسازي يا اصلاح ساختار مديريتي معرفي شود. زيرا کاهش زيان از محل فشار بيشتر بر مصرفکننده بيش از آنکه حاصل مديريت کارآمد باشد نتيجه انتقال هزينه ناکارآمديها به بازار است.امروز مهمترين مطالبه از مديريت جديد ايرانخودرو نه ارائه درخواستهاي جديد براي افزايش قيمت، بلکه ارائه يک نقشه راه روشن براي کاهش هزينهها، افزايش بهرهوري و بهبود کيفيت است، موضوعي که ميتواند نشان دهد خصوصيسازي در اين شرکت صرفاً تغيير نام مديران نبوده، بلکه به معناي تغيير واقعي در شيوه اداره يک بنگاه اقتصادي است.