هوشياري حداکثري پس از امضاي تفاهمنامهغلامرضا بني اسديما امروز در ماجراي توافق با آمريکا که به امضاي
هوشياري حداکثري پس از امضاي تفاهمنامهغلامرضا بني اسديما امروز در ماجراي توافق با آمريکا که به امضاي روساي جمهور دو کشور رسيده، به اين فراز از فرمان حکومتي امام علي(ع) به مالک اشتر عمل کرده ايم. آنجا که ميفرمايد «اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روي برمتاب که خشنودي خداي در آن نهفته است.» امام، سه گانهاي را به عنوان نتايج صلح برمي شمارند که« صلح سبب بر آسودن سپاهيانت شود و تو را از غم و رنج برهاند و کشورت را امنيت بخشد.» اين را هم امروز در گستره کشور ميتوانيم ديد و ميتوانيم به عنوان يک تجربه درس آموز زيست کرد. مردم را هم بايد از رنج و مشقت که پيامد طبيعي جنگ است برهانيم. اين از جمله مهمترين وظايف حاکميت است که هر روز را بهتر از ديروز براي ملتش تدبير کند. اين همه فشار و گراني فرساينده و تورم طاقت سوز نه در شان مردم ما ست و نه در شان نظام حکمراني ما. بايد در فصل بعد از جنگي که مردانه انجام داديم، مردانه براي تحول اوضاع به نفع مردم بکوشيم. بناي منحوس تحريمهاي گوناگون بايد فرو بريزد و با خاکبرداري اين آوار شوم، بتوانيم فضا را براي شکوفايي ظرفيتها و استعدادها فراهم کنيم. اما... يک اما هست که متوليان امر به ويژه دکتر پزشکيان- که مردانه آبروي خود را به ميدان آورد و گذشته و حال و آينده خود را گروي امضا گذاشت- و مردان ديپلماسي و ميدان و البته همه ارکان حاکميت، بايد حتما از امام علي عليهالسلام در ياد و نگاه و طرح و برنامه خود داشته باشند «ولي، پس از پيمان صلح، از دشمن برحذر باش و نيک برحذر باش. زيرا دشمن، چه بسا نزديکي کند تا تو را به غفلت فرو گيرد. پس دورانديشي را از دست منه و حسن ظن را به يک سو نه...» اکنون زمان بيداري حداکثري است. حتي بيشتر از زمان جنگ. چون به دشمن نميتوان اعتماد کرد. اعتماد ما به توان و ايمان و هوشياري خود مابايد باشد هميشه ولي ما به عهد خويش وفادار ميمانيم چه از امام خويش درس گرفتهايم که« و اگر ميان خود و دشمنت پيمان دوستي بستي و امانش دادي به عهد خويش وفا کن و اماني را که داده اي، نيک، رعايت نماي. در برابر پيماني که بستهاي و اماني که دادهاي خود را سپر ساز، زيرا هيچ يک از واجبات خداوندي که مردم با وجود اختلاف در آرا و عقايد، در آن همداستان و همراي هستند، بزرگتر از وفاي به عهد و پيمان نيست. حتي مشرکان هم وفاي به عهد را در ميان خود لازم ميشمردند، زيرا عواقب ناگوار غدر و پيمان شکني را دريافته بودند. پس در آنچه بر عهده گرفته اي، خيانت مکن و پيمانت را مشکن و خصمت را به پيمان مفريب....» اين جاست که نظام تصميم گير کشور با کاري سختتر مواجه است. هم بايد مراقب دشمن باشد و هم خوديهايي که گاه مديريت شان از دشمن هم سختتر ميشود. آنان که در شور و هيجان، اول صف هستند اما در تدبير بايد در صف آخر جانمايي شوند. فشار اين جماعت که صداي بلندي هم دارند، بعد از اين بيشتر خواهد شد. نبايد توان تصميم و تدبير مسئولان دچار اختلال شود. اينها را که خود را طبقه برتر انقلاب ميپندارند را بايد به عقلانيت خواند و به اين نکته ظريف توجه داد که حواس شان جمعِ اين نکته باشد که نبايد موضع و رفتارشان با نتانياهو و رژيم جعلي صهيونيستي همراستا باشد. بدانيم و بدانند آنان که اسرائيل-چنان که امام موسي صدر ميگويد- شر مطلق است. اگر فرضا ميان اين رژيم و شيطان جنگ شد بايد طرف ابليس ايستاد. امروز که تصميم شيطان بزرگ- به دليل اعمال قدرت ميدان و غيرت خيابان و ذکاوت ديپلماسي ما- با خواست صهيونيستها همراه نيست بايد عرصه را بر کودک کشها بيشتر تنگ کرد. اين هم اصلاح نگاه اينان و همراستا شدن شان با قوه عاقله نظام را ميطلبد...