محرم، فصل بازسازي سرمايه مليغلامرضا بني اسديمحرم امسال، به دلايل مختلف، حساستر از سالهاي گذشته است
محرم، فصل بازسازي سرمايه مليغلامرضا بني اسديمحرم امسال، به دلايل مختلف، حساستر از سالهاي گذشته است. منطقه در شرايطي پيچيده قرار دارد، سياست داخلي با مطالبات متنوع اجتماعي مواجه است و افکار عمومي بيش از هر زمان ديگري نيازمند اطمينان، انسجام و افق روشن است. در چنين وضعيتي، منبرها صرفاً جايگاه وعظ نيستند، مراکز توليد سرمايه اجتماعيند. کلمات در اينجا همان جايگاهي را دارند که در ميدان نظامي، مهمات جنگي دارند. همانگونه که استفاده نادرست از يک سلاح ميتواند خسارت بيافريند، کلمه نيز اگر از مدار حکمت خارج شود، به جاي ساختن، ويران ميکند. اما در محور حکمت ميسازد چنان که در يکي از مجالس محرم، روحاني فاضلي با نگاهي عميق به مسائل کشور، تحليلي از شرايط ارائه ميکرد که واجد اين درس مهم حکمراني بودکه مردم، پيش از آنکه اعضاي جناحهاي سياسي باشند، صاحبان اين کشورند و حرمت آنان بايد نقطه آغاز هر تحليل باشد. در روايت او، اختلاف سياسي اصالت نداشت. اصالت با ايران و اسلام بود با منافع ملي و اقتدار ملي. اختلاف اگر هم وجود دارد، بايد در چارچوب همين منافع کلان معنا پيدا کند آن هم براساس منطق «اختلاف امتي رحمه» نه آنکه خود به مسئله اصلي تبديل شود. اين نگاه، يادآور يک اصل بنيادين در حکمراني مدرن است به نامِ هماهنگي نهادي. او نظام را نه مجموعهاي از جزاير پراکنده، بلکه يک اندامواره ميديد. پيکري واحد که هر عضو آن وظيفهاي متفاوت اما مکمل بر عهده دارد. نهادها در اين تصوير، رقيب يکديگر نيستند بلکه همانند شاخههاي يک درختند که از يک تنه مشترک تغذيه ميشوند. آسيب زماني آغاز ميشود که بخشي از ساختار، مشروعيت بخش ديگر را نفي کند يا موفقيت خود را در ناکامي ديگري جستوجو کند. اين مسئله بهويژه در نسبت ميان ميدان و ديپلماسي اهميت پيدا ميکند. تجربه تاريخي نشان داده تخريب ديپلماسي، قدرت ميدان را افزايش نميدهد و تضعيف ميدان نيز بر اعتبار ديپلماسي نميافزايد. قدرت ملي زماني شکل ميگيرد که اين دو، در کنار حمايت افکار عمومي، در يک هارموني راهبردي عمل کنند. موفقيت نه محصول غلبه يک بخش بر بخش ديگر، بلکه نتيجه همافزايي همه ظرفيتهاي ملي است. در مجلسي ديگر، روحاني فرهيختهاي با اشاره به صلح حديبيه و صلح امام حسن(ع)، بر نکتهاي تأکيد ميکرد که سياست ايراني امروز سخت به آن نياز دارد. تمايز ميان هيجان و تدبير. تاريخ اسلام نشان ميدهد که همه تصميمهاي بزرگ الزاماً در فضاي شور عمومي اتخاذ نشدهاند. گاه آنچه در لحظه تلخ مينمايد، در افق تاريخ به «فتح مبين» تبديل ميشود. هنر رهبري سياسي نيز ديدن افقهايي است که در هياهوي لحظه پنهان ميمانند. پيام محرم براي سياست امروز، بيش از هر چيز دعوت به اعتماد و وحدت است. نه اعتماد کور، بلکه اعتماد مبتني بر عقلانيت نهادي. نه وحدت شعاري، بلکه وحدتي برخاسته از درک منافع مشترک. «خودتخريبي» در چنين شرايطي نه يک خطاي سياسي ساده، بلکه نوعي فرسايش سرمايه ملي است. جامعهاي که نهادهاي خود را تضعيف کند، در واقع توانايي خود را براي عبور از بحرانها کاهش داده است. محرم، مدرسهاي براي فهم اين حقيقت است که اقتدار ملي از دل دوگانهسازيها متولد نميشود. اقتدار، محصول پيوند ايمان و عقل، ميدان و ديپلماسي، مردم و حاکميت و گذشته و آينده است. منبرهاي محرم اگر بتوانند اين روايت را بازتوليد کنند، علاوه براينکه به رسالت ديني خود وفادار ماندهاند به يکي از مهمترين وظايف ملي خويش نيز عمل کردهاند. در روزگاري که جنگها بيش از آنکه در ميدانها رخ دهند، در روايتها شکل ميگيرند، محرم، يک نهاد بزرگ ارتباطي و رسانهاي است. شبکهاي گسترده از منبرها، هيئتها و مجالس که در مقياسي ملي، امکان توليد معنا، بازسازي اعتماد و تبيين واقعيت را فراهم ميکند. پس اين محرم را ويژهتر از هميشه بايد ديد...