در منظومه فکري آيتالله العظمي فاضل لنکراني
بيست و ششم خرداد ماه به تاريخ هجري شمسي، سالروز رحلت مرجع بزرگ شيعيان حضرت آيتالله العظمي محمد فاضل لنکراني است. آيتﷲ فاضل لنکراني از جمله مراجعي بودند که اهتمام زيادي به مسئله عزاداري و پيراستن آن از حواشي نامعقول داشتند. ايشان بارها توصيههايي را به عزاداران کردند تا مبادا از طريق صحيحه شيعه فراتر روند و امر عزاداري را ناپسند گردانند. در منظومه فکري آيتﷲ فاضل لنکراني حُرمت نهادن بر سيره صحيح عزاداري نمود کامل داشت. به مناسبت سالروز رحلت اين مرجع بزرگ، مروري بر منظومه فکري ايشان درباره عزاداريهاي محرم کرده ايم.
***
حضرت آيتﷲ فاضل لنکراني مجالس عزاداري را داراي جنبههاي مختلفي ميدانستند. ايشان بر اين باور بودند که تمايز ميان کفر و ايمان، در همين مجالس عزاداري نمود مييابد. ايشان در ديدار با رؤساي هيئتهاي مذهبي قم گفته بودند: در سايه مجالس عزاداري سالار شهيدان، حقيقت کفر و باطل افشا و دين اسلام ترويج ميشود و جوانان با اسلام حقيقي که در مکتب تشيع است، آشنا ميشوند. در اين مجالس اوصياي رسول خدا و دستورهاي آنان براي جامعه بشري معرفي ميشوند. ايشان جنبههاي ظلمستيزي را نيز در اين مجالس جستوجو ميکردند و ميفرمودند: خيال نشود که در اين مجالس ظاهراً عدهاي جمع ميشوند و براي مصائب آن حضرت گريه و عزاداري ميکنند و مسئله تمام ميشود. اين گريهها بزرگترين فريادها بر سر ظالمين است. بزرگترين شخصيت زمان ما، يعني امام راحل حاضر نبود براي از دست دادن فرزند مجتهد خود گريه کند، اما براي مصائب حضرت امام حسين عليهالسلام اشک ميريخت. ما با اين اشکها و عزاداريها انقلاب اسلامي را ايجاد کرديم و در مقابل کفر و ظالمين ايستاديم.[1] ايشان در جاي ديگري نيز به اين مهم اشاره کرده بود که قيام حضرت امام و انقلاب اسلامي برگرفته از قيام سالار شهيدان و درسي از درسهاي آن حضرت است.[2] ايشان حتي در بيان فلسفه سينهزني اينگونه عنوان ميکنند: سينهزني يکي از مظاهر مهم عزاداري و ابراز تنفر از ظلم بني اميه است. و نهتنها اشتباه نيست، بلکه در تداوم هدف عاشورا نقش مهمي دارد.[3]
حضرت آيتﷲ فاضل لنکراني در مراسم عزاداري نحوهاي پويايي و نيل به سمت اتحاد ميديدند و اينگونه عنوان ميکردند که: حفظ انقلاب اسلامي و رشد و اعتلا و عزت ملت بزرگوار ايران در گرو عزاداري حقيقي و بقاي محرم و صفر است. آنچه پيوند دهنده حقيقي همه گروهها و آحاد مردم به يکديگر است، امام حسين است؛ بدانيد که دشمن درصدد کمرنگ کردن مجالس عزاداري و حتي در فکر از بين بردن آن است. دشمن ميداند که پويايي، تحرک و مخالفت با ظلم در مکتب تشيع و محرم وجود دارد و به خوبي فهميده است که اين پويايي و بالندگي در هيچ مسلکي وجود ندارد و به دنبال مقابله و برخورد با آن است.[4]
حضرت آيتﷲ فاضل لنکراني در ماجراي عزاداريها تأکيد بسياري داشتند تا به نحوي پيراسته و به دور از شبههآفريني انجام شود. ايشان فرموده بودند که در انجام مراسمي که براي ائمه صورت ميگيرد ميبايد امور ذيل حتماً به انجام برسد. اول اينکه از هر نوع عملي که عرفاً هتک حرمت شمرده ميشود، مثل کف زدن و سوت زدن و به کار بردن الفاظ و عبارات رکيک و امثال آن، بايد اجتناب شود. دوم اينکه از هر نوع عملي که جنبه توجيهپذيري ندارد و مورد سوء استفاده مغرضان و موجب وهن مذهب ميشود، بايد اجتناب شود. ديگر اينکه از به کار بردن عبارات و جملاتي که بوي شرک و کفر ميدهد، بايد اجتناب شود. همچنين اينگونه مراسم بايد به دور از ريا و خودنمايي و هرگونه اغراض دنيوي به طور سنتي و معمول انجام شود تا إن شاء ﷲ مقبول درگاه الهي قرار گيرد.[5] روي همين اصل بود که ايشان بسياري از پيرايهها بر گرد عزاداري را نميپسنديدند و حکم به ناقبولي آن ميدادند. در بحث از ماجراي قمهزني ايشان حکم کرده بودند که با توجه به گرايشي که نسبت به اسلام و تشيع بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در اکثر نقاط جهان پيدا شده و ايران اسلامي به عنوانام القراي جهان اسلام شناخته ميشود و اعمال و رفتار ملت ايران به عنوان الگو و بيانگر اسلام مطرح است، لازم است در مورد مسائل سوگواري و عزاداري سالار شهيدان حضرت ابي عبدﷲ الحسين به گونهاي عمل شود که موجب گرايش بيشتر و علاقهمندي شديدتر به آن حضرت و هدف مقدس وي گردد. پيداست که در اين شرايط مسئله قمه زدن نهتنها چنين نقشي ندارد بلکه به علت عدم قابليت پذيرش و نداشتن هيچ گونه توجيهي، نتيجه سوء بر آن مترتب خواهد شد. لذا لازم است شيعيان علاقهمند به مکتب امام حسين از آن خودداري نمايند و چنانچه در اين مورد نذري وجود داشته باشد، نذر واجد شرايط صحت و انعقاد نيست.[6]
در موضوع ساير مسائلي که بر محور عزاداريها ايجاد شده نيز از ايشان پرسش شده بود. مثلا در مورد استفاده از ابزار موسيقي در عزاداريها ايشان معتقد بودند: استفاده از ابزار و آلات موسيقي که مختص به مجالس لهو و لعب است در هر شرايط که باشد جايز نيست. لذا اگر به نحوي نواخته شود که مناسب مجالس لهو و لعب و خوشگذراني باشد و يا وهن ائمه اطهار تلقي شود، حرام است و الا مانعي ندارد.[7] در خصوص سينهزني و زنجيرزني نيز ايشان حکم کرده بود که جايز، بلکه راجح است؛ مشروط بر آنکه موجب ضرر مهم و اضرار بر نفس نباشد.[8]
حضرت آيتﷲ فاضل لنکراني پخش صداي سخنراني، روضهخواني و مداحي و عزاداري از بلندگوهاي مسجد و حسينيه و تکايا را اگر موجب اذيت و آزار همسايگان شود، جايز ندانسته بود.[9] آيتﷲ لنکراني همچنين در اعتراض به اشعاري که ممکن است موجب وهن شود و بوي شرک بدهد در پيامي که به مناسبت فرار رسيدن عاشورا دادند اينگونه فرمودند: امروزه از طرفي گروهها و فرقههاي ضاله مانند وهابيت و حکومتهاي جائر همچون اسرائيل و آمريکا در صدد هدم دين اسلام و ضربه زدن به مذهب اهلبيت عصمت و طهارتاند. وهابيت با تهمتها و افترائات فراوان و نشر افکار غير صحيح و مخالفت با قرآن و سنت پيامبر و سخره گرفتن مظاهر ديني از جمله عزاداري و گريستن بر مصائب حسين بن علي که همه انبياء از آدم تا خاتم بر او گريستند، به مبارزه برخاسته از طرف ديگر پيروان اباعبدﷲ و کساني که در ارادت آنان به آن حضرت ترديدي نيست، برخي از آنان بر اين طبل کوبيده و با بيتوجهي همان امري را که دشمنان دين ميخواهند دنبال ميکنند و اين جاي بسيار تأسف است. امروزه وهابيت، شيعه را متهم به شرک ميکند. مذهبي که بالاترين معارف توحيدي را دارد و بزرگ مرد ميدان توحيد امير المؤمنين رهبر و مقتداي اوست. چرا بايد گويندهاي با اشعار غير صحيح که از آن بوي کفر و شرک استشمام ميشود به اين هدف کمک کند؟ ما مکرر گفتهايم، چنانچه اين اشخاص از روي فهم و اختيار بگويند، از مصاديق شرک است و شيعه از چنين افرادي بيزاري ميجويد، خطباي محترم و مداحان مکّرم که افتخار خدمتگزاري به اين آستان را دارند، و چه توفيقي از اين بالاتر، بايد نسبت به اين امور توجه بيشتري داشته باشند و نگذارند ايادي مسموم، آن را دستخوش اهداف شوم خود قرار دهند. مردم عزيز بايد نسبت به گفتار گويندگان و اشعار مرثيهسرايان دقت عميق داشته باشند و مطالب را به صورت مستند مورد پذيرش قرار دهند.[10]
حضرت آيتﷲ فاضل لنکراني، در هشداري به مداحان عنوان ميکنند: اگر مداحان عزيز و مرثيهسرايان محترم در اين امر دقت نکنند و خداي نخواسته از اشعار غير صحيح يا از الحان غير شرعي استفاده کنند، علاوه بر اينکه مرتکب عملي حرام شدهاند، موجب تضعيف دين نيز ميشوند. و قطعاً جوابي براي خدا و رسول و ائمه طاهرين ندارند.[11] يکي از مواضعي که آيتﷲ العظمي لنکراني بر آن انگشت نهاده و کوشيدند تا آن را پيراسته کنند، ماجراي عروسي حضرت قاسم بود. ايشان در اين مورد گفتند: آنچه در مورد عروسي حضرت قاسم مطرح شده يا ميشود صحيح نيست و اثري از اين قضيه در کتب معتبره وجود ندارد. مضافاً بر اينکه حضرت قاسم به سن ازدواج نرسيده بود. بلي، در کتاب منتخب مرحوم طريحي چيزهايي که مناسب ازدواج آن حضرت است نقل شده، ولي ظاهراً اين مطالب نادرست را بعد از آن مرحوم، افراد مغرض يا نادان به آن کتاب اضافه کردهاند و مرحوم طريحي برتر از آن است که اين مطالب را که مناسبتي با واقعه عاشورا ندارد در کتاب خود بنويسد. در عين حال آنچه در کتاب طريحي آمده به اين نحو که بعضي در مراسم تعزيهداري و به صورت خرافي پياده ميکنند، نميباشد.[12]
حضرت آيتﷲ العظمي فاضل لنکراني با اين نگرش به ماجراي عزاداري، کوشيدند تا سيره صحيحي را در سنت عزاداري معرفي کنند. روحشان شاد و با اولياي الهي محشور باد.
ــــــــــــــ
1- سيناي فقاهت، ص 529
2- روزنامه جمهوري اسلامي، 15/11/83
3- جامعالمسائل، ج 1، ص 579
4- سيناي فقاهت، ص 529
5- سيناي فقاهت، صص 436-437
6- سيناي فقاهت، ص 435
7- سيناي فقاهت، ص 436-437
8- سيناي فقاهت، ص 436
9- سيناي فقاهت، ص 437
10- سيناي فقاهت، ص 531
11- افق حوزه، 10/11/84
12- جامعالمسائل، ج 1، ص 584