غلامرضا بني اسدي
جنگ در «ميدان» است اما اينان در «خيابان» فرياد جنگ سر ميدهند. جنگ در «لبنان» است اما اينها در ايران ميگويند هرکس نميخواهد بجنگد جمع کند و برود! پاي اين جماعت به جنگ با دشمن باز نميشود اما تا دلتان که نه، تا دل دشمن بخواهد، به نفع او با خوديها ميجنگند! همه را متهم ميکنند و حق را انحصاري در اختيار خود ميدانند. لابد پندارشان هم همين است! البته کاش باشد در آن صورت بايد به امضاي شعارهاشان خود زحمت بکشند و به ميدان جنگ بروند، جايي که گلوله ميآيد، بمب ميآيد، موشک ميآيد. جايي که ترکشها، دست و پا و سر را قطع ميکند. به جاي اين که راه خروج از کشور را به ديگران نشان دهند، خود راه لبنان و فلسطين و... را در پيش بگيرند و صداقت گفتارشان را با رفتار امضا کنند. اما چنين نميشود. براي اين ها- متأسفانه- قصه ميدان و خيابان ادامه بازيهاي جناحي است. انگار انتخابات برايشان هيچ وقت تمام نميشود. معممين شان هم نه فتوا و حکم که فرمان به حرمت مذاکره ميدهند!
اولي و دومي ادبياتي فقاهتي دارد که اينان شأنش را ندارند و سومي را از سر قدرت که بدان پشتگرمند بيان ميکنند. به هر حال تريبون دارند، ساختار دارند، همين هم باعث ميشود خود را صاحب حق بپندارند. کسي که تريبون دارد حتي اگر ديگران هم همراهي نکنند آنقدر صدايش بلند است که ديگر صداها را در برقراري ارتباط ناکام ميگذارد. کسي که تريبون دست اوست هرچه بخواهد ميگويد حتي گزارههاي صد در صد نادرست را اما درست نمايي ميکند. آدم هم دارند هم کساني که درجلسه برايشان فرياد به تأييد برآورند و هم در فضاي مجازي به آن ضريب دهند. کارشان هم هزينه تراشيدن براي کشور است و سبک کردن هزينه جنگ با کشور براي دشمن. کساني که کلماتشان بذر تفرقه است، برداشتشان که اختلاف است را هم بايد در خرمن دشمن بگذارند،تنها منتفعي که بيفاکتور خدمات شان را دريافت ميکند. خدا بخير کند با اين جنگ جويان مجازي....