در روزگاري که فضايي توأم با ابهام و غير قابل پيش بيني، بر بسياري از ابعاد زندگي اجتماعي سنگيني ميکند، موضوع "آتشبس" و ثبات روابط بينالملل، نه تنها يک موضوع سياسي، بلکه به دغدغهاي عميق براي سلامت روان جامعه تبديل شده است. امنيت رواني شهروندان، يکي از پايههاي اساسي امنيت اجتماعي است. وقتي اخبار مربوط به آتشبسها، توافقات شکننده، يا حتّي تهديد به از سرگيري تنشها، فضاي رسانهاي را اشغال ميکند، ذهن انسان به طور طبيعي درگير ميشود. اين درگيري ذهني، خود را به شکل اضطراب ناشي از ناامني بروز ميدهد و به نظر ميرسد اين اضطراب، به نوعي بزه ديدگي رواني است. زيرا افراد بدون آن که در معرض تهديد فيزيکي مستقيمي باشند، قرباني فضايي مملو از ترس و عدم قطعيت ميشوند و اين رفتار ميتواند منجر به کاهش تمرکز، تحريک پذيري و در نهايت، کاهش کيفيت زندگي افراد شود. در چنين فضايي، جامعه به طور طبيعي به دنبال سازوکارهايي براي مقابله با اين اضطراب جمعي ميگردد. تجمّعاتي که با هدف حمايت از ارزشهاي انقلابي و نشان دادن همبستگي مردمي شکل ميگيرد، در اين بستر، از معنايي عميقتر برخوردار ميشود. اين حضور، صرفاً يک واکنش احساسي يا ابراز عقيده نيست، بلکه يک مکانيسم دفاعي جمعي است که ريشه در روان شناسي اجتماعي و حتّي مفاهيم جرم شناسي دارد. از ديدگاه جرم شناسي، اين حضور را ميتوان به نوعي "کنترل اجتماعي غيررسمي" و "بازسازي انسجام اجتماعي" تفسير کرد. وقتي افراد در کنار يکديگر قرار ميگيرند، حسّ تنهايي در مواجهه با خطر يا اضطراب انفرادي کمرنگ ميشود. اين همبستگي، سرمايه اجتماعي جامعه را افزايش ميدهد و اراده شبانه، نمود قطعيت يافتن همين سرمايه اجتماعي است. اين اراده، بيانگر اين پيام است که "ما تنها نيستيم". اين حضور، نه خصمانه، بلکه "ترميمگر" است. ترميمگر حسّ امنيت رواني خدشهدار شده، ترميم گر اعتماد به آينده و ترميمگر پيوندهاي اجتماعي، که ممکن است تحت تأثير اخبار نگران کننده، سست شده باشد. در واقع اين تجمّعات، پاسخي آگاهانه به تلاش احتمالي براي متشنّج کردن جامعه از طريق ايجاد يا تشديد ناامني رواني است. اين حضور، پاسخي قدرتمند به نيروهايي است که شايد با هدف ايجاد شکاف و اضطراب در جامعه، خبر جنگ را دامن ميزنند. مردم با حضور خود، نشان ميدهند که امنيت رواني آنها، بازيچه دست اخبار و تحوّلات بيروني نيست، بلکه توسط اراده جمعي خودشان، محافظت و بازسازي ميشود. اين حمايت مردمي از انقلاب و ارزشها، در واقع نوعي بازپسگيري کنترل بر فضاي رواني جامعه است. به جاي آنکه مردم در معرض اخبار استرسزا قرار بگيرند، خود به عامل فعّال براي توليد حسّ امنيت و ثبات دروني تبديل ميشوند. اين پوياي اجتماعي از منظر جامعه شناسي جرم، به کاهش فرصتهاي جرم(ناامني رواني) و تقويت بافت اجتماعي سالم، کمک ميکند.
در نهايت، "امنيت رواني، اراده شبانه" نه يک شعار، بلکه يک استراتژي بقا و تاب آوري اجتماعي است. اين پديده نشان ميدهد که مردم ايران، در مواجهه با مشکلات امنيتي و رواني، نه تنها منفعل نيستند، بلکه قادرند با اتّکا به همبستگي و اراده جمعي خود، فضايي از امنيت رواني را بازسازي کنند. تجمّعات حمايتي، در اين چارچوب، صرفاً ابزار وفاداري نيست، بلکه عملي است براي حفاظت از سلامت روان جامعه در برابر تهديدات نرم. اين اراده شبانه، چراغ اميدي است که در دل هر گونه تاريکي احتمالي، راه را براي فردايي روشن و باثباتتر هموار ميسازد.
دکتر حديث سادات حسيني
مدرس دانشگاه و عضو هیأت علمی