وقتي اميد در سنندج دوباره جان گرفتحضور ميداني و پيگيرانه مديران ارشد استان کردستان در ماجراي کودکآز
وقتي اميد در سنندج دوباره جان گرفتحضور ميداني و پيگيرانه مديران ارشد استان کردستان در ماجراي کودکآزارينجات دو دختربچه 7 و 15 ساله از زنداني خانگي در محله حاجيآباد سنندج، فقط يک خبر تلخ از کودکآزاري نبود؛ اين حادثه، زخمي بر وجدان عمومي شهر نشاند، اما در دل همان تلخي، جلوهاي از بيداري اجتماعي و مسئوليتپذيري نهادهاي استان را نيز آشکار کرد. ماجرايي که اگرچه با رنج آغاز شد، اما با واکنش سريع مردم، ورود بهموقع دستگاههاي مسئول و سپس تصميمي انساني و اميدبخش ازسوي استاندار کردستان، به روايتي از همدلي و حمايت بدل شد.اين دو خواهر کمسنوسال بنا بر گزارشهاي اوليه، مدتي در شرايطي سخت و غيرانساني، دور از آفتاب زندگي، در انزوا، گرسنگي، ضربوشتم و محروميت از ابتداييترين حقوق انساني روزگار گذرانده بودند. اما فرياد خاموش آنان، سرانجام از پشت ديوارهاي سکوت شنيده شد. همسايگان حساس شدند، دستگاههاي امدادي و انتظامي وارد عمل شدند و اين دو کودک از وضعيتي هولناک نجات يافتند. نجاتي که تنها بيرون آوردن آنان از يک خانه نبود، بلکه بريدن زنجيرهاي از ترس، خاموشي و فراموشي بود.در اين ميان، آنچه به افکار عمومي آرامش و اطمينان بيشتري بخشيد، حضور ميداني و پيگيرانه مديران ارشد استان بود. استاندار کردستان، رئيسکل دادگستري استان، فرماندار سنندج، دادستاني، سازمان بهزيستي و نيروهاي انتظامي از نخستين ساعات انتشار اين خبر، صرفاً ناظر ماجرا نماندند؛ بلکه در صحنه حاضر شدند، هماهنگيهاي لازم را انجام دادند و سپس با حضور در بيمارستان کوثر سنندج، از اين دو کودک عيادت کردند. اين حضور، براي افکار عمومي پيام روشني داشت: وقتي پاي امنيت و کرامت کودکان در ميان است، مسئوليت نبايد پشت ميزها بماند، بايد به ميدان بيايد.اما نقطهاي که اين رخداد تلخ را به روايتي اميدآفرينتر بدل کرد، دستور آرش لهوني، استاندار کردستان، براي تأمين يک واحد مسکوني مجهز به امکانات و لوازم ضروري زندگي براي اين دو خواهر و آغاز زندگي تازه در کنار مادرشان بود؛ تصميمي که فراتر از يک اقدام اداري يا حمايتي معمول، به نمادي از همدلي عملي و ورود جدي مديريت استان به ترميم زخمهاي اجتماعي تبديل شد.اين تصميم در افکار عمومي بازتابي گسترده و مثبت يافت، چراکه تأمين سرپناه براي کودکاني که بيش از هر چيز به امنيت، آرامش، مراقبت رواني و بازسازي حس اعتماد نياز دارند، صرفاً فراهم کردن يک سقف نيست، بلکه دادن فرصت دوباره براي نفس کشيدن، آرام شدن و بازگشت به زندگي است.بي شک اينکه مديران ارشد استان موضوع را به يک خبر گذرا تقليل ندادند و با حضور در بيمارستان و پيگيري مستقيم پرونده نشان دادند که رنج کودکان بيدفاع را جدي ميگيرند، دلگرمکننده بود. اين همراهي، فقط يک حرکت نمادين نبود پيامي روشن داشت: در لحظات بحراني، نهادهاي مسئول ميتوانند و بايد کنار قربانيان بايستند، نه صرفاً در مقام گزارشدهنده، بلکه در جايگاه حامي و تسهيلگر.بيترديد افکار عمومي سنندج و سراسر کشور انتظار دارند اين پرونده با دقت، سرعت و قاطعيت پيگيري شود. کودکآزاري، چه در قالب زندان خانگي و چه به شکل ضربوشتم و محروميت، نبايد در لايههاي پنهان روابط خانوادگي پنهان بماند. جامعهاي که ميخواهد از کودکانش حفاظت کند، ناگزير است سازوکارهاي روشن و مؤثري براي گزارشدهي، مداخله فوري، حمايت رواني و قضايي و نيز مراقبتهاي پس از بحران داشته باشد.آنچه امروز از سنندج مخابره ميشود، تنها روايت يک حادثه دردناک نيست بلکه روايت جامعهاي است که نسبت به رنج کودکانش بيتفاوت نمانده و نهادهاي مسئولش نيز در اين پرونده نشان دادهاند که ميتوانند در کنار برخورد قانوني با عاملان خشونت، دست حمايت بر شانه قربانيان بگذارند. و شايد از همينجا باشد که تصميم استاندار کردستان براي اهداي آپارتمان، معنايي فراتر از يک دستور اداري پيدا ميکند، معنايي که در ذهن مردم به نشانهاي از مسئوليتپذيري، همدلي و اميد بدل شده است.اميد آن است که رسيدگي به اين پرونده، نه فقط به احقاق حق اين دو کودک ختم شود، بلکه به نقطهاي براي بازنگري جديتر در نظام حمايت از کودکان، تقويت مداخلههاي پيشگيرانه و حساستر شدن جامعه نسبت به نشانههاي خشونت خانگي تبديل گردد تا ديگر هيچ کودکي در هيچ خانهاي، پشت درهاي بسته، صداي کمک را بيپاسخ نگذارد.هرس مالي-خبرنگارروزنامه جمهوري اسلامي در کردستان