موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13370
معرفي کتابهم‌باوران، اثر جدیدی از دکتر عباس خامه‌یارکتاب «هم‌باوران» تأليف دکتر عباس خامه‌يار، با تم

معرفي کتابهم‌باوران، اثر جدیدی از دکتر عباس خامه‌یارکتاب «هم‌باوران» تأليف دکتر عباس خامه‌يار، با تمرکز بر تجربه‌هاي زيسته در گفت‌وگو و همزيستي ميان انديشمندان مسلمان و مسيحي، توسط موسسه چاپ و نشر بين‌الملل منتشر شد. کتاب «هم‌باوران» تازه‌ترين اثر دکترعباس خامه‌يار، با نگاهي به تجربه‌هاي بينافرهنگي و گفت‌وگوي اديان است. اين اثر که حاصل سال‌ها تعامل و ارتباط نزديک نويسنده با اديبان و متفکران مسيحي است، تلاش مي‌کند تصويري عيني از همزيستي مبتني بر اشتراکات معنوي ارائه دهد. «هم‌باوران» صرفاً يک پژوهش نظري در حوزه مطالعات اديان نيست، بلکه روايتي مبتني بر تجربه‌هاي زيسته است که در آن، نويسنده از مواجهه مستقيم با چهره‌هايي سخن مي‌گويد که در عين تعلق به سنت مسيحي، به تعاليم اهل‌بيت(ع) علاقه‌مند بوده‌اند. اين کتاب با تکيه بر همين تجربه‌ها، به دنبال بازنمايي ظرفيتي است که مي‌تواند در بستر تفاوت‌هاي اعتقادي، به همدلي و فهم مشترک منجر شود.در اين اثر، مفهوم «محبت» به‌عنوان يکي از نقاط تلاقي بنيادين ميان اديان الهي مورد توجه قرار گرفته است، مفهومي که در سنت اسلامي و مسيحي، جايگاهي محوري در تبيين ايمان و اخلاق دارد. نويسنده با تمرکز بر اين اشتراک، تلاش کرده نشان دهد چگونه مي‌توان از دل اين مؤلفه مشترک، به زباني فراتر از مرزهاي عقيدتي دست يافت. بخش قابل توجهي از کتاب به بازتاب نگاه انديشمندان مسيحي درباره شخصيت‌هايي ديني مسلمان همچون امام علي(ع) و امام حسين(ع) اختصاص دارد. در اين ميان شخصيت امام خميني در نگاه انديشمندان مسيحي نيز مورد غفلت قرار نگرفته است. چهره‌هايي که در اين روايت، نه صرفاً به‌عنوان پيشوايان مذهبي، بلکه به‌مثابه نمادهايي از عدالت، آزادگي و ايثار معرفي مي‌شوند. در اين چارچوب، برخي از متفکران مسيحي، مفاهيمي همچون رنج مقدس و فداکاري در راه حقيقت را در نسبت با واقعه کربلا مورد توجه قرار داده‌اند و آن را قابل مقايسه با برخي مفاهيم الهياتي در سنت مسيحي دانسته‌اند.مؤلف در اين کتاب تجربه و حاصل ديدارها و گفتگو‌هاي خود با شانزده تن از انديشمندان مسيحي را روايت مي‌کند. اولين تجربه از يک تجربه شخصي آغاز مي‌شود؛ علاقه‌مندي نويسنده در نوجواني به ديدار با جورج جرداق، انديشمند مسيحي لبناني که آثارش درباره امام علي(ع) شناخته شده است مي‌باشد که اين علاقه‌مندي در سال‌هاي بعد و در جريان حضور نويسنده در لبنان، به ديدار و گفت‌وگو با چهره‌هاي مختلف مسيحي از جمله ويکتور الکک، سليمان کتاني، ژوزف الهاشم، آنتوان بارا، ميشل کعدي، جورج شکور، زکي الحاج، با آرام اول کشيشيان، لوئيس صليبا، عصام درويش، هيلانه الياس، اميل لحود و بولس سلامه منجر مي‌شود، تجربه‌اي که به يکي از محورهاي اصلي شکل‌گيري اين کتاب تبديل شده است.مؤلف در بخش‌هايي از اين کتاب که اختصاص به «سليمان کتاني» اديب برجسته مسيحي دارد، مي‌نويسد: «... هر ديدار با او، در حکم سفري روحاني بود. کتّاني، مردي بود با همتي بلند، قامتي خميده و نگاهي نافذ، که در پسِ چشمانش آتشي از عشق به حقيقت مي‌درخشيد. وقتي سخن از ايران به ميان مي‌آمد، چهره‌اش نوراني مي‌شد، دستانش مي‌لرزيد، و با شوقي کودکانه از انقلابي مي‌گفت که آن را امتداد عدالت علوي و معنويت محمدي مي‌دانست.او از امام خميني (قدس‌سره) نه چون يک رهبر سياسي، بلکه چون «ولّي روحاني» ياد مي‌کرد؛ و از انقلاب ايران به عنوان «قيامي بر مدار بسم‌الله». با اندامي رنجور و روحي به غايت لطيف، همچنان مي‌نوشت و مي‌نوشت؛ تا سرانجام ثمره عشق و سال‌ها تأمل و تألمش را در اثري فاخر به بار آورد. «الإمام الخميني، شرارة بسم‌الله و احتراق الهشيم.» (امام خميني، جرقه‌اي بود به نامِ بسم‌الله، و خاشاکِ ستم در آتش آن سوخت.)آن زمان کتّاني 85 سال داشت. هوش و ذکاوتش اما همچنان جوان بود، با همه اين سختي‌ها، با عشقي سرشار، آخرين اثر جاودانه‌اش را در خرداد 1375 به پايان رساند. کتابي فاخر و پرشور که هم‌زمان با رونمايي آن در تهران، دل‌هاي دلدادگان امام خميني را شاد و روشن ساخت.و نه فقط در لبنان، بلکه در ايران، در دل دوستداران امام، نام سليمان کتّاني چون شعري آشنا طنين‌انداز شد. کتّاني در مقدمه اثرش نوشت: «در امام خميني، روح علي را ديدم، صداي حسين را شنيدم، و در کلامش، نغمه محمدي را.» هر بار که به خانه‌اش مي‌رفتم، کتّاني که دلباخته ايران‌زمين بود؛ به مردم ايران به انقلاب و به امام راحل عشق مي‌ورزيد و آغوشي گرم و صميمانه براي ايرانيان مي‌گشود. با آن که تن خسته و رنجورش گاه او را در مضيقه مي‌گذاشت، اما هيچ‌گاه مانع ديدارهايمان نمي‌شد. قليان را کنار مي‌گذاشت، اما هرگز نمي‌پذيرفت در بالکن خانه‌اش، مشرف بر منظره‌هاي چشم‌‌نواز کوه و جنگل، از نوشيدن قهوه صرف ‌نظر کنيم و با همان قهوه معطر لبناني از من پذيرايي مي‌کرد و مي‌گفت: «ايرانيان، فرزندان نورند.... شما با انقلاب خويش، خورشيد را از پسِ قرونِ ظلمت بيرون آورديد.» همسر باوفايش «هيلين» با لبخندي آرام از دور، نظاره‌گرِ گفت‌وگوهايمان بود. او نيز، بي‌آنکه سخني از ايمان بگويد، در سلوک و ادب، تجلي ايمان بود. خانه‌شان آراسته به تابلوهايي از خوشنويسي فارسي و تصويرهايي از حرم‌هاي مقدس بود؛ نشانه‌هايي از دلبستگي مردي که مسيحي بود، اما دلش در نجف و کربلا پَر مي‌زد.سليمان کتّاني، مردي بود که «باايمان نوشت و با عشق زيست». در مسيحيتش رنگي از علويت داشت و در ادبش، پرتوي از ملکوت. او از آن‌گونه انسان‌هايي بود که دينشان، انسانيت است و مذهبشان، محبت. هر که او را مي‌ديد، در مي‌يافت که چگونه مي‌توان در ميان مرزهاي آيين‌ها و سرزمين‌ها، پلي از نور و واژه زد...»کتاب «هم‌باوران، روايت‌هايي از همزيستي با اديبان مسيحي دلداده‌ اهل‌بيت(ع) و دوستدار ايران» توسط نشر بين الملل در 576 صفحه در بهار سال جاری چاپ و منتشر شده است.*سلیمان کتّانی نویسنده مسیحی لبنانی از امام خمینی (قدس‌سره) نه چون یک رهبر سیاسی، بلکه چون «ولیّ روحانی» یاد می‌کرد و از انقلاب اسلامی ایران به عنوان «قیامی بر مدار بسم‌الله»*کتّانی در مقدمه اثرش نوشت: «در امام خمینی روح علی را دیدم، صدای حسین را شنیدم و در کلامش نغمه محمّدی را»