موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13366
کتاب، خشت اول بناي توسعهحسن بهنامپيشرفت و توسعه پايدار در هر جامعه‌اي، پديده‌اي چندوجهي است که ريشه‌

کتاب، خشت اول بناي توسعهحسن بهنامپيشرفت و توسعه پايدار در هر جامعه‌اي، پديده‌اي چندوجهي است که ريشه‌هاي آن نه تنها در مؤلفه‌هاي اقتصادي و فناورانه، بلکه به‌طور اساسي در کيفيت سرمايه انساني آن نهفته است. توسعه، در معناي جامع خود، فرآيندي است که به ارتقاي مستمر شاخص‌هاي زيست‌محيطي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي منجر مي‌شود و غايت آن، شکوفايي ظرفيت‌هاي بالقوه انساني و دستيابي به رفاه همه‌جانبه است. از اين منظر، دانايي، سلامت و عقلانيت نه به‌عنوان اهداف فرعي، بلکه به‌عنوان پيش‌شرط‌هاي بنيادين و در عين حال، نتايج مطلوب توسعه محسوب مي‌شوند.1. دانايي، ستون فقرات توسعهبنيان هر جامعه توسعه‌يافته، شهرونداني دانا هستند. اين دانايي، فراتر از تسلط بر سواد خواندن و نوشتن يا اکتساب مدارک تحصيلي رسمي است بلکه شامل توانايي فهم عميق مسائل، تشخيص علل و عوامل، داوري منطقي، تفکر انتقادي، و اتخاذ تصميمات آگاهانه و مسئولانه در زندگي فردي و جمعي است. جوامع دچار «فقر دانايي» - يعني سطحي‌نگري، اطلاعات نادرست، عدم توانايي در تحليل، و پذيرش منفعلانه وضع موجود - در معرض انواع بحران‌هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي قرار مي‌گيرند. اين فقر دانايي، خود را در قالب‌هايي چون کاهش سرمايه اجتماعي، تضعيف اعتماد عمومي، افزايش آسيب‌پذيري در برابر اطلاعات غلط، و عدم موفقيت در پياده‌سازي طرح‌هاي توسعه‌اي نمايان مي‌سازد.2. عقلانيت، موتور محرکه و جهت‌دهنده توسعهتوسعه، به‌ويژه در ابعاد سياسي و اجتماعي، نيازمند بستري از عقلانيت است. عقلانيت به معناي رويکردي نظام‌مند و منطقي به حل مسائل، سياست‌گذاري، و تصميم‌گيري است که بر پايه شواهد، تحليل‌هاي کارشناسانه، و در نظر گرفتن پيامدهاي بلندمدت بنا شده است. بدون عقلانيت، سياست‌گذاري‌ها دچار روزمرگي، ناکارآمدي، و حتي آسيب‌زايي مي‌شوند. ازسوي ديگر، خودِ فرايند توسعه نيز به‌طور متقابل، زمينه‌ساز و تقويت‌کننده عقلانيت در جامعه است زيرا با ارتقاي سطح آموزش، دسترسي به اطلاعات، و افزايش ظرفيت نقد، جامعه را به سمت تفکر عقلاني سوق مي‌دهد. اين رابطه دوسويه، نشان مي‌دهد که توسعه و عقلانيت، دو روي يک سکه‌اند و جدايي آن‌ها، مسير پيشرفت را مسدود مي‌سازد.3. کتاب، کانوني براي پرورش دانايي و عقلانيتدر ميان ابزارهاي متعدد پرورش دانايي و تقويت عقلانيت، کتاب جايگاهي منحصربه‌فرد دارد. کتاب، به‌ويژه اگر متني غني، مستند، و روشنگر باشد، مي‌تواند– گستره دانش و آگاهي خواننده را افزايش دهد– مهارت تفکر انتقادي و تحليلي را تقويت کند– مفاهيم پيچيده را تبيين کرده و به فهم عميق‌تر مسائل ياري رساند– رويکردهاي مختلف و ديدگاه‌هاي گوناگون را معرفي کند و ظرفيت مدارا و فهم متقابل را بالا ببرد– زمينه لازم براي گفت‌وگوهاي سازنده و مبتني بر استدلال را فراهم آورد– از تکرار تجربيات تلخ تاريخي از طريق درس‌آموزي از گذشته جلوگيري کند.بنابراين، مي‌توان گفت کتابِ خوب و مؤثر، در حقيقت، خشت اول بناي توسعه پايدار است. هر شهروندي که با مطالعه، ظرفيت دانايي و عقلانيت خود را ارتقا مي‌بخشد، به سهم خود، در استحکام اين بنا مشارکت مي‌کند.4. مشکلات و نگاهي واقع‌بينانهدرک نقش حياتي کتاب، نبايد ما را به تقليل‌گرايي دچار کند. کتاب تنها يکي از مؤلفه‌هاي لازم (و نه کافي) براي توسعه است. تحقق توسعه نيازمند مجموعه‌اي هم‌افزا از عوامل ديگر است، از جمله– سيستم آموزشي کيفي و در دسترس براي همگان– رسانه‌هاي مسئول و اطلاع‌رسان– نهادهاي مدني پويا و مشارکت‌جو– فضاي عمومي باز براي گفت‌وگو و تبادل نظر– سياست‌گذاري‌هاي خردمندانه و بلندمدت– توزيع عادلانه منابع و فرصت‌ها.ترويج فرهنگ کتاب‌خواني، هنگامي بيشترين اثرگذاري را خواهد داشت که در بستر اين عوامل حمايتي و در چارچوبي جامع‌تر پيگيري شود. شعار «بخوانيم براي ايران» نمايشگاه کتاب تهران، تلويحاً به همين دغدغه اشاره دارد و فراخواني است به بازگشت به مطالعه به‌عنوان ريشه‌اي براي رشد و پيشرفت.سخن پايانيبراي عبور از مشکلات کنوني و ساختن آينده‌اي توسعه‌يافته، متکي بر عقلانيت و برخوردار از سرمايه اجتماعي غني، ارتقاي سطح دانايي و آگاهي عمومي امري حياتي است. کتاب، به‌عنوان يکي از مؤثرترين ابزارها در اين مسير، نقشي بي‌بديل ايفا مي‌کند. بياييد با آشتي با کتاب و مطالعه، پايه‌هاي جامعه‌اي آگاه‌تر، عاقل‌تر، سالم‌تر و در نهايت، توسعه‌يافته‌تر را بنا نهيم.