چرا حاشيه خليج فارس کمينگاه آمريکا شد؟زينب شريفيسيستم پادشاهي در تاريخ سياسي – اجتماعي کشورها تا يک
چرا حاشيه خليج فارس کمينگاه آمريکا شد؟زينب شريفيسيستم پادشاهي در تاريخ سياسي – اجتماعي کشورها تا يک زمان مشخص کارآمد نشان داده شده يعني وقتي که هدف، دفاع از خود يا گسترش مرزهاي تحت سيطره حکومتها بوده است. در اين اَشکال، اقوام مختلف تحت حمايت يک گروه مشخص که عصارهاي از کافيترين افراد قبايل بود، گرد هم ميآمدند و حکومت تشکيل ميدادند يا يک قبيله با اتکاء به شجاعت و کارداني خود، بر ساير قبايل دوست- دشمن پيروز ميگشتبررسي وقابع باستاني - تاريخي نشان داده که پادشاه علاوهبر آنکه سبب تشکيل حکومتهاي محلي تا امپراتوريهاي بزرگ بوده، استقلال يک حکومت را نيز تضمين ميکرد.گاه يک حکومت بهواسطه حضور حاکمي مقتدر، شرق تا غرب عالم را تحت سيطره خود ميگرفت.اين شيوه در سدههاي اخير با فروپاشي حکومتهايي چون پهلوي و امپراتوري عثماني، بسيار ناکارآمد نشان داده شد.اين امر همچنين با پديدار شدن "استعمار" در شيوه پادشاهي انواع حکومتهاي بزرگ و کوچک، شدت گرفت زيرا پادشاهان که تا پيش از آن دشمني مشخص و خيل بيشماري رعيت زير يوغ خويش داشتند، دوستاني ظاهرالصلاح پيدا کردند که با کوچکترين نافرماني، به عزل و نصبشان ميپرداختند.سيستم امروز شيخنشينهاي خليج فارس، نموداري جزء به جزء از تطبيق "سيطره استعمار بر حکومتهاي پادشاهي" است، کشورهايي که اگر چه بهلحاظ حضور مردمان خويش بر صفحات تاريخ، سابقهاي طولاني دارند اما هيچگاه به تکاپوي بهروزسازي کشورداري در حوزههاي خويش نيفتادند يعني بهجاي سپردن حکومت به انتخابات آزاد و تعيين افرادي که از دل ملت برآمدهاند، باج به بيگانه داده تا همچنان به حکومت بر ساير طوايف و قبايل مجاز باشند.سيستم پادشاهي تا پيش از برآمدن انواع "استعمار" سياسي – فرهنگي – اقتصادي و حتي مذهبي با تمرکز بر مرزهاي تحت سيطره خويش سعي در رضايتمندي يا حداکثر سرکوب مخالفان داشت تا حکومتي يکدست را جلودار سازد اما پس از برآمدن استعمار، بهجاي نظرداشت صلاح مملکت، مصالحه با استعمارگر را پيشه خود ساخت.نتيجه آنکه حکومتهاي حاشيه خليج فارس با وجود پيوستگيهاي عميق فرهنگي – مذهبي که در هماره تاريخ سبب اتحاد دولت – ملتهاي مختلف بوده، استعمارگراني چون امريکا را در ساحت سياسي خويش مأوا داده،چشم بر مصالح ملتهايشان بستند. امري که علاوه بر خلل جدي در سيستم پادشاهي، چشم بر همسايه بزرگي چون ايران بسته تا در دوراني که اين کشور ميتوانست براي آنها بهمثابه عراق، فلسطين، لبنان و يمن، يار و برادر باشد بهمقابله با زياده خواهي آنها و امريکاي استعمارگرشان برخيزد.